
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

جهش بزرگ در صنعت پتروشیمی
افتتاح سه طرح پتروشیمی در روز پنجشنبه که از طرحهای مهم ملی و زیربنایی بهشمار میآید، توجه رسانههای جهان را نیز به خود جلب کرد. طرحهایی به ارزش حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار، که ظرفیت تولیدات پتروشیمی را 4 میلیون تن بالا میبرد. در این زمینه رسانههای بینالمللی نوشتند که «ایران در حال کاهش وابستگی به صادرات نفت خام و توسعه پتروشیمی بهعنوان دومین صنعت بزرگ صادراتی خود است.» در مراسم افتتاح این سه طرح مهم که یکی از آنها بزرگترین واحد متانول جهان بهشمار میرود، رئیس جمهوری تأکید کرد که روند افتتاح طرحهای عظیم ملی، عمرانی، تولیدی و زیربنایی در کشور باوجود شرایط سخت تحمیلی دشمنان، با شتاب ادامه مییابد. بهگزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، حسن روحانی با اشاره به اینکه افتتاح پروژههای متانول کاوه و پتروشیمی کیمیای پارس خاورمیانه در استان بوشهر و پروژه تولید کاتالیست در استان لرستان، گامی ارزنده در مسیر توسعه و آبادانی کشور است، بیان کرد: این طرحها زمینه اشتغال پایدار ۲ هزار و ۱۱۰ نفر را فراهم کرده است.
تحول بزرگ در پتروشیمی
رئیس جمهوری با تأکید بر اینکه «پیوسته گفتهایم میخواهیم از صادرات نفت خام فاصله گرفته و آن را پس از تبدیل به فرآوردههای باارزش، صادر کنیم»، اظهار کرد: در پتروشیمی شاهد یک تحول بزرگ هستیم بهگونهای که در سال ۷۶ ارزش تولیدات این بخش یک میلیارد دلار بود که این رقم در ابتدای دولت تدبیر و امید به حدود ۱۱ میلیارد دلار رسید و در این دوره، این رقم با یک جهش بزرگ دو برابر شده است. روحانی با اشاره به افتتاح ۱۷ طرح پتروشیمی در کشور تا پایان امسال گفت: همزمان با جهش دوم در عرصه صنعت پتروشیمی، سرمایه گذاریهای لازم برای جهش سوم پتروشیمی در سال ۱۴۰۴ انجام شده که میتواند مجموع ارزش تولیدات این بخش را به رقم ۳۷ میلیارد دلار برساند که این یک تحول بزرگ در کشور خواهد بود.
خودکفایی با فعال شدن دانش بنیانها
رئیس جمهوری با اشاره به اینکه شاهد بهرهبرداری از سه طرح بسیار مهم برای اقتصاد و خودکفایی کشور و همچنین برای درآمدزایی غیرنفتی هستیم گفت: همه اینها در کنار اشتغالی که برای جوانان عزیز به وجود میآورد، مهم است. وی ادامه داد: در میان این طرحها افتتاح یک طرح کاتالیست داشتیم که آن هم برای ما بسیار مهم بود؛ تولید کاتالیست بهدلیل اینکه نیازمند بودیم این کاتالیست را از خارج تأمین کنیم و امروز الحمدلله در بخش بزرگی به خودکفایی رسیدیم و روی پای خودمان ایستادیم؛ جوانان دانشمند خودمان این طراحی را انجام دادند و خوشبختانه به ثمر نشسته است. اینجا برای ما خوشحالی مضاعف است که شرکتهای دانشبنیان در همه زمینهها امروز فعال هستند و بحمدالله در بسیاری از زمینهها داریم به خودکفایی میرسیم.
کاهش نیاز به واردات ارزبر
روحانی در خصوص نحوه تأمین ارز برای کشور، بیان کرد: یکی از راه های تأمین ارز این است که تولید در بسیاری از رشتهها بهگونهای باشد که ما را از ارز بینیاز کند؛ در ساخت قطعات، در ساخت تولیداتی که مورد نیاز است و خوشبختانه امروز شاهد این تحول در کشور در این سالهای بسیار سخت تحریم اقتصادی هستیم و این افتتاح در واقع برای ما خوشحالی مضاعف داشت. وی همچنین گفت: نکته دیگر اینکه همواره تأکید کردیم میخواهیم از صادرات نفت خام فاصله بگیریم و به جای اینکه نفت و گاز را بهصورت خام صادر کنیم، آن را به فرآوردههای باارزش که یکی از آنها پتروشیمی است، تبدیل کنیم. خوشبختانه در زمینه پتروشیمی شاهد یک تحول بسیار بزرگ هستیم.
ریلگذاری برای جهش سوم
رئیس جمهوری در خصوص روند توسعه صنعت پتروشیمی توضیح داد: در سال ۷۶ کلِ تولید پتروشیمی حدود یک میلیارد دلار بوده، در آغاز دولت تدبیر و امید یعنی سال ۹۲ حدود ۱۱ میلیارد دلار بوده و به همین صورت در حال پیشرفت هستیم و شاهد یک جهش بزرگ تا پایان امسال و سال آینده هستیم که تولید کشور را در پتروشیمی به ۲ برابر میرساند و امسال که سال ۹۹ است، ۱۷ طرح پتروشیمی را به افتتاح میرسانیم؛ که تعدادی از آن را افتتاح کردیم و ۱۳ طرح برای افتتاح باقی مانده و بقیه طرحها افتتاح شده و این بسیار مهم است و علاوه بر این ریل لازم و سرمایهگذاریهای لازم را برای جهش سوم انجام میدهیم. وی افزود: در تولید پتروشیمی که انشاءالله در سال ۱۴۰۴ به ثمر میرسد، در واقع از یک میلیارد دلار به ۱۱ میلیارد دلار رسیدیم و داریم به ۲۵ میلیارد میرسیم و در نهایت از ۲۵ میلیارد در جهش بعدی به ۳۷ میلیارد دلار خواهیم رسید؛ این به معنای یک تحول بزرگ در کشور است و باید از همه مهندسین، دستاندرکاران، تلاشگران و آنهایی که سرمایهگذاری میکنند و بخشهای مختلف تشکر و قدردانی کنیم.
رسالت بسیار سنگین رسانهها
روحانی در پایان، رسالت رسانههای داخلی و خبرنگاران را بسیار سنگین دانست و گفت: این رسالت ایجاد امید، اعتماد و نشاط یعنی آن سرمایه بزرگ اجتماعی برای جامعه و آینده کشور، است؛ روزهای بسیار سختی را میگذرانیم؛ این را اعتراف میکنم که فشار دشمنان بر ما بسیار سنگین است؛ در کنار کرونا، تحریم را داریم، در کنار تحریم تحریف را داریم، در کنار تحریف، تهدید را داریم و در کنار همه اینها دشمنانی داریم که در رسانههای بیگانه و خارجی میخواهند مردم را دلسرد کنند. وی ادامه داد: اما به هر حال در برابر همه آنها، امید و اعتماد، ایمان، تلاش، وحدت و هماهنگی را داریم و بحمدالله امروز میبینیم قوای کشور، نیروهای مسلح و مردم در سایه هدایتهای رهبری، شاهد یک وحدت و اتحاد و هماهنگی هستند و در این زمینه رسانهها میتوانند بسیار نقش داشته باشند؛ خبرنگارها میتوانند بسیار نقش داشته باشند.
افتتاح ۱۸ طرح پتروشیمی از سال ۹۲ تا ۹۸
وزیر نفت با اشاره به اینکه ارزش تولید محصولات صنعت پتروشیمی در سال ۷۶ با تمام تلاشهای انجام شده کمتر از یک میلیارد دلار بود که با یک جهش در دو دوره دولت اصلاحات و فعالیتهای پس از آن این رقم در سال ۹۲ به حدود ۱۱ میلیارد دلار به قیمت ثابت سال ۹۵ رسید، افزود: از سال ۹۲ و با جهش دوم صنعت پتروشیمی ۱۸ طرح پتروشیمی تا پایان سال ۹۸ به بهرهبرداری رسید. وی ادامه داد: با به مرحله تولید رسیدن ۲۷ طرح دیگر پتروشیمی تا سال ۱۴۰۰ و با سرمایهگذاری ۱۷ میلیارد دلاری، مجموع ارزش تولیدات پتروشیمی به ۲۵ میلیارد دلار و تا پایان سال ۱۴۰۳ و در ادامه کار در جهش سوم به ۳۷ میلیارد دلار میرسد.
نقش مهم پتروشیمیها در بورس
وزیر نفت با بیان اینکه پتروشیمیها نقش بسیار مهمی در بورس دارند و ۲۵ درصد ارزش بازار سرمایه متعلق به شرکتهای پتروشیمی است، تصریح کرد: با توجه به اینکه شرکتهای پتروشیمی از گروههای ارزآور و صادراتمحور هستند مورد استقبال مردم است. انشاءالله سهام چند شرکت دیگر هم با همکاری بورس بزودی عرضه میشوند.
افزایش تولید متانول کشور و یک هشدار
زنگنه با بیان اینکه با افتتاح دو طرح کیمیای پارس خاورمیانه و کاوه ۴ میلیون تن به ظرفیت تولید پتروشیمی کشور افزوده میشود، تصریح کرد: متانول کاوه بزرگترین متانول دنیاست که از سوی بخش خصوصی انجام شده و کیمیای پارس خاورمیانه که متعلق به صندوق ذخیره فرهنگیان است و فرهنگیان عزیز ما از نعمت و درآمد آن استفاده خواهند کرد. وزیر نفت با اشاره به اینکه تولید متانول کشور تا پایان پارسال ۶.۷ میلیون تن بوده اذعان کرد: با پایان جهش دوم این مقدار به ۱۷.۵ میلیون تن و در پایان جهش سوم به ۲۴ میلیون تن میرسد. وزیر نفت ادامه داد: افزایش تولید متانول اگرچه یک خبر خوب است، اما یک هشدار هم به شمار میآید که ممکن است بازار این محصول اشباع شود، بنابراین در این مسیر، تولیدکننده متانول باید به بخش پاییندستی آن بسیار توجه کند. زنگنه تصریح کرد: خوشبختانه زنجیره پاییندستی متانول به پروپلین میرسد، پروپلین محصولی است که صنایع پاییندستی بیشترین نیاز را به آن دارد و هماکنون در این محصول کمبود هم داریم. همچنین، بهزاد محمدی، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در این باره توضیح داد:
۵ میلیون تن از ظرفیت تولید متانول در 1404 به سمت تولید پروپیلن هدایت خواهد شد که به توسعه متوازن در کشور کمک شایانی میکند.
برش
افزایش ۲ برابری تولید محصولات پتروشیمی در دولت تدبیر و امید
وزیر نفت از افزایش دو برابری تولید محصولات پتروشیمی در دولت تدبیر و امید خبر داد و گفت: با ریلگذاری انجامشده و طرحهایی که پیشرفت فیزیکی مشخص دارند این مقدار تا پایان سال ۱۴۰۴ به بیش از سه برابر نسبت به ابتدای دولت میرسد. به گزارش شانا، بیژن زنگنه در آیین افتتاح سه طرح پتروشیمی که بهصورت ویدئوکنفرانس از سوی رئیس جمهوری انجام شد، اظهار کرد: دو طرح مهم متانول و یک طرح فناورانه تولید کاتالیست به بهرهبرداری رسید و تا پایان سال ۱۳ طرح دیگر نیز به بهرهبرداری خواهد رسید که ۲۵ میلیون تن به ظرفیت تولید پتروشیمی کشور میافزاید. وی تصریح کرد: یکی از مهمترین وظایف صنعت پتروشیمی جلوگیری از خامفروشی با تکمیل زنجیره افزوده در صنعت نفت و گاز است، همچنین تأمین خوراک بخش پاییندستی در صنایع داخلی، جلوگیری از خروج بیش از ۵ میلیارد دلار ارز از کشور در سال و تأمینکننده نخست ارز کشور در سامانه نیما از مواهب صنعت پتروشیمی است.

ما میدانیم در بندر حیفا چه خبر است
گروه جهان/ «میگویند حزبالله بر بندر بیروت کنترل کامل دارد و میداند چه چیزی در آنجا است. ما شاید بدانیم در بندر حیفا چه چیزی وجود دارد، اما در مورد بندر بیروت نه»؛ این را دبیرکل حزبالله لبنان تنها دو روز پساز انفجارهای بیروت گفت و تأکید کرد، این معادله بازدارندگی حزبالله و وظیفه آن است.
بهگزارش پایگاه خبری «نهارنت»، «سید حسن نصرالله»، روز جمعه در نخستین سخنرانی تلویزیونی خود پساز انفجارهای بیروت آنچه در این شهر روی داد را یک فاجعه بزرگ انسانی و ملی خواند و با اشاره به اتهامزنیهای برخی رسانههای غربی و بویژه شماری از رسانههای عربی که مدعی شده بودند، حزبالله در بندر بیروت انبارهایی داشته که موجب این انفجار شده، تأکید کرد: «ما هیچ چیز در این بندر نداریم. نه سلاح، نه موشک، نه گلوله و نه نیترات آمونیوم. کسانی که این اتهام را پی در پی مطرح میکنند، میخواهند مردم این ادعاها را باور کرده و حزبالله را مقصر بدانند. میگویند ما بر بندر بیروت کنترل کامل داریم و میدانیم چه چیزی در آنجا است، ما شاید بدانیم در بندر حیفا چه چیزی وجود دارد، اما در مورد بندر بیروت نه. ما یک گروه مقاومت هستیم و این بخشی از معادله بازدارندگی ما است».
«سید حسن نصرالله» سپس با اشاره به اینکه حزبالله از لحظات نخست فاجعه کنار نهادهای لبنانی بوده است، تأکید کرد، حزبالله با تمام توان خود، کنار دولت خواهد بود تا به مردم کمک کند و برای آوارگان محل اسکان فراهم سازد. او همچنین از کشورهایی که بلافاصله کمک به لبنان فرستادند، تشکر کرد.
«نصرالله» سپس خواهان تحقیقات جامع درباره انفجارها شد و گفت: «تحقیقات باید کامل و به دور از مسائل قومیتی و مذهبی و ساختارهای سیاسی لبنان باشد. همه لبنانیها به ارتش خود اعتماد دارند. پس این نهاد باید در تحقیقات حضور داشته باشد و پس از اعلام نتیجه تحقیقات، عاملان بدون موقعیتی که دارند، مورد مجازات قرارگیرند.» سیدحسن نصرالله در پایان سخنان خود نیز خطاب به کسانی که قصد دارند با دستاویز قرار دادن انفجارهای بیروت، حزبالله و محور مقاومت را به چالش بکشند، گفت:«به صراحت میگویم، بههیچ نتیجهای نخواهید رسید. زیرا مقاومت از پشتوانه مردمی وجایگاه منطقهای برخورداراست.»
سخنان «سیدحسن نصرالله» بلافاصله مورد توجه ناظران و سیاستمداران داخلی و خارجی لبنان قرار گرفت. «شریل وهبه»، وزیر خارجه جدید لبنان که 5 روز پیش جانشین «ناصیف حتی» شد، در گفتوگو با «المیادین»، این سخنان را مثبت ارزیابی کرد. رسانههای صهیونیستی نیز سخنرانی دبیرکل حزبالله لبنان را در صدر اخبار خود نشاندند و سخنان «نصرالله» درباره بندر حیفا و تهدید ضمنی اسرائیل را نشان دهنده اعتماد به نفس حزبالله و استحکام آن برآورد کردند.
شروع به کار تیم تحقیقات
در حالی که «سیدحسن نصرالله» در این سخنرانی خواهان تکمیل هرچه سریعتر تحقیقات درباره عاملان انفجارهای بیروت شده است، سایت شبکه خبری «الجزیره» خبر داد، «میشل عون»، رئیس جمهوری لبنان اعلام کرده، تیم تحقیقی که در این خصوص شکل گرفته، با تمام کسانی که میتوانند اطلاعاتی داشته باشند، نشستهای پرسش و پاسخ خواهد داشت. بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی لبنان با دستور این کمیته تا عصر دیروز 23 نفر را بازداشت کردند. بهگفته «شریل وهبه»، وزیر خارجه لبنان این کمیته تنها 4 روز فرصت دارد تا به نتیجه لازم برسد. وی تأکید کرده، با این حال دستگاه قضایی لبنان میتواند از هر کشوری که بخواهد برای تحقیق دعوت به همکاری کند. در همین خصوص سایت «سازمان بینالمللی پلیس جنایی جهانی» خبر داد، اینترپل اعلام کرده، اگر لبنان از آنها دعوت کند، تیمی را به بیروت اعزام خواهد کرد.
سفرجنجالی مکرون به بیروت
روز پنجشنبه «امانوئل مکرون»، رئیس جمهوری فرانسه که کشورش چندین دهه لبنان را در استعمار خود داشت، به بیروت سفر کرد تا اولین مقام عالیرتبه یک کشور خارجی باشد که پساز انفجارهای سهشنبه گذشته وارد پایتخت لبنان میشود. بهگزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس»، «مکرون» در حالی به بازدید از محل انفجار رفت که گروهی اطراف او را احاطه کردهبودند و فریاد میزدند: «انقلاب، انقلاب». او در بین این افراد ایستاد، به آنها وعده کمکهای نقدی داد و در سخنانی غیرمنتظره گفت: «اما ما چک سفید امضا به سیستمی که مورد اعتماد مردمش نیست نخواهیم داد». او که در داخل کشور خود با مشکلات بسیاری مواجه است، از سیستم مورد اشارهاش (که مشخص نکرد چه کسانی هستند)، خواست نظم سیاسی جدیدی را در لبنان خلق کنند. او تأکید کرد، اگر این نظم و اصلاحات تا پایان ماه جاری میلادی انجام نشود، خود مسئولیت اصلاحات در لبنان را بر عهده میگیرد. در پی این سخنان که بسیاری از منتقدان فرانسوی «مکرون»، آنها را نشانه رؤیاپردازی رئیس جمهوری جوان فرانسه برای استعمارگری تلقی کردند، بسیاری از مردم لبنان در فضای مجازی خواهان دست برداشتن «مکرون» از نفاق افکنی شدند. بهگزارش «فرانس 24»، با این حال این سخنان باعث شد، شماری از معترضان لبنانی به خیابانها سرازیر شده و علیه دولت شعار دهند. نیروهای امنیتی مانع حرکت این معترضان خشمگین بهسمت پارلمان شدند و اولین درگیری داخلی جدی بین معترضان و پلیس بعد از انفجارهای هفته پیش شکل گرفت؛ انفجارهایی که تاکنون 150 نفر بهخاطر آنها کشته شدهاند. یکی از کشته شدگان همسر سفیر هلند در بیروت بود که ظهر دیروز درگذشت. این انفجارها همچنین موجب بیخانمانی نزدیک به 80 هزار کودک بیروتی شده است.
روایت هایی از بازماندگان فاجعه بیروت
ë حسن حمصی (55 ساله/ فروشنده غذاهای خیابانی): خانه خواهرم بودم و داشتم قهوه میخوردم که صدای انفجار، خانه را پر کرد. من در تمام جنگهای لبنان بودهام و چنین صحنههایی را دیده بودم. احساس میکردم به عقب بازگشتهام. لباسهایم هنوز هم بوی خون مردمی را میدهند که به آنها کمک کرده بودم.
ë عمر نصر (43 ساله/ کارگر ساختمانی): در خیابان با دوستم راه میرفتم که انفجار اول اتفاق افتاد. با موبایل فیلم گرفتم و راه افتادم اما ناگهان انفجار دوم رخ داد، من و همه کسانی که نزدیک من بودند، نزدیک به 30 متر پرتاب شدیم و روی زمین افتادیم. زخمی شدم. دنبال دوستم گشتم. زیر میز و صندلیهایی که در خیابان پخش شده بودند، افتاده بود.
ë علی شیخ (20 ساله/ کافه دار): با برادر و پدرم در کافه خانوادگیمان بودم. به خاطر اوضاع اقتصادی بد مردم، مشتری نداشتیم. ناگهان صدای بلندی شنیدیم. شیشهها شکست و تلویزیون از جا کنده شد و افتاد. همگی فکر کردیم زلزله است. بعد فکر کردیم انفجار درست پشت در کافه اتفاق افتاده اما خیلی زود فهمیدیم شدت انفجار بالا بوده است.
ë علی بکر (24 ساله/ بیکار): وقتی انفجار رخ داد، اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که زلزله آمده است. همه مردم شوکه شده بودند. این اولین بار بود که چنین انفجاری را میدیدم. تا همین چند سال پیش با خانوادهام در ابوظبی زندگی میکردم و برای همین نمیدانستم جنگ و انفجار یعنی چه.
ë مریم نون (22 ساله/ شاغل): توی کافه با دوستانم نشسته بودم که ناگهان باد شدیدی وزید، شیشهها خرد شدند و فهمیدیم انفجار عظیمی رخ داده، بلافاصله فکر کردم حتماً اسرائیل حمله کرده و جنگ شروع شده است. بیروت ویران شده، فقط خدا باید به این مردم کمک کند.
ë میرا بری (23 ساله/ فروشنده): در یکی از خیابانهایی که حالا یکی از ساختمانهای آن خراب شده، داشتم راه میرفتم که انفجار رخ داد. مردم شروع کردند به دویدن و فرار کردن. آنها فریاد میزدند: «اسرائیل.. اسرائیل» دیگر چیزی به خاطر ندارم جز اینکه حس خیلی بدی داشتم.
بهگزارش پایگاه خبری «نهارنت»، «سید حسن نصرالله»، روز جمعه در نخستین سخنرانی تلویزیونی خود پساز انفجارهای بیروت آنچه در این شهر روی داد را یک فاجعه بزرگ انسانی و ملی خواند و با اشاره به اتهامزنیهای برخی رسانههای غربی و بویژه شماری از رسانههای عربی که مدعی شده بودند، حزبالله در بندر بیروت انبارهایی داشته که موجب این انفجار شده، تأکید کرد: «ما هیچ چیز در این بندر نداریم. نه سلاح، نه موشک، نه گلوله و نه نیترات آمونیوم. کسانی که این اتهام را پی در پی مطرح میکنند، میخواهند مردم این ادعاها را باور کرده و حزبالله را مقصر بدانند. میگویند ما بر بندر بیروت کنترل کامل داریم و میدانیم چه چیزی در آنجا است، ما شاید بدانیم در بندر حیفا چه چیزی وجود دارد، اما در مورد بندر بیروت نه. ما یک گروه مقاومت هستیم و این بخشی از معادله بازدارندگی ما است».
«سید حسن نصرالله» سپس با اشاره به اینکه حزبالله از لحظات نخست فاجعه کنار نهادهای لبنانی بوده است، تأکید کرد، حزبالله با تمام توان خود، کنار دولت خواهد بود تا به مردم کمک کند و برای آوارگان محل اسکان فراهم سازد. او همچنین از کشورهایی که بلافاصله کمک به لبنان فرستادند، تشکر کرد.
«نصرالله» سپس خواهان تحقیقات جامع درباره انفجارها شد و گفت: «تحقیقات باید کامل و به دور از مسائل قومیتی و مذهبی و ساختارهای سیاسی لبنان باشد. همه لبنانیها به ارتش خود اعتماد دارند. پس این نهاد باید در تحقیقات حضور داشته باشد و پس از اعلام نتیجه تحقیقات، عاملان بدون موقعیتی که دارند، مورد مجازات قرارگیرند.» سیدحسن نصرالله در پایان سخنان خود نیز خطاب به کسانی که قصد دارند با دستاویز قرار دادن انفجارهای بیروت، حزبالله و محور مقاومت را به چالش بکشند، گفت:«به صراحت میگویم، بههیچ نتیجهای نخواهید رسید. زیرا مقاومت از پشتوانه مردمی وجایگاه منطقهای برخورداراست.»
سخنان «سیدحسن نصرالله» بلافاصله مورد توجه ناظران و سیاستمداران داخلی و خارجی لبنان قرار گرفت. «شریل وهبه»، وزیر خارجه جدید لبنان که 5 روز پیش جانشین «ناصیف حتی» شد، در گفتوگو با «المیادین»، این سخنان را مثبت ارزیابی کرد. رسانههای صهیونیستی نیز سخنرانی دبیرکل حزبالله لبنان را در صدر اخبار خود نشاندند و سخنان «نصرالله» درباره بندر حیفا و تهدید ضمنی اسرائیل را نشان دهنده اعتماد به نفس حزبالله و استحکام آن برآورد کردند.
شروع به کار تیم تحقیقات
در حالی که «سیدحسن نصرالله» در این سخنرانی خواهان تکمیل هرچه سریعتر تحقیقات درباره عاملان انفجارهای بیروت شده است، سایت شبکه خبری «الجزیره» خبر داد، «میشل عون»، رئیس جمهوری لبنان اعلام کرده، تیم تحقیقی که در این خصوص شکل گرفته، با تمام کسانی که میتوانند اطلاعاتی داشته باشند، نشستهای پرسش و پاسخ خواهد داشت. بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی لبنان با دستور این کمیته تا عصر دیروز 23 نفر را بازداشت کردند. بهگفته «شریل وهبه»، وزیر خارجه لبنان این کمیته تنها 4 روز فرصت دارد تا به نتیجه لازم برسد. وی تأکید کرده، با این حال دستگاه قضایی لبنان میتواند از هر کشوری که بخواهد برای تحقیق دعوت به همکاری کند. در همین خصوص سایت «سازمان بینالمللی پلیس جنایی جهانی» خبر داد، اینترپل اعلام کرده، اگر لبنان از آنها دعوت کند، تیمی را به بیروت اعزام خواهد کرد.
سفرجنجالی مکرون به بیروت
روز پنجشنبه «امانوئل مکرون»، رئیس جمهوری فرانسه که کشورش چندین دهه لبنان را در استعمار خود داشت، به بیروت سفر کرد تا اولین مقام عالیرتبه یک کشور خارجی باشد که پساز انفجارهای سهشنبه گذشته وارد پایتخت لبنان میشود. بهگزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس»، «مکرون» در حالی به بازدید از محل انفجار رفت که گروهی اطراف او را احاطه کردهبودند و فریاد میزدند: «انقلاب، انقلاب». او در بین این افراد ایستاد، به آنها وعده کمکهای نقدی داد و در سخنانی غیرمنتظره گفت: «اما ما چک سفید امضا به سیستمی که مورد اعتماد مردمش نیست نخواهیم داد». او که در داخل کشور خود با مشکلات بسیاری مواجه است، از سیستم مورد اشارهاش (که مشخص نکرد چه کسانی هستند)، خواست نظم سیاسی جدیدی را در لبنان خلق کنند. او تأکید کرد، اگر این نظم و اصلاحات تا پایان ماه جاری میلادی انجام نشود، خود مسئولیت اصلاحات در لبنان را بر عهده میگیرد. در پی این سخنان که بسیاری از منتقدان فرانسوی «مکرون»، آنها را نشانه رؤیاپردازی رئیس جمهوری جوان فرانسه برای استعمارگری تلقی کردند، بسیاری از مردم لبنان در فضای مجازی خواهان دست برداشتن «مکرون» از نفاق افکنی شدند. بهگزارش «فرانس 24»، با این حال این سخنان باعث شد، شماری از معترضان لبنانی به خیابانها سرازیر شده و علیه دولت شعار دهند. نیروهای امنیتی مانع حرکت این معترضان خشمگین بهسمت پارلمان شدند و اولین درگیری داخلی جدی بین معترضان و پلیس بعد از انفجارهای هفته پیش شکل گرفت؛ انفجارهایی که تاکنون 150 نفر بهخاطر آنها کشته شدهاند. یکی از کشته شدگان همسر سفیر هلند در بیروت بود که ظهر دیروز درگذشت. این انفجارها همچنین موجب بیخانمانی نزدیک به 80 هزار کودک بیروتی شده است.
روایت هایی از بازماندگان فاجعه بیروت
ë حسن حمصی (55 ساله/ فروشنده غذاهای خیابانی): خانه خواهرم بودم و داشتم قهوه میخوردم که صدای انفجار، خانه را پر کرد. من در تمام جنگهای لبنان بودهام و چنین صحنههایی را دیده بودم. احساس میکردم به عقب بازگشتهام. لباسهایم هنوز هم بوی خون مردمی را میدهند که به آنها کمک کرده بودم.
ë عمر نصر (43 ساله/ کارگر ساختمانی): در خیابان با دوستم راه میرفتم که انفجار اول اتفاق افتاد. با موبایل فیلم گرفتم و راه افتادم اما ناگهان انفجار دوم رخ داد، من و همه کسانی که نزدیک من بودند، نزدیک به 30 متر پرتاب شدیم و روی زمین افتادیم. زخمی شدم. دنبال دوستم گشتم. زیر میز و صندلیهایی که در خیابان پخش شده بودند، افتاده بود.
ë علی شیخ (20 ساله/ کافه دار): با برادر و پدرم در کافه خانوادگیمان بودم. به خاطر اوضاع اقتصادی بد مردم، مشتری نداشتیم. ناگهان صدای بلندی شنیدیم. شیشهها شکست و تلویزیون از جا کنده شد و افتاد. همگی فکر کردیم زلزله است. بعد فکر کردیم انفجار درست پشت در کافه اتفاق افتاده اما خیلی زود فهمیدیم شدت انفجار بالا بوده است.
ë علی بکر (24 ساله/ بیکار): وقتی انفجار رخ داد، اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که زلزله آمده است. همه مردم شوکه شده بودند. این اولین بار بود که چنین انفجاری را میدیدم. تا همین چند سال پیش با خانوادهام در ابوظبی زندگی میکردم و برای همین نمیدانستم جنگ و انفجار یعنی چه.
ë مریم نون (22 ساله/ شاغل): توی کافه با دوستانم نشسته بودم که ناگهان باد شدیدی وزید، شیشهها خرد شدند و فهمیدیم انفجار عظیمی رخ داده، بلافاصله فکر کردم حتماً اسرائیل حمله کرده و جنگ شروع شده است. بیروت ویران شده، فقط خدا باید به این مردم کمک کند.
ë میرا بری (23 ساله/ فروشنده): در یکی از خیابانهایی که حالا یکی از ساختمانهای آن خراب شده، داشتم راه میرفتم که انفجار رخ داد. مردم شروع کردند به دویدن و فرار کردن. آنها فریاد میزدند: «اسرائیل.. اسرائیل» دیگر چیزی به خاطر ندارم جز اینکه حس خیلی بدی داشتم.

سناریوهای بازگشایی مدارس
مدارس در موعد مقرر باز می شوند برای وضعیتهای مختلف چه حضوری چه غیر حضوری آماده ایم و سال تحصیلی عقب نمی افتد
این گفت وگو را بهصورت تصویری در ایران آنلاین ببینید
هدی هاشمی
خبرنگار
وزیر آموزش و پرورش روزهای سخت و دشواری را سپری میکند. محسن حاجی میرزایی در شرایطی باید کمتر از یک ماه دیگر متفاوتترین زنگ سال تحصیلی جدید مدارس را به صدا در آورد که خانوادهها سؤالهای بسیاری از مسئولان آموزش و پرورش دارند. آنها از یکسو به خاطر شیوع بیماری کرونا نگران سلامت فرزندانشان در مدارس هستند و از سوی دیگر دغدغه درس و مشق دانشآموزانشان را دارند. در کنار همه اینها بررسی و تدوین سناریوهای آموزشی مدارس در سال تحصیلی جدید هم حالا دیگر دغدغه اصلی مسئولان آموزشی کشور شده است. البته همه این موضوعات در گفتوگوی خبرنگار «ایران» با وزیر آموزش و پرورش مورد بحث قرار گرفت. محسن حاجی میرزایی هفته گذشته در آستانه روز خبرنگار میهمان روزنامه ایران بود. در فرصتی که برای گفتوگو با او داشتیم تلاش کردیم تا بخشی از سؤالات و دغدغههای خانوادهها را با وزیر آموزش و پرورش در میان بگذاریم. اینکه زمان بازگشایی مدارس چه روزی است؟ آیا آموزشها مجازی است یا حضوری؟ آیا از مشکلات خانواده برای ثبتنام در مدارس دولتی آگاه است؟ همین طور از دغدغه دانشآموزان پشت کنکوری پرسیدیم. از او درباره برنامه وزارت آموزش و پرورش برای دانشآموزان مناطق محروم سؤال کردیم و اینکه چه برنامهای برای ساماندهی مدارس غیردولتی دارد که پولهای کلانی از خانوادهها میگیرند و... در زیر گفتوگو را میخوانید:
این روزها یکى از مهمترین دغدغه خانوادهها و دانشآموزان پشت کنکوری برگزاری آزمون سراسری دانشگاهها است. همانطور که میدانید بسیاری از داوطلبان نگران سلامتشان در هنگام برگزاری این آزمون مهم علمی هستند و البته چند باری هم به خاطر شرایط حساس کشور کنکور به تعویق افتاد آقای وزیر درخواست اصلی داوطلبان این است که آیا مسئولان برگزار کننده میتوانند به نحوه شایسته پروتکلهای بهداشتی را اجرایی کنند و اینکه آیا با رعایت این پروتکلها میتوان تضمین داد که سلامت داوطلبان حفظ شود و نکته مهمتر اینکه میتوانیم برگزاری کنکور را به تعویق بیندازیم؟
البته من موافق برگزاری کنکور در زمان خودش بودم. علت این موافقت این است که تعداد زیادی از دانشآموزان برای مدت طولانی خودشان را برای کنکور آماده کردهاند و هر چقدر این زمان با تأخیر مواجه شود ممکن است فشار بیشتری به داوطلبان به لحاظ روحی و روانی وارد شود. همچنین داوطلبان نمیتوانند در یک مدت طولانی درس بخوانند. آنها نیاز به استراحت و آرامش دارند. موضوع دیگر این است که ما پیشبینی نمیکنیم در دو هفته بعد و یک ماه دیگر وضعیت از این روزهایی که در آن قرار داریم بهتر شده باشد. بنابراین باید کنکور برگزار شود. موضوع مهمتر رقابت داوطلبان برای رشتههای خوب دانشگاه است. درست است که ٨٥ درصد از رشته محلهای دانشگاهی ما بدون کنکور است اما برای آن تعداد دانشگاههایی که رقابت برای شان وجود دارد نیازمند برگزاری کنکور هستیم که بتوانیم با یک روشی این رقابت را سازماندهی کنیم. ببینید در اینجا باید تأکید کنم که ما باید زندگی کردن با کرونا را یاد بگیریم. من و شما در حال کار کردن هستیم و سعی می کنیم پروتکلها را هم رعایت کنیم جامعه باید یاد بگیرد که از خودش مراقبت کند ما نمیتوانیم فارغ از فعالیت، کار و تلاش به انتظار روزی بنشینیم که همه چیز مرتب باشد. مصلحت این است که افراد پروتکلها را رعایت کنند قطعاً مسئولان وزارت علوم و سازمان سنجش حداکثر تلاششان را میکنند که پروتکلها رعایت شود. برگزارکنندگان هر کمکی که از ما بخواهند قطعاً مشارکت و همکاری میکنیم. وزارت آموزش و پرورش در ماه گذشته امتحانات نهایی را به صورت حضوری برگزار کرد. خوشبختانه با رعایت پروتکلها این امتحان برگزار شد و مشکلی هم نداشتیم. در کنار این مسائل در اینجا میخواهم بهطور خاص درباره کنکور صحبت کنم. اینکه اصولاً پدیده کنکور چه نوع پدیدهای است و آثارش روی نظام آموزشى ما چیست؟ اعتقادم بر این است که کنکور تأثیر مثبتی روی نظام آموزشی ما ندارد و به نوعی اهداف نظام آموزش و پرورش را متأثر و به گروگان میگیرد. در پایان ١٢ سال تحصیل دانشآموزان یک نظام ارزشیابی گذاشتهایم که تنها تواناییهای محدودی را آزمایش میکند یعنی بخش مهمی از تواناییهای دانشآموزان با تست سنجیده میشود این در حالی است که ما در طی دوره تحصیل از اهداف دیگری صحبت می کنیم که این اهداف ممکن است در کنکور جدی گرفته نشود. ما به دانشآموزان در پایان تحصیلاتشان دیپلم میدهیم. دیپلم یک مدرک است و افرادی که دیپلم میگیرند باید توانایی مشارکت در زندگی اجتماعی را داشته باشند نباید مسیری را دربرابر دانشآموزان قرار دهیم که برای بدست آوردن شغل و یک آینده روشن صرفا با شرکت در کنکور و قبولی در دانشگاه باشد. نباید نظام منزلت اجتماعی و اشتغال را بر پایه مدارک دانشگاهی استوار کنیم. جامعه به نیروی کار و نیروی ماهر نیازمند است. بنابراین باید تلاش کنیم که در دوره آموزشی ظرفیتهای دانشآموزان را توسعه دهیم و در انتهای ١٢ سال در کنار کنکور باید صنعت هم مورد درخواست دانشآموز باشد. در این صورت است که کنکور از این جایگاهی که امروز دارد تنزل می کند.
البته در این باره خیلی از کارشناسان تعلیم و تربیت گفتند که کرونا فرصتی است برای حذف کنکور. آیا شما هم با آنها هم نظرید و اینکه اعلام شد کنکور سراسری دانشگاهها در ورزشگاهها برگزار میشود برخی از داوطلبان گفتند تکلیف ما که در استانهای جنوبی هستیم چیست؟ آنها گفتند چطور ممکن است در آب و هوای شرجی و گرم ٤ ساعت روی صندلی بنشینیم و امتحان بدهیم تکلیف این داوطلبان چه میشود؟
پدیده کنکور راه حل سریع ندارد. ما باید به تدریج و با افزایش ظرفیتهای مشاغل دیگر و توسعه مهارتهای دانشآموزان زمینه اشتغال آنها را جز از مسیر دانشگاه فراهم کنیم تا متقاضیان کنکور کاهش پیدا کند. اما درباره پروتکلهای کنکور مسئولیت برگزاری برعهده وزارت علوم و سازمان سنجش است. وزارت آموزش و پرورش مسئولیتی در برگزاری کنکور ندارد اگر جایی نیاز به کمک باشد حتماً کمک خواهیم کرد. این را بگویم که ورزشگاهها تنها جاهایی نیستند که برای آزمون در نظر گرفته شدهاند تعداد حوزههای امتحانی افزایش پیدا کرده است تا بتوانیم فاصله اجتماعی را رعایت کنیم. روزهای برگزاری آزمون بیشتر شده است به جای اینکه صبح و بعدازظهر باشد فقط صبحها برگزار میشود. این اقدام باعث میشود که حوزههای امتحانی ضدعفونی شوند. فقط ورزشگاهها نیستند در شهرهایی که سالنهای متعددی وجود دارد و همین طور مدارسی که سالنهای بزرگی دارند هم به پایگاههای برگزاری کنکور تبدیل میشوند.
موضوع مهم دیگری که این روزها خانوادهها با آن مواجه هستند بحث ثبت نام دانشآموزان است. برخی از خانوادههایی که فرزندانشان در مدارس غیردولتی تحصیل میکردند پرونده دانشآموزانشان را از این مدارس گرفتهاند و برای ثبتنام به مدارس دولتی بردند دلیل این خانوادهها هم این بود که به خاطر شرایط کرونا ممکن است آموزشها مجازی باشد با این حال مدارس دولتی هم اعلام کرده اند ظرفیت لازم برای ثبتنامها را ندارند برنامه شما دراینباره چیست؟
کلاً سیاست آموزش و پرورش این است که کلاسها را به صورت حضوری برگزار کند. در مدارس غیردولتی شاید به دلیل تعداد دانشآموزان ما بتوانیم فاصله اجتماعی را در این مدارس رعایت کنیم. بنابراین هر جایی که امکان رعایت فاصله وجود داشته باشد ما به صورت حضوری برگزار میکنیم. به مؤسسان مدارس غیردولتی گفتم اگر شرایط تغییر کند باید گزینههای پیشنهادی مدارس غیردولتی هم تغییر کند. با این حال اگر کلاسها حضوری بود باید کیفیت بهگونهای عالی باشد اگر هم مجازی باید کیفیت به گونهای باشد که خانوادهها با آرامش بتوانند در مدارس ثبتنام کنند. به خانوادههای عزیز هم میگویم ما در برگزاری سال تحصیلی جدی هستیم. ما نمیتوانیم منتظر روزهایی باشیم که قابل پیشبینی نیست و نمیدانیم شرایط چگونه میشود. به خانوادهها اطمینان میدهیم که مراقب سلامت بچههایشان هستیم و تصمیماتی نخواهیم گرفت که این تصمیمات سلامت دانشآموزان را به خطر بیندازد. قطعاً با هماهنگی ستاد ملی مبارزه با کرونا تصمیمگیری خواهد شد.ما برای این سال تحصیلی وضعیتهای متفاوت را پیشبینی کردیم البته این برنامه در صورت اجازه ستاد اجرایی خواهد شد و ستاد باید اجازه دهد که ما کلاسها را حضوری یا غیرحضوری برگزار کنیم و اگر اجازه دهد که با تعداد کمتری برگزار کنیم حتماً این کار را خواهیم کرد. یکی از برنامهها این است که دانشآموزان را در دو نوبت زوج و فرد به مدرسه بیاوریم و در جاهایی که اصلاً امکان حضور وجود ندارد از برنامه تلویزیونی و بستههای خودآموز استفاده میکنیم. ما خودمان را متعهد میدانیم که آموزش را برای تک تک دانشآموزان که ثبت نام میکنند ارائه دهیم البته رعایت سلامت آنها برای ما مهم است و اجازه نمیدهیم که سال تحصیلی دانشآموز ما تباه شود ما آموزش را تعطیل نمیکنیم.
برنامه شما برای آن دسته از خانوادههایی که میخواهند فرزندانشان در مدارس دولتی حاضر شوند و مدرسه ظرفیت ندارد چیست؟
ما که نمیتوانیم افراد را مجبور کنیم در مدارس دولتی یا در مدارس غیردولتی ثبت نام کنند. این انتخاب خانوادهها است و ما هم موظف هستیم که متناسب با مراجعه دانشآموزان از آنها استقبال کنیم این کار انجام میشود اگر در برخی از مناطق با تراکم دانشآموز روبهرو شویم باید تدابیر دیگری بیندیشیم.
از صحبتهای شما این چنین برداشت می شود که سال تحصیلی از ١٥ شهریور ماه شروع میشود؟
بدون شک سال تحصیلی از ١٥ شهریور ماه آغاز میشود. اما کیفیت تحصیل متناسب با شرایطی است که ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام میکند ما وضعیتهای مختلف را پیشبینی کرده ایم و متناسب با آن وضعیتها تدبیر اندیشیدهایم.
آقای حاجی میرزایی امسال با توجه به وضعیت کرونا و آموزشهای مجازی مدارس غیردولتی افزایش ١٥ درصدی شهریهها را داشتهاند خیلی از خانوادهها این افزایش را عادلانه نمیدانند.
ببینید مدارس غیر دولتی یک شورا دارند که در آنجا برای قیمتها تصمیمگیری میشود در این شورا هم یک رشدی را متناسب با رشدی که در سایر بخشها اتفاق میافتد در نظر می گیرند. عمده هزینه های مدارس غیردولتی هزینههای مربوط به معلم است و این مدارس ترجیحشان این است که آموزشها را با کیفیت لازم ارائه دهند.
یکی از مسائل جدی غیرانتفاعیها بحث نظارت بر عملکرد آنها است. باید قبول کنیم نظارت جدی بر عملکرد آنها نمی شود بسیاری از مدارس غیرانتفاعی پولهای کلانی را از خانوادهها میگیرند و در همین بحث نظارت گفته میشود چون مدیران بالایی و میانی آموزش و پرورش مدرسه غیرانتفاعی دارند نظارتها جدی نیست.
درباره این موضوع دو کار انجام شده است.گروهی را مأمور کردیم تا مصادیق تعارض منافع در آموزش و پرورش را شناسایی کنند این کار انجام شد و بر اساس این دستور کسانی که در حوزهای تصمیمگیر هستند خودشان نباید ذینفع باشند و هیچ مشارکتی در این حوزه نباید داشته باشند برای این اقدام دو ماه زمان تعیین کردیم که این دو ماه در چند روز آینده تمام میشود. بنده قطعاً مراقبت میکنم که هیچ جایگاهی دارای تعارض منافع نباشد. درباره بررسی مدارس غیرانتفاعی و پولهایی که گرفته میشود شورایی در مدارس غیردولتی با عنوان شورای نظارت که بر عملکرد مدارس وجود دارد که این شورا نظارت بر مدارس غیردولتی دارد. ما در همین سال ٧ مدرسه متخلف را شناسایی کردیم و اجازه فعالیت به این مدارس را ندادیم. ما حتی مدارسی را داریم که لغو امتیاز شدند مدارسی که یک ، دو و سه سال خدماتشان را تعدیل کردیم کاملاً بر نظارت مدارس غیردولتی جدی هستیم.
آقای وزیر در روزهایی که مدارس به خاطر کرونا تعطیل شدند شما اپلیکیشن شاد را برای آموزش مجازی به دانشآموزان معرفی کردید در همان روزها انتقادهایی به شبکه شاد شد که این شبکه در مناطق محروم کارایی ندارد حالا بعد از گذشت ٥ ماه شما اعلام کردید که سه میلیون دانشآموز عضو شبکه شاد نیستند. در سال تحصیلی جدید برای این دانشآموزان چه برنامهای دارید تا از چرخه آموزش خارج نشوند؟
ما با وضعیتی مواجه شدیم که یکباره مدارس تعطیل شدند و دانشآموزان امکان حضور در مدرسه را نداشتند در آن شرایط چه باید میکردیم؟ هیچ راه حل جامعی وجود نداشت که بتوانیم همه دانشآموزان را بدون مشکل تحت آموزش قرار دهیم. اگر دانشآموزان میتوانستند به مدرسه بروند شاد مطرح نمیشد. وقتی نمیتوانند در کلاس حاضر باشند باید با روشهای دیگر آموزش را ادامه میدادیم. در فاصله یک ماه شبکه شاد طراحی شد و بیش از ١٤ میلیون نفر عضو شبکه شدند این شبکه برای ادامه آموزش یک راه حل بود و البته ٦٥ تا ٧٠ درصد مسأله ما را حل میکرد. در اینجا لازم است بگویم که نه در ایران، بلکه در هیچ کشور دیگری راهحل یکسانی برای آموزش همگانی مجازی وجود ندارد که کل دانشآموزان را با آن بتوانیم پوشش دهیم. ایران هم که یک جغرافیای پهناوری دارد. بیش از ١١٠ هزار مدرسه داریم که در سراسر ایران پراکنده هستند و هرکدام از این مدارس هم شرایط خاص خودشان را دارند ما از طریق شاد این امکان را فراهم کردیم که ارتباط بین معلمان با دانشآموزانشان برقرار شود. برای آن دسته از دانشآموزانی که دسترسی ندارند دو اقدام را انجام دادیم اول اینکه تعدادشان را کاهش دهیم. به چه طریق این تعداد کاهش پیدا میکند؟ از این طریق که ما در مناطق کمجمعیت کلاسها را به صورت حضوری برگزار میکنیم. ٣٥ درصد از مدارس ما زیر ٥٠ دانشآموز دارند. بنابراین تعداد دانشآموزانی که در یک کلاس هستند را میتوان با رعایت پروتکلها کنار هم قرار داد بنابراین در سال تحصیلی جدید کلاسهای کم جمعیت را تشکیل میدهیم . وقتی کلاسها حضوری باشد عملاً دانشآموزان از شبکه شاد بینیاز می شوند. از سوی دیگر با نهادهای حمایتی صحبت کردیم که برای دانشآموزان تبلت و یا گوشی تهیه کنند. در برخی از مناطقی که امکان برگزاری حضوری کلاسها وجود ندارد تبلت و گوشی ارائه میکنیم. علاوه بر این در مناطقی که اینترنت نباشد ما از طریق تولید بستههای آموزشی به صورت خودآموز آموزش را انجام میدهیم. از آموزش تلویزیونی کمک میگیریم از ١٥ شهریور همه دورههای تحصیلی از طریق تلویزیون پخش خواهد شد. به طریق مختلف تلاش میکنیم حتی یک دانشآموز از آموزش عقب نماند.
علیرغم تلاشهایی که آموزش و پرورش برای تحصیل دانشآموزان کرده اما زیرساختهای آموزش مجازی در سال تحصیلی گذشته فراهم نبود. امسال آیا مشکل زیرساختها حل شده است؟
مسأله، زیرساختهای فنی شبکه شاد بود که مسئولیتش برعهده ما است و سعی کردیم مشکلات را برطرف کنیم. خب در سال تحصیلی قبل ٤ خدمت روی شبکه شاد انجام میشد که برای سال تحصیلی جدید به ١١ خدمت رسیده است تا شروع سال تحصیلی این خدمات متنوع عرضه خواهد شد. مثلاً امکان حضور و غیاب، امکان تکلیف دادن و تکلیف گرفتن، امکان آزمون گرفتن، امکان ارتباط زنده دانشآموز با معلم و برعکس همه این خدمات برقرار خواهد شد. از نظر فنی شبکه شاد روز به روز و هفته به هفته کاملتر و کارآمدتر خواهد شد اما بخشی از آن مربوط میشود به بستر اینترنت کشور که وزارت ارتباطات تلاش بسیاری کرده است. تا الان طبق اعلام وزارت ارتباطات ٩٠ درصد مناطق روستایی ما دسترسی به شبکه ملی ارتباطات را دارند و برای بقیه هم اقدام خواهیم کرد البته خواستیم که سرعت اینترنت مورد نیاز و پهنای باند هم بیشتر شود.
در بحث دانشآموزی موضوع بسیار مهم افزایش آسیبهای اجتماعی در مدارس است. در طول سال تحصیلی خبرهای تلخی از دانشآموزان میشنویم؛ اینکه ناامیدی بین دانشآموزان هم افزایش پیدا کرده. آقای وزیر منتقدان میگویند پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در مدارس رها شده است وکسی هم جرأت ورود به این بحث را ندارد. بفرمایید مدیران شما در این بخش چه کارهایی انجام میدهند؟
به نکته بسیار مهمی اشاره کردید واقعیت آسیبهای اجتماعی واقعیت تلخی است که باید حتماً بررسی شود. آموزش و پرورش با کمک تعدادی از دستگاهها یک طرحی را به عنوان نظام مراقبت اجتماعی طراحی کرده است که در این طرح دانشآموزان را تحت غربالگری قرار میدهد. دانشآموزانی که در معرض آسیبها هستند شناسایی میشوند و به نهادهای امدادی معرفی می شوند اگر دانشآموزی در معرض اعتیاد باشد از طریق مجموعههای مسئول پیگیری میشود اگر نیاز به حمایتهای اجتماعی داشته باشد از طریق بهزیستی و کمیته امداد کارش پیگیری میشود. برنامه جدی ما در آموزش و پرورش اجرای نظام مراقبتهای اجتماعی است. البته این کار آغاز شده و به تدریج به همه مدارس میرسد. اصولاً امید به آینده مهمترین سرمایه جامعه است که برای تحرک و پویایی، جامعه به آن نیاز دارد و ما هم مسئولیت داریم که امید را در ذهن و فکر دانشآموزان تقویت کنیم و قطعاً برنامههای آموزشی و پرورشی و فرهنگی ما چنین مسئولیتی را دنبال میکند.
در رابطه با رتبهبندی، دولت اقداماتی را انجام داد اما همچنان معلمان انتظار دارند که این لایحه به مجلس برود آیا شما این لایحه را آماده کردید؟
ما لایحه رتبهبندی را برای معلمان اجرا کردیم و در قانون هم تأکید شده که دولت مکلف است نظام رتبهبندی را اجرا کند که این اقدام انجام شد باید بگویم که افزایش حقوق فرهنگیان شاید در 10 سال اخیر بیسابقه بوده است البته نمیخواهم بگویم که این افزایشها خیلی زیاد بوده است چون شرایط تورمی است اما در مقایسه با گذشته اتفاقهای خوبی در ارتباط با حقوق فرهنگیان افتاده است و دولت کمکهای خیلی خوبی را به فرهنگیان کرده است البته برخی از نمایندگان مجلس هم متقاضی تدوین لایحهای جداگانه برای رتبهبندی هستند که پیگیری میشود اگر ما الزام قانونی داشته باشیم حتماً این کار را میکنیم.
در ارتباط با بحث فرهنگیان مسأله بیمه تسهیلاتی که شما ارائه میدهید بسیار مهم است. همانطور که میدانید معلمان مشکلات معیشتی بسیاری دارند درست است که افزایش حقوق داشتهاند اما با توجه به شرایط اقتصادی این افزایش چندان به چشم نمیآید شما تاکنون برای پرداخت تسهیلات به معلمان چه کردید؟
درباره بیمه تکمیلی درمان فرهنگیان یک اقدام مهم و چند تغییر جدی داشتیم مثلاً قبلاً زمانی که افراد هزینهای را میپرداختند برای گرفتن هزینهها زمان طولانی سپری می شد و ما این زمان را به کمتر از یک هفته کاهش دادیم و فکر میکنم هماکنون هزینهها را افراد به روز دریافت میکنند. نکته دوم این است که خدمات پزشکی را افزایش دادیم. تعداد مراکز ارائه خدمات را هم افزایش دادیم. برای تسهیلات مسکن هم گفتیم اگر هر فرهنگی خانه ندارد و قبلاً از تسهیلات مسکن استفاده نکرده میتواند متقاضی مسکن باشد. تاکنون ٣٢٠ هزار نفر ثبتنام کردند که از این تعداد ٧٥ هزار نفر توسط وزارت راه و شهرسازی تأیید شدند که از خدمات مسکن استفاده نکردند. درباره ساخت مسکن بگویم در مناطقی که زمین داریم خودمان زمین میدهیم و درجایی که زمین نداشته باشیم وزارت راه و شهرسازی زمین در اختیار ما میگذارد و سعی میکنیم زمین فرهنگیان رایگان باشد تا بتوانند خانههای ارزانتری را بسازند زمین حدود ٢٠ هزار نفر از متقاضان معلوم شده است و امیداوریم تا اسفند ماه به این افراد خانه بدهیم.
سال تحصیلی گذشته موضوع حذف مشاهیر و نویسندگان در کتاب ادبیات واکنش معلمان را به همراه داشته است و البته کتاب تاریخ هم با تغییرات بسیاری مواجه شد. شما وعده دادید به این موضوع رسیدگی کنید. بفرمایید در سال تحصیلی بعد آیا حذفیات وارد کتابهای درسی میشود؟
من بهطور کامل این موضوع را تکذیب میکنم چون هیچ حذفیاتی در کتابها انجام نشده است و عبارت حذف مشاهیر از کتابهای درسی واقعیت ندارد. ببینید ما قبلاً یک نظام جدید آموزشی داشتیم که الان این نظام تغییر کرده است و کتابها در این نظام تغییر پیدا کردهاند. در نظامی که دانشآموزان آموزش میبینند تدوین کتابها از اهداف مصوب تبعیت میکند و در اهداف مصوب مهم این است که محتوایی که تناسب دارد با آن هدف انتخاب شود این چنین نیست که یک نویسندهای یا یک شاعری یا یک قهرمانی از تاریخ و ادبیات حذف شود ممکن است از این درس حذف شود و در درس دیگر باشد. از این شعر حذف شود و در شعر دیگر باشد. اینها هیچ جهتگیری سیاسی ندارد البته این را هم بگویم این اتفاق در زمان من نیفتاده است بهطور کلی کتاب های درسی در طول این سالها تغییر کرده است.
آقای وزیر با توجه به اینکه امسال آموزش مجازی داریم شرایط ثبت نام اتباع در مدارس به چه صورت است؟ آماری دارید که چه تعداد از اتباع در سال تحصیلی جدید در مدارس ثبتنام کردهاند؟
هماکنون بیش از ٥٠٠ هزار نفر از اتباع کشورهای دیگر در مدارس کشور تحصیل میکنند و تمایز مهمش در این است که این دانشآموزان در کنار بچههای ایرانی تحصیل میکنند ما دانشآموزان اتباع را جدا نکردیم در برخی مدارس جنوبی تهران تعداد اتباع مدرسه بیشتر از دانشآموزان ایرانی بوده است. حتی یکی از مدارسی که خودم سر زدم مدیر مدرسه کارهای مهمی برای تغذیه رایگان آنها و کمکهای معیشتی به خانواده آنها میکرد. یعنی حضور در مدرسه تنها بستری برای آموزش نیست بلکه دانشآموزان اتباع کمک هایی هم دریافت میکنند. مدیران مدارس برای این دانشآموزان کفش و لباس تهیه میکنند و هر روز هم تغذیه میدهند. ما بدون هیچ محدودیتی امسال هم آموزش را در اختیار اتباع کشورهای دیگری که در ایران زندگی میکنند قرار میدهیم. شاید یکی از گلایههای ما این است که کمیساریای بینالمللی باید از این دانشآموزان حمایت کند برخی از کشورها تعداد کمی از این دانشآموزان را تحت پوشش قرار میدهند اما خدمات بهتری هم دریافت میکنند ما درخواستمان این است که حالا که وارد فضای مجازی شده ایم و آموزشها را مجازی ارائه میدهیم کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بیاید و برای همه این دانشآموزانی که مربوط به همه کشورها هستند تبلت مناسب تهیه کند ما حتی برای واردات اینها هم دچار مشکل هستیم متأسفانه نه تنها تحریم مسائل اقتصادی را در برگرفته بلکه بهداشت، سلامت و آموزش ما را هم تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین ما این آموزش را به اتباع میدهیم و در هر شرایطی هم این آموزش ادامه دارد. اما وقتی که آموزش به سمت آموزشهای غیرحضوری میرود و موضوع دسترسی به تبلت مطرح میشود محرومترینها بیشتر آسیب میبینند و اینکه احتمالاً ترکتحصیل در این اقشار بیشتر است برای محافظت از تحصیل این دانشآموزان درخواست میکنم مجموعه سازمانهای بینالمللی کمک کنند.

پراید به پیکان پیوست
گروه اقتصادی / سال 1370 بود که دولت وقت تصمیم گرفت که به جای خودروی رنو که در ساپیا تولید میشد، خودروی با صرفهتر و کممصرفتری را تولید کند. مدیرعامل وقت سایپا، غروی، که بعداً مدیرعامل ایرانخودرو شد، با شرکت کیاموتورز کره جنوبی وارد مذاکره شد و توانست خط تولید دو خودروی پراید که در ایران به مدلهای هاچبک و صندوقدار معروف شدند را وارد ایران کند. در سال 1372 اولین خودروهای تولید شده پراید در ایران وارد خیابانها شد. قبل از آنکه آنها وارد خیابانها شوند، سایپا فراخوانی داد تا اسمهای تازهای بر روی این خودروها بگذارند که نامهای «نسیم» و «صبا» برای آنها انتخاب شد که با اعتراض شرکت کیا موتورز این نامها برداشته شد و با موافقت کره جنوبی نام پراید بر روی آنها گذاشته شد.
این خودروها در زمان خود معیار پرستیژ و اعتبار طبقات متوسط به بالای جامعه شد. خودروی کممصرفی – حدود 8 لیتر بنزین در 100 کیلومتر - که در مقابل پیکان – که تقریباً 18 لیتر در هر 100 کیلومتر مصرف میکرد – توانست بهسرعت جای خود را در طبقات متوسط به بالا باز کند. حتی در نیمه اول دهه 1370 هم برای آن سریالی ساخته شد به نام خودروی تهران – 11 که با بازیگری حمید جبلی در صدا و سیما به نمایش درآمد.
اما سرنوشت این خودرو را حذف خودروی دیگری رقم زد. پیکان، رقیبی بود که با توجه به قیمت پائین آن درمقابل پراید همچنان در خیابانها میتازید. هرچند که مصرف بنزین پیکان و کیفیت آن در مقابل پراید بسیار پائین بود اما باتوجه به قیمت بنزین، پیکان همچنان محبوب مردم طبقات متوسط به پائین بود. تا سال 1383 که دولت وقت تصمیم گرفت پیکان را از صحنه اقتصاد حذف کند. غروی که بعد از ساپیا و موفقیتی که در تولید پراید بهدست آورده بود به مدیرعاملی ایران خودرو منصوب شده بود همچنان در مقابل حذف پیکان مقاومت میکرد. با برکناری غروی و انتصاب منوچهر منطقی در سال 1383 مقدمه حذف پیکان آغاز شد و این خودرو در اردیبهشت ماه سال 1384 از صحنه تولید برای همیشه حذف شد. جانشین پیکان، خودروی گرانقیمتتری بود به نام سمند. اکنون نوبت پراید بود که بتواند با قیمت پائین خود در مقابل سمند، محبوب خانوادههای طبقه متوسط به پائین شود و این اتفاق هم نه بتدریج بلکه بسرعت افتاد.
سایپا با توجه به استقبالی که برای پراید پیش آمد بسرعت شروع به افزایش تولید این خودرو کرد و مدلهای متفاوتی را مانند 141، 131، 111 یا سفری به آن اضافه کرد. اگر زمانی قیمت پیکان شاخص قیمت خودروهای دیگر بود، از سال 1384 به بعد پراید شاخص قیمت خودروها شد تا آنجا که حتی احمدینژاد در سال 1391 در یک مصاحبه تلویزیونی درخصوص قیمت خودرو گفته بود، «پراید کیلویی چند؟» طعنهای که کاملاً خودروسازان را تکان داد و انتقادهایی را هم به رئیس وقت دولت وارد کردند. اما این خودرو که جانشین پیکان برای مردم طبقات متوسط به پائین جامعه شده بود برای خود مشکلاتی هم داشت. کیفیت آن هر سال از سوی سازمان استاندارد و محیط زیست زیر سؤال میرفت و با توجه به آنکه این خودرو برای جادهها ساخته نشده بود و یک خودروی شهری بود میزان تصادفات آن در جادهها و تلفاتی که به بار میآورد رو به افزایش بود. حذف پراید، خودرویی که بیش از 6 میلیون دستگاه از 21 میلیون دستگاه خودرو در کشور را دراختیار دارد - 28 درصد – بدون شک برای طبقات متوسط به پائین نمیتواند به همین سادگی از چرخه زندگی آنها کنار برود. این خودرو که اکنون قیمت آن به 100 میلیون تومان نزدیک شده است داستان دیگری را برای خودروسازان کشور رقم میزند. زمانی که پیکان حذف شد، پراید بود، الان جایگزین پراید چه خودرویی برای طبقات متوسط به پائین میتواند باشد؟
گروه اقتصادی | حدود 15سال پس از آنکه آبی پوشان ایران خودرو، مهر خداحافظی بر خودروی پیکان را زدند، اکنون نوبت به نارنجی پوشان جاده مخصوص رسید که بالاخره با پراید خداحافظی کنند، هر چند که چند سالی بود که سایپاییها وعده کنار گذاشتن این خودرو 27 ساله را داده بودند اما به خاطر شرایط بازار و نارضایتی برخی از خریداران، مدیران وقت تصمیم به ادامه تولید پراید را گرفتند. در اردیبهشت ماه سال 1384 بود که اسحاق جهانگیری، وزیر وقت صنایع و معادن به کارخانه ایران خودرو رفت تا امضای خداحافظی کشور را با تولید پیکان که قریب به 38 سال در این کارخانه تولید میشد، بزند. در آن موقع خودروی جانشین پیکان، سمند معرفی شد اما کمتر کسی میدانست که قرار است جانشین این خودرو در میان مردم، پراید باشد؛ خودرویی ارزانتر از سمند. پراید بتدریج جای خود را در میان مردم باز کرد و توانست جای پیکان را بگیرد اما چالشهای پیش روی این خودرو آنچنان زیاد بود که دولت تصمیم خود را گرفت که این خودروی 27 ساله را از خط تولید کنار بزند و با این خودرویی که از طرف کره جنوبی به ایران فروخته شده بود خداحافظی کند. این اتفاق روز پنجشنبه 16 مرداد با حضور محمود واعظی رئیس دفتر ریاست جمهوری روی داد. آخرین خودروی پراید در حالی به موزه سایپا رفت که 6 میلیون و 300 هزاردستگاه آن طی این سالها تولید و به خیابانهای کشورمان راه یافته است. آنگونه که سایپاییها عنوان میکنند خودروی جدید، جایگزین پراید نخواهد شد و خودروهای فعلی قرار است تقاضای مشتریان پراید را پاسخگو باشد. پراید بعد از پیکان دومین خودرویی است که از چرخه صنعت خودروسازی کشور کنار گذاشته میشود و در آیندهای نزدیک باید منتظر وداع با خودروی 405 باشیم. یکی از دلایلی که باعث شد سایپا، خودروی پراید را به موزه بسپارد، فشارهای سازمان ملی استاندارد و سازمان حفاظت محیط زیست بود. این دو سازمان با ارتقای سطح استانداردها و اعمال استانداردهای سختگیرانه بسختی نمره قبولی به پراید و 405 میدادند. حال با تمام کش و قوسها این خودروی قدیمی رفت و هنگام خداحافظی با پراید، محمود واعظی رئیس دفتر ریاست جمهوری روی بدنه این خودرو نوشت: «به امید اینکه این شرکت بعد از اتمام تولید پراید خودرو جایگزین ایمن، زیباتر و با قیمت مناسبتر در اختیار مردم عزیزمان قرار دهد.»
ایرانیان سالها گروه سایپا را بهنام پراید میشناختند و حال با خروج پراید از گردونه تولید، مسئولیت سایپا چند برابر میشود چرا که باید خودروی بهتر و ایمنتر نسبت به پراید تولید کند تا دیگر خودروهای تولیدی نارنجی پوشان جاده مخصوص با جوک و طنز روبهرو نشود.
دو خودروی داخلی عرضه میشود
در حاشیه آیین رسمی توقف ساخت و خروج پراید از خط تولید، محمود واعظی، رئیس دفتر ریاست جمهوری، گفت: اتفاق امروز این است که اگر یک خودرو از خط تولید خارج شده، به ازای آن قرار است دو خودروی داخلی به مردم عرضه شود. بهگزارش ایرنا، او افزود: در 4 ماه گذشته که هم با بیماری کرونا مواجه بودیم و هم فشار تحریم افزایش یافته، تولید خودروی سواری در کشور 19 درصد و خودروی وانت حدود 35 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و آن طور که مدیران خودروساز کشور قول دادهاند، قرار است این افزایش تولید ادامه پیدا کند. واعظی خاطرنشان کرد: با افزایش تولید و عرضه مستقیم آن به دست مصرف کننده، انتظار داریم تا قیمت خودرو کاهش پیدا کرده و از واسطه گریها و دلالیها در بازار جلوگیری شود.
تحویل خودروی با کیفیت
رئیس دفتر رئیس جمهوری در رونمایی رسمی از محصول جدید گروه خودروسازی سایپا (نیمشاسی که با اتکا به مگاپلتفرم کاملاً ایرانی SP۱۰۰ طراحی شده است) و آغاز تولید انبوه دو محصول فیس لیفت ساینا و کوئیک، با بیان اینکه خوشبختانه صنعت خودرو در کشورمان طی سالهای اخیر پیشرفت بسیار خوبی داشته است، تصریح کرد: امروز زنجیره تولید خودرو اعم از خودروساز و قطعه سازان همه با هم در تلاش هستند تا خودرو را با کیفیت تحویل مردم عزیز بدهند.
کاهش 50 درصدی ارزبری
واعظی با اشاره به اینکه در سال جهش تولید، خودکفایی، توجه ویژه به تحقیق و توسعه و تولید داخلی باوجود فشارهای ناشی از تحریم، مسیر اصلی صنعت خودرو کشور است، اظهار داشت: بر اساس گزارش مدیران و مسئولان این بخش از یک سال و نیم گذشته تاکنون حدود 50 درصد ارزبری خودرو کاهش یافته و مهندسان و طراحان ما توانستهاند خودروهایی صددرصد داخلی تولید کنند که زیبایی، کیفیت و ایمنی دارند.
2.5 سال تحریم را سپری کردیم
رئیس دفتر رئیس جمهوری با بیان اینکه دشمنان در تحریم ملت ایران به هیچ یک از اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی خود دست پیدا نکردهاند، افزود: امیدواریم در ماههای آینده شرایط تحریمی کشور تغییر کند، زیرا هدف آنهایی که ما را تحریم کردند تسلیم شدن ایران در سه تا چهار ماه بود، اما الان ۲.۵ سال گذشته است و ما در این مدت علاوه بر اینکه تسلیم نشدیم، اتکایمان به خودمان نیز افزایش یافته است.
تحریمکنندگان مزاحم
واعظی با اشاره به اینکه زندگی مردم سخت شده، اما چیزی متوقف نشده است و تحریمکنندگان فقط ایجاد مزاحمت کردند، تصریح کرد: شواهد و علائم نشان میدهد در روزهای پایانی تحریم قرار داریم و باید تأکید کنم که ماههای آینده وضع به مراتب بهتر میشود.
دو خودروساز آستین بالا بزنند
محمد حسین ادیبزاده استاد دانشگاه درباره کنار گذاشتن پراید به «ایران» میگوید: تحت هیچ شرایطی یک خودرو نباید بیشتر از 7 سال (در بدترین حالت) تولید شود چرا که سطح تکنولوژی خودروها مرتب در حال پیشرفت است و از آنجا که امکان استفاده از تکنولوژیهای جدید در خودروهای قدیمی وجود ندارد، آن خودرو به محیط زیست آسیب میرساند. او با بیان اینکه حذف پراید حتی با برهم خوردن بازار و جهش قیمت ضروری بود، افزود: خودروسازان اگر خود را ملزم به استفاده از تکنولوژی روز کنند دیگر نیازی به این نیست که یک خودرو باوجود مشکلات فنی و طراحی، سالهای سال تولید شود.
پراید با همه خوبیها و بدیها به پایان رسید
جواد سلیمانی، مدیر عامل گروه خودروسازی سایپا نیز گفت: پراید جایگزین ندارد و پلتفرم آن X100 برای همیشه خارج خواهد شد (به جز وانت ۱۵۱ که تجاری است و خودرو معیشت مردم است) از اینرو با توقف تولید پراید، سایپا قصد دارد برای آینده محصولات متنوعی در سگمنتها و ردههای متوسط به بالا تولید کند. او با بیان اینکه تولید پراید با همه خوبیها و بدیها به پایان رسید، ادامه داد: تاکنون ۳ دستگاه از محصول جدید سایپا به نامsp۱۰۰ نمونهسازی شده است. او در خصوص کراس اور SP100 که روز پنجشنبه رونمایی شد، گفت: اینخودرو روی پلتفرم سایپا طراحی شده و کراس اور خودرو شاهین است. بزودی این خودرو با نام ایرانی به بازار عرضه میشود. خوشبختانه در تولید این خودرو نیازی به واردات نداریم و تمام قطعات این خودرو به کمک مهندسان داخلی ساخته شده است.
خروج پراید، پایان یک تفکر بود
مجید باقری
قائم مقام مدیرعامل سایپا در حوزه فروش و خدمات پساز فروش
رویکرد کلی گروه خودروسازی سایپا در توقف تولید پراید، تنها پایان یک محصول نبود بلکه هدف ما پایان دادن به تقکری بود که سالها در سایپا ریشه دوانده بود. سالهای متمادی اینگونه نهادینه شده بود که پراید باید ادامه حیات دهد و سهم وسیعی در حدود 70 درصد از تولید سایپا به این خودرو داده شده بود. با توجه به شرایط توسعهای کشور و حرکت در راستای خوداتکایی، گروه خودروسازی سایپا به این جمعبندی رسید که متناسب با نیاز روز برای تولیدات خود تصمیمگیری کند و به همین جهت تصمیم خروج پراید از سبد محصولات سایپا گرفته شد هر چند که اعتقاد داریم این موضوع باید سالهای پیش اتخاذ میشد. با توجه به توضیحات عنوان شده این دیدگاه در صنعت خودرو ایجاد شده است که ادامه تولید یک محصول نباید، منوط به فروش باشد، بدین جهت داشتن چنین تفکری که تا زمانیکه یک محصول را میتوان فروخت و از آن استفاده کنیم پایان یافته و باید بر اساس رویکردهایی حرکت کرد که در سایر کشورهای خودروساز دنبال میشود. لاجرم ما رویکرد راهبردی را دنبال کردیم و همانگونه که از مدتها قبل عنوان شده بود، خودروی پراید در سالجاری کنار گذاشته شد. از سویی شرایط به جایی رسیده بود که خودروی پراید نمیتوانست استانداردهای داخلی را پاس کند و بدین جهت چنین اتفاقی برای یک خودروساز تبعات خوبی نداشت. لذا این تصمیم یک جسارت بود. به هر ترتیب طی 27 سال گذشته 6 میلیون و 292 هزار و 20 دستگاه خودرو پراید تولید شد و اکنون لقب پرتیراژترین خودروی کشور هم به این خودرو رسیده است. اما برخی نگرانیها مبنی بر این است که با توقف خط تولید پراید بازار با فضای منفی روبهرو میشود، ولی اعتقاد دارم که در مقطع فعلی شاهد اثرگذاری بالای آن نباشیم چرا که از سال گذشته روند خروج مدلهای مختلف پراید آغاز شد و همه میدانستند که پایان تیرماه مصادف با پایان تولید پراید است. خروج پراید از عرصه تولید گام به گام اتفاق افتاد و همین امر کمک میکند تا بازار با شوک کمبود محصول و قیمت روبهرو نشود. از طرفی در پیش فروشهای جدید تلاش شده که این واقعیت القاء شود که سهم سایر محصولات در سبد فروش افزایش قابل توجهی پیدا میکند. وقتی یک محصول میخواهد کنار گذاشته شود در ماههای آخر آن باید با شیب ملایمی تولید کاهش پیدا کند، وقتی دامنه تولید کاهش پیدا میکند با شرایط بهتری میتوان آن خودرو را کنار گذاشت. اما در تولید پراید چون فرصت ما تا پایان تیرماه بود و ما باید به تعهدات خود عمل میکردیم با تمام قوا، تولید انجام شد لذا برای استفاده از خطوط تولید پراید به فرصتی کوتاه نیاز داریم تا تبدیل و بازسازی صورت گیرد. احتمال دارد تا مدت کوتاهی، تیراژ تولید کاهش پیدا میکند اما این امر طولانی مدت نیست و با سرعت سهم تولید سایر خودروها افزایش پیدا میکند، چنانکه از امروز(یکشنبه) تولید محصول ساینا اس شروع میشود و در سایر محصولات روند تولید صعودی خواهد شد.
این خودروها در زمان خود معیار پرستیژ و اعتبار طبقات متوسط به بالای جامعه شد. خودروی کممصرفی – حدود 8 لیتر بنزین در 100 کیلومتر - که در مقابل پیکان – که تقریباً 18 لیتر در هر 100 کیلومتر مصرف میکرد – توانست بهسرعت جای خود را در طبقات متوسط به بالا باز کند. حتی در نیمه اول دهه 1370 هم برای آن سریالی ساخته شد به نام خودروی تهران – 11 که با بازیگری حمید جبلی در صدا و سیما به نمایش درآمد.
اما سرنوشت این خودرو را حذف خودروی دیگری رقم زد. پیکان، رقیبی بود که با توجه به قیمت پائین آن درمقابل پراید همچنان در خیابانها میتازید. هرچند که مصرف بنزین پیکان و کیفیت آن در مقابل پراید بسیار پائین بود اما باتوجه به قیمت بنزین، پیکان همچنان محبوب مردم طبقات متوسط به پائین بود. تا سال 1383 که دولت وقت تصمیم گرفت پیکان را از صحنه اقتصاد حذف کند. غروی که بعد از ساپیا و موفقیتی که در تولید پراید بهدست آورده بود به مدیرعاملی ایران خودرو منصوب شده بود همچنان در مقابل حذف پیکان مقاومت میکرد. با برکناری غروی و انتصاب منوچهر منطقی در سال 1383 مقدمه حذف پیکان آغاز شد و این خودرو در اردیبهشت ماه سال 1384 از صحنه تولید برای همیشه حذف شد. جانشین پیکان، خودروی گرانقیمتتری بود به نام سمند. اکنون نوبت پراید بود که بتواند با قیمت پائین خود در مقابل سمند، محبوب خانوادههای طبقه متوسط به پائین شود و این اتفاق هم نه بتدریج بلکه بسرعت افتاد.
سایپا با توجه به استقبالی که برای پراید پیش آمد بسرعت شروع به افزایش تولید این خودرو کرد و مدلهای متفاوتی را مانند 141، 131، 111 یا سفری به آن اضافه کرد. اگر زمانی قیمت پیکان شاخص قیمت خودروهای دیگر بود، از سال 1384 به بعد پراید شاخص قیمت خودروها شد تا آنجا که حتی احمدینژاد در سال 1391 در یک مصاحبه تلویزیونی درخصوص قیمت خودرو گفته بود، «پراید کیلویی چند؟» طعنهای که کاملاً خودروسازان را تکان داد و انتقادهایی را هم به رئیس وقت دولت وارد کردند. اما این خودرو که جانشین پیکان برای مردم طبقات متوسط به پائین جامعه شده بود برای خود مشکلاتی هم داشت. کیفیت آن هر سال از سوی سازمان استاندارد و محیط زیست زیر سؤال میرفت و با توجه به آنکه این خودرو برای جادهها ساخته نشده بود و یک خودروی شهری بود میزان تصادفات آن در جادهها و تلفاتی که به بار میآورد رو به افزایش بود. حذف پراید، خودرویی که بیش از 6 میلیون دستگاه از 21 میلیون دستگاه خودرو در کشور را دراختیار دارد - 28 درصد – بدون شک برای طبقات متوسط به پائین نمیتواند به همین سادگی از چرخه زندگی آنها کنار برود. این خودرو که اکنون قیمت آن به 100 میلیون تومان نزدیک شده است داستان دیگری را برای خودروسازان کشور رقم میزند. زمانی که پیکان حذف شد، پراید بود، الان جایگزین پراید چه خودرویی برای طبقات متوسط به پائین میتواند باشد؟
گروه اقتصادی | حدود 15سال پس از آنکه آبی پوشان ایران خودرو، مهر خداحافظی بر خودروی پیکان را زدند، اکنون نوبت به نارنجی پوشان جاده مخصوص رسید که بالاخره با پراید خداحافظی کنند، هر چند که چند سالی بود که سایپاییها وعده کنار گذاشتن این خودرو 27 ساله را داده بودند اما به خاطر شرایط بازار و نارضایتی برخی از خریداران، مدیران وقت تصمیم به ادامه تولید پراید را گرفتند. در اردیبهشت ماه سال 1384 بود که اسحاق جهانگیری، وزیر وقت صنایع و معادن به کارخانه ایران خودرو رفت تا امضای خداحافظی کشور را با تولید پیکان که قریب به 38 سال در این کارخانه تولید میشد، بزند. در آن موقع خودروی جانشین پیکان، سمند معرفی شد اما کمتر کسی میدانست که قرار است جانشین این خودرو در میان مردم، پراید باشد؛ خودرویی ارزانتر از سمند. پراید بتدریج جای خود را در میان مردم باز کرد و توانست جای پیکان را بگیرد اما چالشهای پیش روی این خودرو آنچنان زیاد بود که دولت تصمیم خود را گرفت که این خودروی 27 ساله را از خط تولید کنار بزند و با این خودرویی که از طرف کره جنوبی به ایران فروخته شده بود خداحافظی کند. این اتفاق روز پنجشنبه 16 مرداد با حضور محمود واعظی رئیس دفتر ریاست جمهوری روی داد. آخرین خودروی پراید در حالی به موزه سایپا رفت که 6 میلیون و 300 هزاردستگاه آن طی این سالها تولید و به خیابانهای کشورمان راه یافته است. آنگونه که سایپاییها عنوان میکنند خودروی جدید، جایگزین پراید نخواهد شد و خودروهای فعلی قرار است تقاضای مشتریان پراید را پاسخگو باشد. پراید بعد از پیکان دومین خودرویی است که از چرخه صنعت خودروسازی کشور کنار گذاشته میشود و در آیندهای نزدیک باید منتظر وداع با خودروی 405 باشیم. یکی از دلایلی که باعث شد سایپا، خودروی پراید را به موزه بسپارد، فشارهای سازمان ملی استاندارد و سازمان حفاظت محیط زیست بود. این دو سازمان با ارتقای سطح استانداردها و اعمال استانداردهای سختگیرانه بسختی نمره قبولی به پراید و 405 میدادند. حال با تمام کش و قوسها این خودروی قدیمی رفت و هنگام خداحافظی با پراید، محمود واعظی رئیس دفتر ریاست جمهوری روی بدنه این خودرو نوشت: «به امید اینکه این شرکت بعد از اتمام تولید پراید خودرو جایگزین ایمن، زیباتر و با قیمت مناسبتر در اختیار مردم عزیزمان قرار دهد.»
ایرانیان سالها گروه سایپا را بهنام پراید میشناختند و حال با خروج پراید از گردونه تولید، مسئولیت سایپا چند برابر میشود چرا که باید خودروی بهتر و ایمنتر نسبت به پراید تولید کند تا دیگر خودروهای تولیدی نارنجی پوشان جاده مخصوص با جوک و طنز روبهرو نشود.
دو خودروی داخلی عرضه میشود
در حاشیه آیین رسمی توقف ساخت و خروج پراید از خط تولید، محمود واعظی، رئیس دفتر ریاست جمهوری، گفت: اتفاق امروز این است که اگر یک خودرو از خط تولید خارج شده، به ازای آن قرار است دو خودروی داخلی به مردم عرضه شود. بهگزارش ایرنا، او افزود: در 4 ماه گذشته که هم با بیماری کرونا مواجه بودیم و هم فشار تحریم افزایش یافته، تولید خودروی سواری در کشور 19 درصد و خودروی وانت حدود 35 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و آن طور که مدیران خودروساز کشور قول دادهاند، قرار است این افزایش تولید ادامه پیدا کند. واعظی خاطرنشان کرد: با افزایش تولید و عرضه مستقیم آن به دست مصرف کننده، انتظار داریم تا قیمت خودرو کاهش پیدا کرده و از واسطه گریها و دلالیها در بازار جلوگیری شود.
تحویل خودروی با کیفیت
رئیس دفتر رئیس جمهوری در رونمایی رسمی از محصول جدید گروه خودروسازی سایپا (نیمشاسی که با اتکا به مگاپلتفرم کاملاً ایرانی SP۱۰۰ طراحی شده است) و آغاز تولید انبوه دو محصول فیس لیفت ساینا و کوئیک، با بیان اینکه خوشبختانه صنعت خودرو در کشورمان طی سالهای اخیر پیشرفت بسیار خوبی داشته است، تصریح کرد: امروز زنجیره تولید خودرو اعم از خودروساز و قطعه سازان همه با هم در تلاش هستند تا خودرو را با کیفیت تحویل مردم عزیز بدهند.
کاهش 50 درصدی ارزبری
واعظی با اشاره به اینکه در سال جهش تولید، خودکفایی، توجه ویژه به تحقیق و توسعه و تولید داخلی باوجود فشارهای ناشی از تحریم، مسیر اصلی صنعت خودرو کشور است، اظهار داشت: بر اساس گزارش مدیران و مسئولان این بخش از یک سال و نیم گذشته تاکنون حدود 50 درصد ارزبری خودرو کاهش یافته و مهندسان و طراحان ما توانستهاند خودروهایی صددرصد داخلی تولید کنند که زیبایی، کیفیت و ایمنی دارند.
2.5 سال تحریم را سپری کردیم
رئیس دفتر رئیس جمهوری با بیان اینکه دشمنان در تحریم ملت ایران به هیچ یک از اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی خود دست پیدا نکردهاند، افزود: امیدواریم در ماههای آینده شرایط تحریمی کشور تغییر کند، زیرا هدف آنهایی که ما را تحریم کردند تسلیم شدن ایران در سه تا چهار ماه بود، اما الان ۲.۵ سال گذشته است و ما در این مدت علاوه بر اینکه تسلیم نشدیم، اتکایمان به خودمان نیز افزایش یافته است.
تحریمکنندگان مزاحم
واعظی با اشاره به اینکه زندگی مردم سخت شده، اما چیزی متوقف نشده است و تحریمکنندگان فقط ایجاد مزاحمت کردند، تصریح کرد: شواهد و علائم نشان میدهد در روزهای پایانی تحریم قرار داریم و باید تأکید کنم که ماههای آینده وضع به مراتب بهتر میشود.
دو خودروساز آستین بالا بزنند
محمد حسین ادیبزاده استاد دانشگاه درباره کنار گذاشتن پراید به «ایران» میگوید: تحت هیچ شرایطی یک خودرو نباید بیشتر از 7 سال (در بدترین حالت) تولید شود چرا که سطح تکنولوژی خودروها مرتب در حال پیشرفت است و از آنجا که امکان استفاده از تکنولوژیهای جدید در خودروهای قدیمی وجود ندارد، آن خودرو به محیط زیست آسیب میرساند. او با بیان اینکه حذف پراید حتی با برهم خوردن بازار و جهش قیمت ضروری بود، افزود: خودروسازان اگر خود را ملزم به استفاده از تکنولوژی روز کنند دیگر نیازی به این نیست که یک خودرو باوجود مشکلات فنی و طراحی، سالهای سال تولید شود.
پراید با همه خوبیها و بدیها به پایان رسید
جواد سلیمانی، مدیر عامل گروه خودروسازی سایپا نیز گفت: پراید جایگزین ندارد و پلتفرم آن X100 برای همیشه خارج خواهد شد (به جز وانت ۱۵۱ که تجاری است و خودرو معیشت مردم است) از اینرو با توقف تولید پراید، سایپا قصد دارد برای آینده محصولات متنوعی در سگمنتها و ردههای متوسط به بالا تولید کند. او با بیان اینکه تولید پراید با همه خوبیها و بدیها به پایان رسید، ادامه داد: تاکنون ۳ دستگاه از محصول جدید سایپا به نامsp۱۰۰ نمونهسازی شده است. او در خصوص کراس اور SP100 که روز پنجشنبه رونمایی شد، گفت: اینخودرو روی پلتفرم سایپا طراحی شده و کراس اور خودرو شاهین است. بزودی این خودرو با نام ایرانی به بازار عرضه میشود. خوشبختانه در تولید این خودرو نیازی به واردات نداریم و تمام قطعات این خودرو به کمک مهندسان داخلی ساخته شده است.
خروج پراید، پایان یک تفکر بود
مجید باقری
قائم مقام مدیرعامل سایپا در حوزه فروش و خدمات پساز فروش
رویکرد کلی گروه خودروسازی سایپا در توقف تولید پراید، تنها پایان یک محصول نبود بلکه هدف ما پایان دادن به تقکری بود که سالها در سایپا ریشه دوانده بود. سالهای متمادی اینگونه نهادینه شده بود که پراید باید ادامه حیات دهد و سهم وسیعی در حدود 70 درصد از تولید سایپا به این خودرو داده شده بود. با توجه به شرایط توسعهای کشور و حرکت در راستای خوداتکایی، گروه خودروسازی سایپا به این جمعبندی رسید که متناسب با نیاز روز برای تولیدات خود تصمیمگیری کند و به همین جهت تصمیم خروج پراید از سبد محصولات سایپا گرفته شد هر چند که اعتقاد داریم این موضوع باید سالهای پیش اتخاذ میشد. با توجه به توضیحات عنوان شده این دیدگاه در صنعت خودرو ایجاد شده است که ادامه تولید یک محصول نباید، منوط به فروش باشد، بدین جهت داشتن چنین تفکری که تا زمانیکه یک محصول را میتوان فروخت و از آن استفاده کنیم پایان یافته و باید بر اساس رویکردهایی حرکت کرد که در سایر کشورهای خودروساز دنبال میشود. لاجرم ما رویکرد راهبردی را دنبال کردیم و همانگونه که از مدتها قبل عنوان شده بود، خودروی پراید در سالجاری کنار گذاشته شد. از سویی شرایط به جایی رسیده بود که خودروی پراید نمیتوانست استانداردهای داخلی را پاس کند و بدین جهت چنین اتفاقی برای یک خودروساز تبعات خوبی نداشت. لذا این تصمیم یک جسارت بود. به هر ترتیب طی 27 سال گذشته 6 میلیون و 292 هزار و 20 دستگاه خودرو پراید تولید شد و اکنون لقب پرتیراژترین خودروی کشور هم به این خودرو رسیده است. اما برخی نگرانیها مبنی بر این است که با توقف خط تولید پراید بازار با فضای منفی روبهرو میشود، ولی اعتقاد دارم که در مقطع فعلی شاهد اثرگذاری بالای آن نباشیم چرا که از سال گذشته روند خروج مدلهای مختلف پراید آغاز شد و همه میدانستند که پایان تیرماه مصادف با پایان تولید پراید است. خروج پراید از عرصه تولید گام به گام اتفاق افتاد و همین امر کمک میکند تا بازار با شوک کمبود محصول و قیمت روبهرو نشود. از طرفی در پیش فروشهای جدید تلاش شده که این واقعیت القاء شود که سهم سایر محصولات در سبد فروش افزایش قابل توجهی پیدا میکند. وقتی یک محصول میخواهد کنار گذاشته شود در ماههای آخر آن باید با شیب ملایمی تولید کاهش پیدا کند، وقتی دامنه تولید کاهش پیدا میکند با شرایط بهتری میتوان آن خودرو را کنار گذاشت. اما در تولید پراید چون فرصت ما تا پایان تیرماه بود و ما باید به تعهدات خود عمل میکردیم با تمام قوا، تولید انجام شد لذا برای استفاده از خطوط تولید پراید به فرصتی کوتاه نیاز داریم تا تبدیل و بازسازی صورت گیرد. احتمال دارد تا مدت کوتاهی، تیراژ تولید کاهش پیدا میکند اما این امر طولانی مدت نیست و با سرعت سهم تولید سایر خودروها افزایش پیدا میکند، چنانکه از امروز(یکشنبه) تولید محصول ساینا اس شروع میشود و در سایر محصولات روند تولید صعودی خواهد شد.

یک جشن سوت و کور
گروه ورزشی/ در سالهای اخیر جشنهای قهرمانی پرسپولیس همیشه حواشی خاصی داشته است. حاشیههایی که جمعه شب و در جشن پوکر قهرمانی هم به چشم آمد. ورزشگاه خالی از تماشاگر آزادی در حالی آماده برگزاری جشن قهرمانی پرسپولیسیها میشد که نورافشانی داخل زمین، فضای جالب و زیبایی را در استادیوم ایجاد کرده بود. با این حال، در زمان اهدای جام حاشیههای زیادی بهوجود آمد که قابل توجه است. در شرایطی که تنها تعدادی عکاس در ورزشگاه حضور داشتند و از حضور خبرنگاران در این بازی ویژه ممانعت بهعمل آمده بود، در پیست دوومیدانی افراد متفرقه زیادی حضور داشتند که جلوه بدی به کنار زمین داده بود. در این میان، تعدادی از لیدرهای پرسپولیس روی سکوها حضور داشتند و به گل محمدی لقب امپراطور دادند. در حالی که بازیکنان یک به یک نام برده میشدند تا روی سکوی قهرمانی بیایند، محمدحسین کنعانی زادگان با نشان دادن عدد 4 مدال خود را از جایگاه برداشت و محسن ربیع خواه هم با عصا روی سکو رفت. در شرایطی که خارجیهای پرسپولیس یعنی بشار رسن با پرچم عراق، بوژیدار رادوشویچ با پرچم کرواسی و کریستین اوساگونا با پرچم نیجریه در جشن حضور داشتند، گوینده نام آنتونی استوکس که قراردادش با پرسپولیس فسخ شده را اعلام کرد که باعث تعجب شد. این در حالی است که نامی از علیرضا بیرانوند دروازه بان تازه جدا شده سرخها برده نشد ولی نام معاونان این باشگاه برای گرفتن مدال از سوی گوینده ورزشگاه خوانده شد. در این مراسم که مسعود سلطانی فر، حیدر بهاروند و مهدی محمدنبی در جایگاه اهدای جام بودند، هنگامی که سیدجلال حسینی جام قهرمانی را از وزیر ورزش و سرپرست فدراسیون دریافت کرد، نزد مهدی رسول پناه رفت اما آنچه که در این لحظه بسیار به چشم میآمد، این بود که سرپرست باشگاه پرسپولیس تمایل داشت تا خود جام را بهصورت انفرادی یا بههمراه سیدجلال بالای سر ببرد اما در ادامه مردد شد و جام را به حسینی پس داد که این موضوع در شبکههای اجتماعی هم با واکنش کاربران همراه شد. پس از آن بازیکنان پرسپولیس در داخل زمین و البته در رختکن به جشن و پایکوبی پرداختند که حرکات موزون کنعانی زادگان و شیری دیدنی بود و بارها در فضای مجازی دست به دست شد. پس از مراسم اهدای مدال و جام، علیپور مهاجم سرخها گفت:«هدف بعدی قهرمانی جام حذفی است.» کنعانی زادگان هم از اینکه اولین قهرمانی را در لیگ با پرسپولیس تجربه کرده، ابراز خوشحالی کرد. شجاع خلیلزاده گفت: «کسب قهرمانی چهارم خیلی سختتر از قبلیها بود.» سیدجلال حسینی هم عنوان کرد: «قهرمانی تمام شد اما کارمان تمام نشده است.»
گفتنی است پس از پایان مراسم، گروهی از هواداران پرسپولیس بههمراه خانوادههای خود بیرون از ورزشگاه آزادی حضور پیدا کردند و با سر دادن شعار و سرود قهرمانی به این شکل توانستند در جشن قهرمانی بازیکنان را همراهی کنند. بعد از جشن هم اتفاقهای جالبی افتاد و شجاع خلیلزاده مدافع پرسپولیس جام را سوار خودرو کرد و کمربندش را هم بست و راهی منزل شد و ویدئوی این حرکت خود را در اینستاگرام منتشر کرد.
بــــرش
ذوب آهن کام قرمزها را تلخ کرد
در تنها بازی جمعه شب از هفته بیست و هشتم لیگ برتر، پرسپولیس در حالی درورزشگاه آزادی به مصاف ذوبآهن رفت که امیدوار بود در این بازی به برتری دست پیدا کند تا بالا بردن جام برایش شیرینتر شود ولی سرخ پوشان در این دیدار خانگی با گلی که وحید محمدزاده در دقیقه 25 با ضربه سر از روی ارسال قاسم حدادیفر به ثمر رساند، نتیجه را 1-0 واگذار کردند تا بهعنوان یک تیم بازنده، جشن قهرمانی بگیرند و جام قهرمانی لیگ نوزدهم را بالای سر ببرند. شاگردان لوکا بوناچیج توانستند با این پیروزی، به رکورد 16 دیدار شکستناپذیری پرسپولیس در لیگ نوزدهم خاتمه دهند و با تحمیل پنجمین شکست فصل به قهرمان زود هنگام لیگ برتر، 29 امتیازی شده و به رده دهم صعود کنند. ذوبیها علاوه بر این، موفق شدند پس از 1814 روز در تهران از سد پرسپولیس بگذرند. این تیم اصفهانی، آخرین بار در هفته چهارم لیگ پانزدهم و در تاریخ 29 مرداد 94 موفق شده بود پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی شکست دهد.
گفتنی است پس از پایان مراسم، گروهی از هواداران پرسپولیس بههمراه خانوادههای خود بیرون از ورزشگاه آزادی حضور پیدا کردند و با سر دادن شعار و سرود قهرمانی به این شکل توانستند در جشن قهرمانی بازیکنان را همراهی کنند. بعد از جشن هم اتفاقهای جالبی افتاد و شجاع خلیلزاده مدافع پرسپولیس جام را سوار خودرو کرد و کمربندش را هم بست و راهی منزل شد و ویدئوی این حرکت خود را در اینستاگرام منتشر کرد.
بــــرش
ذوب آهن کام قرمزها را تلخ کرد
در تنها بازی جمعه شب از هفته بیست و هشتم لیگ برتر، پرسپولیس در حالی درورزشگاه آزادی به مصاف ذوبآهن رفت که امیدوار بود در این بازی به برتری دست پیدا کند تا بالا بردن جام برایش شیرینتر شود ولی سرخ پوشان در این دیدار خانگی با گلی که وحید محمدزاده در دقیقه 25 با ضربه سر از روی ارسال قاسم حدادیفر به ثمر رساند، نتیجه را 1-0 واگذار کردند تا بهعنوان یک تیم بازنده، جشن قهرمانی بگیرند و جام قهرمانی لیگ نوزدهم را بالای سر ببرند. شاگردان لوکا بوناچیج توانستند با این پیروزی، به رکورد 16 دیدار شکستناپذیری پرسپولیس در لیگ نوزدهم خاتمه دهند و با تحمیل پنجمین شکست فصل به قهرمان زود هنگام لیگ برتر، 29 امتیازی شده و به رده دهم صعود کنند. ذوبیها علاوه بر این، موفق شدند پس از 1814 روز در تهران از سد پرسپولیس بگذرند. این تیم اصفهانی، آخرین بار در هفته چهارم لیگ پانزدهم و در تاریخ 29 مرداد 94 موفق شده بود پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی شکست دهد.

<برایان هوک> قربانی شکست کارزار فشار حداکثری
گروه سیاسی/ دولت امریکا در فاصله چند ماه تا انتخابات ریاست جمهوری باز هم شاهد تغییر یک مهره کلیدی در صحنه سیاست خارجی خود بود. این بار «برایان هوک»، نماینده ویژه امریکا در امور ایران کنار رفت و «الیوت آبرامز»، دیپلمات کهنه کار به جای او روی کار آمد تا مجموعه شواهد و تحولات از ناکامی واشنگتن در پیگیری سیاست فشار حداکثری علیه ایران حکایت کند.
«هوک» وکیل و سیاستمدار امریکایی بود که از سال ۲۰۱۷ بهعنوان رئیس «گروه اقدام ایران» منصوب شد و مسئولیت راهبری، بازبینی و هماهنگی همه جانبه اقدامات مرتبط با ایران در وزارت خارجه امریکا را برعهده گرفت. حضور او درست در هنگامه اجماع نظر دولتمردان امریکایی برای پیگیری کارزار فشار حداکثری و تصویب بیسابقهترین تحریمها در طول تاریخ علیه ایران صورت گرفت. سیاستی که بیتردید اثرگذاری آن به پیگیری همه جانبه «هوک» مربوط میشد و او از همه ابزارهای ممکن از راه انداختن کمپینهای داخلی و خارجی گرفته تا سفرهای متعدد به کشورهای مختلف برای متقاعد کردن آنها به پیروی از تحریمهای امریکا و تهدید شرکای برجام بابت اجرای تعهدات خود در چارچوب این توافق کمک گرفت. آخرین تلاش این مقام امریکایی هم به تهیه پیشنویسی برای جلوگیری از پایان تحریمهای تسلیحاتی ایران باز میگردد. تحریمهایی که در چارچوب برجام، موعد لغو آنها در مهرماه پیش رو فرا میرسد و باوجود کوشش دولت امریکا جهت همراه کردن سایر اعضای شورای امنیت راه بهجایی نبرده است. هوک که در این دو سال، با بهرهگیری از تندترین اقدامات کوشیده بود، نقش رهبر کمپین فشار حداکثری دولت امریکا علیه ایران را بازی کند، در عمل نتوانست در سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران به موفقیت خاصی که برای ترامپ بهره انتخاباتی داشته باشد، دست یابد. چه حضور اخیر او در اروپا و خاورمیانه هم که با هدف کسب حمایت برای تمدید تحریمهای تسلیحاتی ایرانی در ماههای پیش رو صورت گرفت، بینتیجه به پایان رسید.
در چنین شرایطی که امریکا درپیگیری همه جانبه سیاست فشار با هدف فروپاشی اقتصادی ایران و ایجاد ناآرامی در کشور و قرار دادن آن در موقعیت ضعف برای ورود به یک مذاکره نابرابر شکست خورد، ترامپ چاره کار را در آن دید تا مسئول ویژه دولتش در امور ایران را بهعنوان مقصر سیاست شکست خورده امریکا کنار بگذارد.
روزنامه «نیویورک تایمز» کنار رفتن «هوک» در بازه زمانی مانده به انتخابات ریاست جمهوری امریکا را دارای پیامدهای جدی برای سیاست ضد ایرانی ترامپ میداند و معتقد است این قطع همکاری با دولت ترامپ، فرصت باقی مانده امریکا برای از سرگیری راهبرد دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن را تا پایان دولت ترامپ از بین میبرد.
روزنامه واشنگتنپست هم به نقل از یک مقام ارشد سابق در دولت امریکا نوشت از هوک خواسته شد که استعفا کند تا مسئولیت شکست استراتژی واشنگتن علیه ایران، بر دوش وی بیفتد. به گفته این مقام ارشد پیشین امریکایی اگر چه کارزار فشار حداکثری در وارد آوردن صدمه به اقتصاد ایران مؤثر واقع شده اما در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی وادار کردن ایران به تسلیم در برابرخواستههای دولت ترامپ کاملاً شکست خورده و دلیل آن نیز کنار گذاشتن مجری اصلی این کارزار است. وی تأکید میکند که حتی راستهای افراطی امریکایی نیز نگفتهاند که این استراتژی در برابر ایران مؤثر بوده است. بویژه اینکه ایران در واکنش به خلف وعدههای اعضای اروپایی گروه 1+4، در 5 مرحله تعهدات برجامی خود را کاهش داده است.
انتخاب سیاستمدار نومحافظه کار
«الیوت آبرامز» که مسئولیت «برایان هوک» را برعهده گرفته است، در زمره نئوکانهای محافظه کار کاخ سفید به شمار میرود و معتقد به فعال کردن سیاست خارجی امریکا در صحنه بینالملل و افزایش نفوذ آن در سایر کشورهاست.
تجربه کاری «آبرامز» با هدایت یک سیاست تند و همراه با فشار در قبال کشورهایی همچون السالوادور، گواتمالا، نیکاراگوئه و پاناما همراه است که به گفته «استفن مایلز» مدیر اجرایی گروه ضدجنگ امریکا از بدترین دورههایی است که سیاست خارجی امریکا به خود دیده است؛ یعنی جنگطلبی، نقض گسترده حقوق بشر و حمایت از رژیمهای خودکامه. «آبرامز» همچنین از مشوقان اصلی حمله نظامی امریکا به لیبی و عراق بود و نوع نگاهش به ایران نیز در مخالفت آشکار او با برجام بهعنوان توافقی که میتوانست اختلافات میان ایران و امریکا را از طریق دیپلماسی حل و فصل کند، بروز یافت.
این سیاستمدار نومحافظه کار که در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۶ میلادی امریکا یکی از منتقدان ترامپ بود و حتی گفته میشد که ترامپ در سال ۲۰۱۷ بهدلیل انتقادهای آبرامز از وی، پیشنهاد معاون وزیر خارجه برای او را رد کرده بود، در نهایت بهعنوان مسئول پرونده ونزوئلا انتخاب شد و در شرایطی که سناریوی او برای کنار زدن دولت نیکولاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا به نتیجه نرسیده است، همزمان مسئولیت نماینده ویژه امریکا در امور ایران را نیز عهده دار شده است. ونزوئلا هم همچون ایران یکی از نقاط هدفگذاری سیاست تحریم امریکایی با هدف واداشتن آن به مذاکرات مورد نظر واشنگتن بوده است که همچنان در برابر این فشارها مقاوم بوده است.
«آبرامز» در حالی جانشین هوک شده که چند روز پیش در جلسه استماعی در سنای امریکا گفت که همچنان روی برنامه براندازی «نیکولاس مادورو» رئیس جمهوری ونزوئلا سخت کار میکند. او قرار است با حفظ سمت مسئول گروه اقدام علیه ایران باشد و کارزار فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا علیه ایران را ادامه دهد.
اما نام «آبرامز» که در دولتهای رونالد ریگان و جورج دبلیو بوش هم فعالیت داشته است، درباره ایران پیشتر در ماجرای ایران-کنترا بر سر زبانها افتاد. جایی که او بهدلیل مخفی کاری برای پنهان کردن اطلاعات مهم مربوط به این ماجرای جنجالی از سوی کنگره مجرم شناخته شد ولی بعدها در دولت جورج. دبلیو. بوش بخشیده شد و در پستهای سیاست خارجی در داخل و خارج از دولت به کار گرفته شد.
«آبرامز» اینک در شرایطی جایگزین «هوک» شده است که نگاه مثبتی به رویکرد دیپلماسی در قبال ایران ندارد و گفته میشود انتخاب او بهعنوان نماینده ویژه دولت ترامپ در امور ایران سیاست امریکا را به سیاست اسرائیل نزدیکتر خواهد کرد و احتمال رویکرد ضد ایرانی را افزایش خواهد داد. این در حالی است که انتخاب او بهعنوان نماینده ویژه ایران با انتقادات داخلی در امریکا رو به رو شده است. چنانکه گروه ضدجنگ «کدپینک» زنگ هشدار را در مورد انتصاب آبرامز به صدا درآورد و در بیانیهای اعلام کرد که او در دهه ۱۹۸۰ از سرکوب خشونتبار بومیان «مایا» توسط ژنرال «افراین ریوس مونت» حمایت کرد. این اقدام به قدری بیرحمانه بود که سازمان ملل از آن بهعنوان نسلکشی نام برده است.
«ایلهان عمر»، قانونگذار مسلمان کنگره امریکا نیز با انتقاد از انتصاب «الیوت آبرامز» بهعنوان مسئول جدید وزارت خارجه این کشور در امور ایران ضمن اشاره به اینکه «الیوت آبرامز» به کنگره دروغ گفت و بر کشتار صدها شهروند غیرنظامی سرپوش گذاشت، گفت که او نباید مسئول سیاست در قبال ایران یا هر سیاست دیگری باشد.
با این حال برای «الیوت آبرامز» نقش آفرینی در پیگیری سیاست مربوط به ایران یک فرصت ویژه است و طبیعی است که او نخواهد این فرصت را یکسره از دست بدهد. بویژه آنکه مهمترین هدف امریکا در هفته و روزهای پیش رو ممانعت از لغو تحریمهای تسلیحاتی ایران خواهد بود و بیتردید او در خلال این تلاشها خواهد کوشید که با به تصویب رساندن تحریمهای تسلیحاتی موفقیت ویژهای را بهنام خود رقم بزند. تلاشی که از هم اکنون شکست آن قطعی به نظر می رسد.
«برایان» ناکام رفت
مقامهای ایرانی کناررفتن «هوک» از مسئولیت ویژه اقدام درباره ایران را نشانه شکست سیاست فشار حداکثری ترامپ میدانند. «علی شمخانی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی توئیتری نوشت: «برایان» هم مثل «جان» ناکام از کاخ سفید رفت. شاید «مایک» هم قبل از رفتن «دونالد» مجبور شود چمدانهایش را ببندد».سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم در صفحه خود توئیتر خود نوشت: «تفاوتی بین جان بولتون، برایان هوک یا الیوت آبرامز نیست؛ وقتی سیاست امریکا در قبال ایران مطرح است؛ مقامات امریکایی لقمه بزرگتر از دهان خود برداشتهاند.»
«علیرضا میریوسفی» سخنگوی نمایندگی ایران در سازمان ملل هم با اشاره به اینکه استعفای هوک رویدادی تعیینکننده محسوب نمیشود، گفت:«کمپین فشار به اصطلاح حداکثری که دولت امریکا به راه انداخته بود، شکست خورده است. ایران به زانو درنیامده و هرکس که مسئول اعمال این سیاست مردود باشد نیز ایران را به زانو در نخواهد آورد». همچنین ابوالفضل عمویی، سخنگوی «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی» مجلس در یادداشتی تأکید کرد: برایان هوک پس از «رفتارهای غلط دیپلماتیک» و بدون هیچ دستاوردی رفت. آبرامز هم دستاوردی نخواهد داشت.»
«هوک» وکیل و سیاستمدار امریکایی بود که از سال ۲۰۱۷ بهعنوان رئیس «گروه اقدام ایران» منصوب شد و مسئولیت راهبری، بازبینی و هماهنگی همه جانبه اقدامات مرتبط با ایران در وزارت خارجه امریکا را برعهده گرفت. حضور او درست در هنگامه اجماع نظر دولتمردان امریکایی برای پیگیری کارزار فشار حداکثری و تصویب بیسابقهترین تحریمها در طول تاریخ علیه ایران صورت گرفت. سیاستی که بیتردید اثرگذاری آن به پیگیری همه جانبه «هوک» مربوط میشد و او از همه ابزارهای ممکن از راه انداختن کمپینهای داخلی و خارجی گرفته تا سفرهای متعدد به کشورهای مختلف برای متقاعد کردن آنها به پیروی از تحریمهای امریکا و تهدید شرکای برجام بابت اجرای تعهدات خود در چارچوب این توافق کمک گرفت. آخرین تلاش این مقام امریکایی هم به تهیه پیشنویسی برای جلوگیری از پایان تحریمهای تسلیحاتی ایران باز میگردد. تحریمهایی که در چارچوب برجام، موعد لغو آنها در مهرماه پیش رو فرا میرسد و باوجود کوشش دولت امریکا جهت همراه کردن سایر اعضای شورای امنیت راه بهجایی نبرده است. هوک که در این دو سال، با بهرهگیری از تندترین اقدامات کوشیده بود، نقش رهبر کمپین فشار حداکثری دولت امریکا علیه ایران را بازی کند، در عمل نتوانست در سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران به موفقیت خاصی که برای ترامپ بهره انتخاباتی داشته باشد، دست یابد. چه حضور اخیر او در اروپا و خاورمیانه هم که با هدف کسب حمایت برای تمدید تحریمهای تسلیحاتی ایرانی در ماههای پیش رو صورت گرفت، بینتیجه به پایان رسید.
در چنین شرایطی که امریکا درپیگیری همه جانبه سیاست فشار با هدف فروپاشی اقتصادی ایران و ایجاد ناآرامی در کشور و قرار دادن آن در موقعیت ضعف برای ورود به یک مذاکره نابرابر شکست خورد، ترامپ چاره کار را در آن دید تا مسئول ویژه دولتش در امور ایران را بهعنوان مقصر سیاست شکست خورده امریکا کنار بگذارد.
روزنامه «نیویورک تایمز» کنار رفتن «هوک» در بازه زمانی مانده به انتخابات ریاست جمهوری امریکا را دارای پیامدهای جدی برای سیاست ضد ایرانی ترامپ میداند و معتقد است این قطع همکاری با دولت ترامپ، فرصت باقی مانده امریکا برای از سرگیری راهبرد دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن را تا پایان دولت ترامپ از بین میبرد.
روزنامه واشنگتنپست هم به نقل از یک مقام ارشد سابق در دولت امریکا نوشت از هوک خواسته شد که استعفا کند تا مسئولیت شکست استراتژی واشنگتن علیه ایران، بر دوش وی بیفتد. به گفته این مقام ارشد پیشین امریکایی اگر چه کارزار فشار حداکثری در وارد آوردن صدمه به اقتصاد ایران مؤثر واقع شده اما در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی وادار کردن ایران به تسلیم در برابرخواستههای دولت ترامپ کاملاً شکست خورده و دلیل آن نیز کنار گذاشتن مجری اصلی این کارزار است. وی تأکید میکند که حتی راستهای افراطی امریکایی نیز نگفتهاند که این استراتژی در برابر ایران مؤثر بوده است. بویژه اینکه ایران در واکنش به خلف وعدههای اعضای اروپایی گروه 1+4، در 5 مرحله تعهدات برجامی خود را کاهش داده است.
انتخاب سیاستمدار نومحافظه کار
«الیوت آبرامز» که مسئولیت «برایان هوک» را برعهده گرفته است، در زمره نئوکانهای محافظه کار کاخ سفید به شمار میرود و معتقد به فعال کردن سیاست خارجی امریکا در صحنه بینالملل و افزایش نفوذ آن در سایر کشورهاست.
تجربه کاری «آبرامز» با هدایت یک سیاست تند و همراه با فشار در قبال کشورهایی همچون السالوادور، گواتمالا، نیکاراگوئه و پاناما همراه است که به گفته «استفن مایلز» مدیر اجرایی گروه ضدجنگ امریکا از بدترین دورههایی است که سیاست خارجی امریکا به خود دیده است؛ یعنی جنگطلبی، نقض گسترده حقوق بشر و حمایت از رژیمهای خودکامه. «آبرامز» همچنین از مشوقان اصلی حمله نظامی امریکا به لیبی و عراق بود و نوع نگاهش به ایران نیز در مخالفت آشکار او با برجام بهعنوان توافقی که میتوانست اختلافات میان ایران و امریکا را از طریق دیپلماسی حل و فصل کند، بروز یافت.
این سیاستمدار نومحافظه کار که در رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۶ میلادی امریکا یکی از منتقدان ترامپ بود و حتی گفته میشد که ترامپ در سال ۲۰۱۷ بهدلیل انتقادهای آبرامز از وی، پیشنهاد معاون وزیر خارجه برای او را رد کرده بود، در نهایت بهعنوان مسئول پرونده ونزوئلا انتخاب شد و در شرایطی که سناریوی او برای کنار زدن دولت نیکولاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا به نتیجه نرسیده است، همزمان مسئولیت نماینده ویژه امریکا در امور ایران را نیز عهده دار شده است. ونزوئلا هم همچون ایران یکی از نقاط هدفگذاری سیاست تحریم امریکایی با هدف واداشتن آن به مذاکرات مورد نظر واشنگتن بوده است که همچنان در برابر این فشارها مقاوم بوده است.
«آبرامز» در حالی جانشین هوک شده که چند روز پیش در جلسه استماعی در سنای امریکا گفت که همچنان روی برنامه براندازی «نیکولاس مادورو» رئیس جمهوری ونزوئلا سخت کار میکند. او قرار است با حفظ سمت مسئول گروه اقدام علیه ایران باشد و کارزار فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا علیه ایران را ادامه دهد.
اما نام «آبرامز» که در دولتهای رونالد ریگان و جورج دبلیو بوش هم فعالیت داشته است، درباره ایران پیشتر در ماجرای ایران-کنترا بر سر زبانها افتاد. جایی که او بهدلیل مخفی کاری برای پنهان کردن اطلاعات مهم مربوط به این ماجرای جنجالی از سوی کنگره مجرم شناخته شد ولی بعدها در دولت جورج. دبلیو. بوش بخشیده شد و در پستهای سیاست خارجی در داخل و خارج از دولت به کار گرفته شد.
«آبرامز» اینک در شرایطی جایگزین «هوک» شده است که نگاه مثبتی به رویکرد دیپلماسی در قبال ایران ندارد و گفته میشود انتخاب او بهعنوان نماینده ویژه دولت ترامپ در امور ایران سیاست امریکا را به سیاست اسرائیل نزدیکتر خواهد کرد و احتمال رویکرد ضد ایرانی را افزایش خواهد داد. این در حالی است که انتخاب او بهعنوان نماینده ویژه ایران با انتقادات داخلی در امریکا رو به رو شده است. چنانکه گروه ضدجنگ «کدپینک» زنگ هشدار را در مورد انتصاب آبرامز به صدا درآورد و در بیانیهای اعلام کرد که او در دهه ۱۹۸۰ از سرکوب خشونتبار بومیان «مایا» توسط ژنرال «افراین ریوس مونت» حمایت کرد. این اقدام به قدری بیرحمانه بود که سازمان ملل از آن بهعنوان نسلکشی نام برده است.
«ایلهان عمر»، قانونگذار مسلمان کنگره امریکا نیز با انتقاد از انتصاب «الیوت آبرامز» بهعنوان مسئول جدید وزارت خارجه این کشور در امور ایران ضمن اشاره به اینکه «الیوت آبرامز» به کنگره دروغ گفت و بر کشتار صدها شهروند غیرنظامی سرپوش گذاشت، گفت که او نباید مسئول سیاست در قبال ایران یا هر سیاست دیگری باشد.
با این حال برای «الیوت آبرامز» نقش آفرینی در پیگیری سیاست مربوط به ایران یک فرصت ویژه است و طبیعی است که او نخواهد این فرصت را یکسره از دست بدهد. بویژه آنکه مهمترین هدف امریکا در هفته و روزهای پیش رو ممانعت از لغو تحریمهای تسلیحاتی ایران خواهد بود و بیتردید او در خلال این تلاشها خواهد کوشید که با به تصویب رساندن تحریمهای تسلیحاتی موفقیت ویژهای را بهنام خود رقم بزند. تلاشی که از هم اکنون شکست آن قطعی به نظر می رسد.
«برایان» ناکام رفت
مقامهای ایرانی کناررفتن «هوک» از مسئولیت ویژه اقدام درباره ایران را نشانه شکست سیاست فشار حداکثری ترامپ میدانند. «علی شمخانی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی توئیتری نوشت: «برایان» هم مثل «جان» ناکام از کاخ سفید رفت. شاید «مایک» هم قبل از رفتن «دونالد» مجبور شود چمدانهایش را ببندد».سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم در صفحه خود توئیتر خود نوشت: «تفاوتی بین جان بولتون، برایان هوک یا الیوت آبرامز نیست؛ وقتی سیاست امریکا در قبال ایران مطرح است؛ مقامات امریکایی لقمه بزرگتر از دهان خود برداشتهاند.»
«علیرضا میریوسفی» سخنگوی نمایندگی ایران در سازمان ملل هم با اشاره به اینکه استعفای هوک رویدادی تعیینکننده محسوب نمیشود، گفت:«کمپین فشار به اصطلاح حداکثری که دولت امریکا به راه انداخته بود، شکست خورده است. ایران به زانو درنیامده و هرکس که مسئول اعمال این سیاست مردود باشد نیز ایران را به زانو در نخواهد آورد». همچنین ابوالفضل عمویی، سخنگوی «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی» مجلس در یادداشتی تأکید کرد: برایان هوک پس از «رفتارهای غلط دیپلماتیک» و بدون هیچ دستاوردی رفت. آبرامز هم دستاوردی نخواهد داشت.»

دلار ۲۴ هزار تومانی غیرواقعی است
رئیس کل بانک مرکزی با غیرواقعی خواندن قیمت ۲۴ هزار تومانی برای دلار امریکا، گفت: قیمت واقعی دلار خیلی پایینتر از رقم ۲۴ هزار تومان است. عبدالناصر همتی همزمان با سالگرد تأسیس بانک مرکزی، توضیحاتی را درباره نوسان بازار ارز ارائه کرد.
وی گفت: سال ۹۷ التهابات بازار را مدیریت کردیم و من همان آدم سال ۹۷ هستم؛ تا آبان شرایط مناسب بود اما دو، سه اتفاق بازار را بر هم زد. رئیس کل بانک مرکزی، حوادث آبان و شیوع بیماری کرونا را در این ارتباط مؤثر دانست و تصریح کرد: این دو اتفاق، کار دست سیستم تجاری کشور داد و نتوانستیم درآمد ارزی داشته باشیم.
در ادامه بهدلیل کرونا مرزها بسته شد و تجار با مشکلات اساسی روبهرو شدند. همتی تأکید کرد: در مدتی که شاهد نوسان بازار ارز هستیم، اقدامات زیادی انجام شده که در روزهای آینده نتایج آن را مشاهده میکنیم. به مردم میگویم که نرخ ارز این چیزی که میبینید نیست و ارز ۲۴ هزار تومانی واقعی نیست.
وی گفت: برخی برای دریافت ارز خارج از نوبت، دریافت وام سهل الوصول با ما بسیار کلنجار رفتند؛ در حالی که تمام تلاش ما برای کاهش نرخ ارز است؛ اما این مهم تنها بهدست بانک مرکزی عملیاتی نمیشود.
رئیس کل بانک مرکزی به کمکرسانی قوه قضائیه و نهادهای نظارتی برای کاهش نرخ ارز اشاره کرد و گفت: افرادی با نرخهای خارج از ایران، قصد برهم زدن بازار ارز را دارند و دستگاههای نظارتی قول دادهاند که با اخلالگران بازار ارز برخورد جدی کنند و در این ارتباط نیز اقداماتی جدی انجام شده است.
همتی تصریح کرد: ارزی که دولت، فروخته و به بانک مرکزی تحویل میدهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان است. اینکه میگویند دولت نرخ را گران میکند تا درآمد کسب کند، اصلاً ممکن نیست و واقعیت ندارد. وی بیان کرد: ۲۵۰ نفر صادرکننده متخلف داشتیم که به قوه قضائیه معرفی شدند؛ این افراد، تولیدکننده نبودند و حتی یک دلار هم بازنگردانده بودند و بارها به مدیران بانکی تأکید کردهام که برای وامهای خرد سختگیری نکنند.
رئیس کل بانک مرکزی در ادامه در خصوص آخرین اقدامات انجام شده درباره حذف چهار صفر از پول ملی نیز گفت: بحث حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس نهایی شده و چاپ اسکناس را با ۴ صفر کمرنگتر ادامه میدهیم. همتی با تأکید بر عملگرایی در بخش اقتصادی ادامه داد: به نوسان ارزی کوتاه مدت توجه نکنید؛ برنامههای بلند مدت ثبات ایجاد میکند./ایرنا
وی گفت: سال ۹۷ التهابات بازار را مدیریت کردیم و من همان آدم سال ۹۷ هستم؛ تا آبان شرایط مناسب بود اما دو، سه اتفاق بازار را بر هم زد. رئیس کل بانک مرکزی، حوادث آبان و شیوع بیماری کرونا را در این ارتباط مؤثر دانست و تصریح کرد: این دو اتفاق، کار دست سیستم تجاری کشور داد و نتوانستیم درآمد ارزی داشته باشیم.
در ادامه بهدلیل کرونا مرزها بسته شد و تجار با مشکلات اساسی روبهرو شدند. همتی تأکید کرد: در مدتی که شاهد نوسان بازار ارز هستیم، اقدامات زیادی انجام شده که در روزهای آینده نتایج آن را مشاهده میکنیم. به مردم میگویم که نرخ ارز این چیزی که میبینید نیست و ارز ۲۴ هزار تومانی واقعی نیست.
وی گفت: برخی برای دریافت ارز خارج از نوبت، دریافت وام سهل الوصول با ما بسیار کلنجار رفتند؛ در حالی که تمام تلاش ما برای کاهش نرخ ارز است؛ اما این مهم تنها بهدست بانک مرکزی عملیاتی نمیشود.
رئیس کل بانک مرکزی به کمکرسانی قوه قضائیه و نهادهای نظارتی برای کاهش نرخ ارز اشاره کرد و گفت: افرادی با نرخهای خارج از ایران، قصد برهم زدن بازار ارز را دارند و دستگاههای نظارتی قول دادهاند که با اخلالگران بازار ارز برخورد جدی کنند و در این ارتباط نیز اقداماتی جدی انجام شده است.
همتی تصریح کرد: ارزی که دولت، فروخته و به بانک مرکزی تحویل میدهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان است. اینکه میگویند دولت نرخ را گران میکند تا درآمد کسب کند، اصلاً ممکن نیست و واقعیت ندارد. وی بیان کرد: ۲۵۰ نفر صادرکننده متخلف داشتیم که به قوه قضائیه معرفی شدند؛ این افراد، تولیدکننده نبودند و حتی یک دلار هم بازنگردانده بودند و بارها به مدیران بانکی تأکید کردهام که برای وامهای خرد سختگیری نکنند.
رئیس کل بانک مرکزی در ادامه در خصوص آخرین اقدامات انجام شده درباره حذف چهار صفر از پول ملی نیز گفت: بحث حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس نهایی شده و چاپ اسکناس را با ۴ صفر کمرنگتر ادامه میدهیم. همتی با تأکید بر عملگرایی در بخش اقتصادی ادامه داد: به نوسان ارزی کوتاه مدت توجه نکنید؛ برنامههای بلند مدت ثبات ایجاد میکند./ایرنا

چراغ تحریریه را در هر شرایطی روشن نگه دارید
- همراه با یادداشت هایی از هادی خانیکی، مجید رضاییان، قاضیزاده، بهروز بهزادی - و یادداشتی از مینو بدیعی درباره محمدمهدی فرقانی
گروه اجتماعی: امسال درحالی روز خبرنگار را پشت سر میگذاریم که ویروس کرونا این ناخوانده، سبک کار در تحریریههایمان را هم تحت تأثیر قرار داده است. تحریریههای امروز ما اگرچه خلوت شده و از آن شور و انرژی و تحرک سابق خبری نیست، اما ورای همه ترسها و اضطرابها، کار خبرنگاری بیوقفه در جریان است. حالا بیش از آنکه خبرنگاری یک کار سخت و زیانآور محسوب شود، یک کار پر خطر و دلهرهآور هم هست، ترسها و نگرانیها اما در پشت نوشتنها پنهان شده است.
خبرهای «تلخ» فعلاً جایی پشت کلمات «امیدآفرین» نشسته تا روزی که کرونا شکستش حتمی شد، روایتهای سخت از دل خاطرات خبرنگاران بیرون بزند. کرونا ریتم تند زندگی مألوف ما را کند کرده است، اما ورای همه توانش زورش به اراده و حس مسئولیتپذیری خبرنگاران نرسیده است.
تعطیلی برخی رسانهها و ورود شبکههای مجازی هم حالا حیات کار خبرنگاران را با چالشهای جدیدی مواجهه کرده است. چالشی که اگر هر کدام از ما به سهم خود در آن شراکت نکنیم؛ چراغ تحریریهها بزودی یکی پس از دیگری خاموش میشود. ما باید در توسعه آگاهی قدم برداریم. راهمان باید از تحریریهها بگذرد. کرونا بماند یا برود، کار سخت خبررسانی را نباید به سایتهای مجازی بیاعتبار محدود کنیم، منابع اطلاعرسانیمان را باید از معتبر ترینها درخواست کنیم. اگرچه انتظارمان خواندن مطالب حرفهای است. در زیر یادداشت اساتید و کارشناسان علوم ارتباطات را برای رونق تحریریهها میخوانید.
روزنامهنگاری و مسائل و مصائب جدید آن
دکتر هادی خانیکی
استاد علوم ارتباطات
روز خبرنگار را همچنان باید تبریک گفت؛ نه از باب آنکه آنچه بر روزنامهنگاران و خبرنگاران و شهروند -روزنامهنگاران و بطور کلی دستاندرکاران حوزه ارتباطات میگذرد و ایامی خوش و بیدغدغه را ترسیم میکند بلکه از اینرو که خبر، ارتباط و رسانندگان و به تصویر درآوردندگان خبر در یکی از حساسترین، خطیرترین و مؤثرترین دورههای حیات اجتماعی و فردی قرار گرفتهاند. کافی است تنها به همین وضعیتی از اکنون بشر بیندیشیم که ویروس نوپدید و عالمگیر کرونا همه روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی و هنری را در معرض تعطیل، تعلیق و یا حداقل تغییر قرار داده است و در این وضعیت محروم از ارتباطات و دسترسی به شبکهها و رسانهها مانده باشیم. چه کسی و یا چه سازوکارهایی این ارتباط را حتی در دشوارترین حالات آن شکل میدهد و دنیای محدود شده شهروندان را به جهانهای دیگر در کوتاهترین زمان و اثربخشترین صورت متصل میکند. روزنامهنگار و روزنامهنگاری در همه اشکال آن از نوشتاری تا صوتی و تصویری و از صورتبندی «جریان اصلی» تا «روزنامهنگاری جایگزین» به دنیای پیچیده و در هم تنیده ما چه دنیای کرونایی و چه بعد از آن حیات و معنا میبخشد و این یک تعارف و تجلیل رسمی از انبوه کسانی که یکی از سختترین پیشهها و حرفهها را برگزیدهاند، نیست. شناخت قدر و نقش خبرنگاران و روزنامهنگاران و درک ضرورت بقای رسانهها بویژه رسانههای مستقل و مؤثر و تلاش در جهت بالا بردن دامنههای جذابیت و اثربخشی و مرجعیت آنها امروز یک مسئولیت ملی است. اکنون که بیش از هر زمان دیگر غم نان، دغدغه آزادی، امنیت و اطمینان از آینده غالب روزنامهنگاران ما را فرا گرفته و محدودیتهای اقتصادی و شرایط دشوار برآمده از تحریم و کرونا و خبرهای ناگوار تعطیلی روزنامهها و نشریات حرفهای و تخصصی را بیشتر کرده است باید به جد به مسائل و مصائب روزنامهنگاران و روزنامهنگاری در سطوح مختلف حاکمیتی، مدنی و تخصصی اندیشید. نه خبر امروز پدیدهای اشرافی و گرانقیمت و نایاب است و نه میتوان مردم را در لحظه لحظه زندگیشان از آن دور کرد پس برای بالا بردن تابآوری جامعه، برای تقویت جامعه مدنی و برای توانمند کردن نهادهای رسمی و حاکمیتی نیاز به بازاندیشی در نقش و اثر خبرنگار و جامعه روزنامهنگاری و ارتباطی کشور است. روزنامهنگاران، روزنامهها، رسانهها و ارتباطات را دریابیم و به مسائل آنها به بهانه این روز و به هر بهانه دیگر بموقع بها دهیم.
تلاش برای ادامه حیات روزنامهنگاری مکتوب
قاضیزاده
استاد ارتباطات
در روز خبرنگار وظیفه خود میدانم به چند موضوع مهم از جمله تعطیلی مطبوعات در شرایط حاضر اشاره کنم. بحران مطبوعات در کشور ما تازه نیست، از سالهای بسیار دور شروع شده است و همچنان هم ادامه دارد، اما بحران جدی از سال ٩٦ آغاز شد، تحریمها فشار مضاعفی به بدنه نحیف مطبوعات وارد کرد و گرانی کاغذ دلیل محکمی برای تشدید این بحران شد، تا اینکه قرعه به اواخر سال ٩٨ افتاد و ویروسی به نام کرونا، اندازه تحریریههایمان را لاغر کرد، دورکاری عادت اجتنابناپذیر رسانهها شد، درحالیکه با جنس کار رسانه جور نبود، دورکاری از خانه روزنامهنگاری تعریف نمیشود، کار تحریریه کار میدان است، به اعتقاد من گرانی کاغذ البته بحران بزرگی برای مطبوعات بود، فضای مجازی هم نقش زیادی در کسادی بازار رسانههای کاغذی داشت، اما نمیتوان در روز خبرنگار از عامل مهمی که در این بیرونقی تأثیر زیادی داشته است، نام نبرد. حقیقت این است که ما روزنامهنگاران در سالهای اخیر آثار ارزنده و شاخصی برای مخاطب نداشتهایم، همه عواملی که اشاره شد، در تشدید بیمیلی به فضای مطبوعات تأثیرگذار بودند اما آن همتی که باید از سوی اهالی رسانه برای جذب مخاطب انجام میگرفت را کمتر دیدهایم، چراکه روزنامهنگاران ما به سمت کار حرفهای نرفتهاند و تلاشی در جهت ارتقای سطح روزنامهنگاری نکردهاند، یعنی به آنچه داشتند قناعت کردند و حاصل آن هم بیرغبتی مخاطبان به مطبوعات و رسانهها شد.
درحال حاضر مردم نقش و مسائل زندگیشان را در رسانههای ما پیدا نمیکنند، فکر میکنند رسانهها با مشکلات آنها بیگانهاند، در نتیجه از خواندن و پیگیری مطالب دست میکشند و به سراغ رسانهها نمیروند. به تبع نتیجه این بیرونقی به خطر افتادن حیات رسانههاست، خطری که امنیت شغلی روزنامهنگاران را در وهله اول تهدید میکند. کار روزنامهنگاری در سالهای دور در کشور ما یک کار داوطلبانه بود، کسی برای امرار معاش یا تأمین مخارج زندگی این شغل را انتخاب نمیکرد، اما در سالهای اخیر کسی که مدرکی میگیرد و نمیتواند شغلی پیدا کند به سراغ تحریریهها میآید، درحالیکه تحریریه جای باهوشترین، زرنگترین و منتقدترین افراد است، اما هماکنون عکس این موضوع را شاهد هستیم، بنابراین در حال حاضر بهترین فرصت است تا توصیهای برای ادامه حیات رسانهها داشته باشم، روزنامهنگاران و خبرنگاران ما باید تلاش کنند خودشان را بالا بکشند و اجازه ندهند چراغ تحریریهها در هر شرایطی ولو سختتر از امروز، خاموش شود، روزنامه نگاران باید همه توان خود را بهکار بگیرند تا این حرفه باقی بماند و بویژه فرهنگ روزنامهنگاری مکتوب از میان نرود، قناعت را سرلوحه کار خود قرار دهند و سختیهای زندگی را با قناعت پشت سر بگذارند، بهطور حتم هماکنون وظیفه سنگینتری برعهده دارند.
۵ معیار که رسانهها باید مدنظر داشته باشند
مجید رضاییان
استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم
١-برای اینکه روزنامهنگاری و خبرنگاری، به جایگاه واقعی خود دست پیدا کند، باید فضا و شرایط برای آزادی بیان جا بیفتد. در دنیایی که گردش آزاد اطلاعات وجود دارد، نمیتوان صحبت از فیلترینگ کرد. آزادی بیان، وقتی ایجاد میشود که هم قوانین اصلاح شوند و هم موانع از میان برداشته شوند.
٢-مسأله دیگری که در روزنامهنگاری باید مورد توجه قرار گیرد، پیگیری تحقق استانداردهای حرفهای در دو بخش ژورنالیسم و مدیاست. در این خصوص، در همه جای دنیا، استانداردهایی وجود دارد که توسط افراد رسانهای، نخبگان و دانشگاهیان تبیین میشوند. براین اساس در این حوزه فردی که میخواهد وارد رسانهای شود - و به عنوان مدیر و یا سردبیر مشغول به کار شود - باید استانداردهای مشخصی داشته باشد؛ استانداردهایی که نشاندهنده صلاحیت حضور وی در آن رسانه است. به عنوان نمونه، چنانچه فردی نتوانست مسئولیت اجرایی در کشور به دست بیاورد، اینگونه نیست که بخواهد تصمیم بگیرد وارد یک رسانه شود و به عنوان یک مدیر در آن مشغول به کار شود. کسی که تحصیلات و اطلاعات در این حوزه ندارد، نمیتواند جایگاه مناسبی نیز داشته باشد و به وظایف خود به درستی عمل کند. استاندارد شدن حضور افراد در تحریریه و اتاق خبررسانهها، یکی از مسائل اساسی است که باید مد نظر قرار بگیرد.
٣-اصل مهم دیگری که در خصوص روزنامهنگاری باید مدنظر قرار دهیم، بحث آموزش است. وقتی روزنامهنگاران، آموزش حرفهای و بر مبنای فرمهای مختلف روزنامهنگاری نبینند، تولید در رسانه رشد نخواهد کرد؛ بویژه آموزش ضمن کار. الان همه میدانیم که با ورود به وب ٣ و آمدن هوش مصنوعی و وب هوشمند، چالش روزنامهنگاران بیش از قبل خواهد شد.
٤-اقتصاد رسانه، نکته مهم دیگری است که در روزنامهنگاری اهمیت بالایی دارد. وقتی رسانهای وابسته اقتصادی - به دستگاههای رسمی - باشد؛ آن رسانه، نمیتواند در جهت «ارزشهای خبری» و «بویژه مخاطبان» حرکت کند و نمیتواند رویدادها را به لحاظ اهمیت، پوشش لازم و نیز، مدنظر قرار دهد و سرانجام مخاطب را در تعریف خود قرار نخواهد داد.
٥-نکته آخر و بااهمیت دیگر، «مصونیت حقوقی» است. قانون، در سراسر جهان به سه قشر مصونیت حقوقی میدهد. «دیپلماتها، قضات و روزنامهنگاران». اگر یک قاضی مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند رأی درستی بدهد؛ اگر یک دیپلمات، مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند در کشور دیگری به وظایف خود به درستی عمل کند؛ همچنین چنانچه یک روزنامهنگار مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند به درستی کسب اطلاعات کرده و سپس آن را منتشر کند. در کشور ما، مسئولیت اجتماعی وجود دارد، اما روزنامهنگاران، مصونیت حقوقی ندارند. آزادی، باید از نوع آزادی بیان باشد، چیزی به نام آزادی مسئولیت وجود ندارد. اگر روزنامهنگار مصونیت حقوقی داشته باشد، به خودی خود مسئولیت داشته و پاسخگو خواهد بود. تمام مواردی که گفته شد، سبب میشود، یک رسانه بتواند بهدرستی به وظایف خود عمل کند، البته زیربنای موارد گفته شده، بحث اولی است که در این گفتار به آن اشاره شد. فرهنگسازی و آموزش را در کنار شفافسازی و اطلاعرسانی پیگیرانه و سوژه محور نباید فراموش کرد. در زمینه بحران کرونا که این روزها با آن درگیر هستیم، میتوان به این مورد اشاره کرد که در این بحران رسانهها، مانند پزشکان، امید مردم بودند و هستند و همیشه یک چشمشان به اخبار متقن و رسانههاست. باید بحث آموزش و فرهنگسازی در رسانهها در اوج قرار بگیرد تا بتواند در مهار کرونا موفقتر عمل کند. مسائلی مانند مسافرترفتنهای غیرضروری و یا تجمعات مختلف را میتوان با فرهنگسازی، بسیار محدود کرد. آنچه اهمیت دارد این است که باید آموزش را در اوج نگهداریم تا مبحث کرونا برای مردم عادیسازی نشود. تاکنون رسانهها با هیچ بحرانی بیشتر از یک ماه درگیر نبودند، اما حالا همه میدانیم که حداقل یک سال دیگر درگیر این بحران هستیم، پس باید مدیریت بحران یعنی توجه دادن مردم به سبک زندگی جدید با آموزش و فرهنگسازی انجام گیرد و این مدیریت امروز برعهده رسانههاست.
وابستگی خبرنگاران به سایتهای اینترنتی!
بهروز بهزادی
روزنامهنگار
این روزها باید به خبرنگاران بگویید که تحریریه را رها کنند و به سازمانها و خیابانها بروند. یکی از مشکلات امروز خبرنگاری این است که همه میخواهند از سایتهای اینترنتی خبر بگیرند، این در حالی است که پایگاههای خبری اینترنتی، تنها یک وسیله است. اگر بیرون نرویم. تماس نداشته باشیم. با مردم گفتوگو نکنیم و همچنین وضعیت جامعه را از نزدیک نبینیم، به هیچ وجه نمیتوانیم خبرنگار خوبی باشیم. با این شیوه و بهرهگیری از سایتهای اینترنتی، کار خبرنگاری به ناکجا آباد میرود.
خبرنگار باید سعی کند، محسوسات خود را از طریق فضای واقعی به دست بیاورد و خبررسانی کند نه اینکه تنها اخبار را از فضای مجازی جستوجو کند. با یک بار به خیابان رفتن، متوجه خواهید شد که سوژههای جدید زیادی را میبینید، این در حالی است که با مراجعه به سایتهای اینترنتی فقط سوژههای تکراری نصیبتان خواهد شد.
اگر مطبوعات، امروز تکراری شده به این دلیل است که خبرنگاران از یک دایره محدود و بسته استفاده میکنند، آن هم تنها دو تا سه سایت اینترنتی مورد توجه خبرنگاران است و با این حرکت آن سایتها پیشرفت خواهند کرد و خوراک مطبوعاتی رسانهها را تزریق میکنند. لذا به این دلیل است که این روزها کمتر مردم به روزنامهها و رسانهها مراجعه میکنند. اگر خبرنگار واقعاً از مسائل و مشکلات مردم بنویسد، اثری که تولید میکند مورد توجه مردم خواهد بود در واقع روزنامهنگاری موفق است که بتواند همراه با مردم باشد؛ با مردم بودن است که یک روزنامه را موفق میکند.
از طرفی، برخی از رسانهها، تنها به صحبت کردن با مسئولان بسنده میکنند، این در حالی است که تعداد مسئولان در برابر مردم بسیار اندک است. چند درصد از مردم را مسئولان تشکیل میدهند؟ این مردم هستند که آمار بالایی دارند. تنها برای اینکه بتوانیم حق مردم را ادا کنیم باید به دنبال مسئولان باشیم.
باید در کنار مردم باشیم تا بتوانیم یک دنیا خبر برای رسانه پیدا کنیم. البته در این میان رسانهها در پارهای موارد ناچار هستند، زشتیها را هم گزارش دهند. کرونا یکی از همان زشتیهاست که اگر اخبار آن بهخوبی منتقل شود، مردم بیشتر رعایت خواهند کرد و بیماری از میان برداشته خواهد شد.
متأسفانه این روزها دیدیم که افراد زیادی در همین تعطیلات چندروزه به مسافرت رفتند و این ویروس را به اقصی نقاط کشور منتقل کردند. انعکاس زشتیها هم وظیفه ماست؛ باید به مردم بگوییم که کرونا یک قاتل است و باید از آن دوری کرد. با استفاده از پروتکلهایی مانند ماسک زدن و رعایت فاصلهگذاری اجتماعی میتوان به تدریج بیماری را مهار کرد. کرونا دشمنی خود را با جامعه ثابت کرده و داخل زندگی مردم شده ما باید کاری کنیم تا با اطلاعرسانی و آگاهیرسانی درست آن را از زندگی مردم بیرون کنیم.
اخلاقیترین روزنامهنگار حرفهای
مینو بدیعی
روزنامهنگار
در یک صبح زیبای پائیزی، در روزهایی که دوران سرخوشی دبیرستانی بلافاصله به دوران پر تب و تاب و پرشور دانشکده ختم میشد، در یک روز که همه دانشجویان با چهرههای جوان و انگیزهای بسیار قوی در سالنی موسوم به ۱۰۰ در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی سابق گردهم آمده بودند، چهره یک جوان بلندقد سیهچرده و بسیار آرام در بین آن همه دانشجویان پر سر و صدا و پرهیاهو شاید گم بود اما هیچ کس تصور نمیکرد این جوان محجوب که از شهرستان یزد آمده بود، روزی و روزگاری به مدیریت و سرپرستی همین دانشکده پر سر و صدا منصوب شود.
آن جوان قدبلند آنقدر محجوب و آرام بود که شاید کمتر در جمع دانشجویان پسر پرسروصدا وارد میشد اما همه میدانستند که این جوان اندیشه و همت والایی دارد و راه سترگ روزنامهنگاری و در کنار علم و خلاقیت را بی وقفه میپیماید.
دخترهای دانشکده و همکلاس به این جوان احترام میگذاشتند و پسرهای دانشجو، او را انسانی عمیق و خودساخته میدانستند. او شخصیتی جز محمدمهدی فرقانی نبود که راههای پرفراز و نشیب کار خطیر روزنامهنگاری و دوران شاد اما بسیار جدی کلاسهای رشته علوم ارتباطات اجتماعی را در کنار او و سایر همکلاسیها و بعدها همکاران مطبوعاتی طی کردم. مهدی فرقانی، حسابش از همه جدا بود و این را دانشجویان تیزهوش روزنامهنگاری و روابط عمومی به فراست دریافته بودند و انگار از همان زمان میخواست تجربههای مدیریت عالی دانشگاهی را تجربه کند و یکروز... در کلاس درس تکنیکهای مصاحبه مطبوعاتی دکتر صدرالدین الهی، مهدی فرقانی کاری کرد کارستان و همه به عزم بالای این جوان محجوب و اخلاقمدار ایمان آوردند.
در کلاس درس تکنیکهای مصاحبه همواره روال بر این پایه بود که درس تئوریک را در یک جلسه استاد مطرح میکرد و در جلسه بعدی از دانشجویان میخواست در این مورد کار کلاسی خود را ارائه دهند اما کار کلاسی در حقیقت یک کار شسته و رفته حرفهای بود که اساساً میتوانست در همان زمان با کمی ویراستاری در روزنامه چاپ شود. در آن جلسه موعد استاد سوژه یک مصاحبه سیاسی را داده بود که آن هم مصاحبه با هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت امریکا بود که در سفری به ایران و در فرودگاه، دانشجویان روزنامهنگاری یعنی ما باید به سراغاش میرفتیم و با او مصاحبه میکردیم. در حقیقت این یک مصاحبه تخیلی بود اما آنقدر سؤالات و جوابها باید دقیق تنظیم میشد که به عنوان یک مصاحبه واقعی قابل چاپ در روزنامه به نظر میآمد.
بسیار کار سختی برای یک جوان ۱۹ یا ۲۰ ساله دانشجو بود چون اطلاعات وسیع و درست میخواست و در عین حال دقت در انجام مصاحبه را چه با شکل طرح پرسشها و چه با پاسخها ایجاب میکرد. در هر جلسه استاد کارهای کلاسی دانشجویان را تحویل میگرفت و در جلسه بعد با بررسی دقیق روی تک تک کارها آنها را میآورد و سر کلاس باردیگر کارهای انجام شده مورد نقد و بررسی خود دانشجویان قرار میگرفت. در چنین جلسهای بود که مهدی فرقانی آن جوان محجوب بهترین کار کلاسی را ارائه داد. استاد گفت این مصاحبه بی نظیر است و قابل چاپ در روزنامه. از آن به بعد بود که همه دانشجویان ، دختر و پسر به اختلاف خود با فرقانی پی بردند و دانستند که از این لحظه فرقانی یک روزنامهنگار حرفهای است.
بعد از آن، مهدی فرقانی با معرفی استادان به روزنامه پیوست اما من نوعی برای رسیدن به جایگاهی که مهدی فرقانی با هوش و درایت سرشار خود در کوتاهترین زمان کسب کرده بود، باید خیلی تلاش میکردم. دو سه سال بعد که من با دریافت مدرک لیسانس و گذشتن دوره سربازی و خدمت در سپاه بهداشت! به روزنامه آمده بودم مهدی فرقانی را در جایگاه معاون سرویس گزارش عریض و طویل کیهان دیدم و من به عنوان یک گزارشگر ساده، همکلاسی سابقم رئیسم شد و چه رئیس واقعاً سختگیر و اخلاقی و کوشندهای. یک کلمه اشتباهی من در گزارشها، واکنش مدیریتی و روزنامهنگاری او را برمیانگیخت و در مقابل اگر کار خوبی انجام میدادی، لبخند تحسین بر صورتش ظاهر میشد. او یک مدیر پایهای خیلی خوب رسانهای بود و اینکه در آغاز جوانی، سمت بالایی به خاطر ردهبندی سازمانی در تحریریه به دست آورده بود نه ناشی از پارتی بازیهای امروزه و زد و بندهای نادرست امروزی، بلکه ناشی از صلاحیت، دانش و تخصصش در رشته روزنامهنگاری بود. او بعد از تغییرات اساسی در تحریریه بعد از انقلاب در کیهان، دبیر سرویس گزارش روزنامه کیهان شد که در شرایط پر تب و تاپ آن روزها جایگاه بسیار سترگی بود و همان طور که گفتم، نسل ما در آن زمان در آغاز جوانی بود و آماده پذیرفتن مسئولیتهای مهم در مهمترین و پرتیراژترین روزنامه آن زمان کشور یعنی کیهان.
از آن به بعد سرویس گزارش روزنامه کیهان با درک بالای فرقانی در زمینه جایگاه ویژه و تخصصی «گزارشنویسی اجتماعی، تحقیقی» در مطبوعات به عنوان صفحه بسیار بارز مطبوعات کشور مطرح شد. نقش فرقانی به عنوان یک گزارشنویس و مصاحبهگر برجسته در ارتقای گزارشنویسی در مطبوعات کشور در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بسیار بارز است. مهدی فرقانی در عین حال همچنان به عنوان یک چهره آرام و متین و اخلاقمدار در مطبوعات کشور در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ تا زمانی که در روزنامه بود و همین طور سردبیری مجله تخصصی تدبیر را برعهده داشت، باقی ماند. فرقانی نه اهل زد و بند بود و نه رانتخواری مطبوعاتی به سبک امروزیها و مطبوعات آن زمان اصلاً جای این کارها نبود.
او حامی همه همکاران جوانش بود که به کار گزارشنویسی و روزنامهنگاری دلبسته بودند و هرگز از این اصول خویش تخطی نمیکرد. او در اواخر دهه ۶۰ به عنوان نماینده مطبوعات در طرح طبقهبندی مشاغل مطبوعاتی میتوان گفت از جان خویش مایه گذاشت. او در دهه طوفانی ۶۰ که جنگ خانمانسوز رژیم عراق علیه ایران، همه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود، در سنگر روزنامه با همه توان و قاطعیت خویش ایستاد.
ما نسلی بودیم که زیر بمبارانها و موشکبارانها و در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی، همه نوع ناهنجاریها را تحمل کردیم و مهدی فرقانی با همان چهره اخلاقمدار با تمامی جان و روح خود در خدمت اطلاعرسانی و آگاهیدهی به مردم جامعه بود. او عضو شورای تیتر بود و به عنوان یک متخصص مطبوعاتی بسیاری از تیترهای شایسته دهه ۶۰ را در روزنامه کیهان با همراهی همکاران دیگر مطبوعاتی نوشت.
او بعد از دهه ۶۰ با عشق و علاقه وافری که به بازگشایی و تداوم رشته علوم ارتباطات اجتماعی تا سطح دکترا داشت، توانست با یاری زنده یاد استاد گرانقدر دکتر کاظم معتمدنژاد این رشته را در سطح دکترا بازگشایی و احیا کند. او در بین همه دانشجویان دکتر معتمدنژاد بدون تردید شایستهترین بود و همواره از این رشته بسیار مهم و جایگاه والای آن در عرصه دانشگاهی حمایت کرده و میکند. مهدی فرقانی از انسانهای نوادر روزگار است و هیچ لکهای به حریم انسانیاش نمیچسبد. در طول نزدیک به ۲۰ سالی که میز کار من در کنار میز او قرار داشت و در طول تمام سالهایی که من معاون سرویس گزارش کیهان بودم، هرگز کلامی ناسره و خارج از اخلاق از او نشنیدم. دل و جان او به روزنامه و سپس به دانشکده وابسته بود و هست. من شرمندهام به خاطر رفتار همه آنانی که این چنین نابخردانه و میتوانم بگویم حسودانه علیه فرقانی گرامی سعایت میکنند. آنان باید بدانند:
برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
خبرهای «تلخ» فعلاً جایی پشت کلمات «امیدآفرین» نشسته تا روزی که کرونا شکستش حتمی شد، روایتهای سخت از دل خاطرات خبرنگاران بیرون بزند. کرونا ریتم تند زندگی مألوف ما را کند کرده است، اما ورای همه توانش زورش به اراده و حس مسئولیتپذیری خبرنگاران نرسیده است.
تعطیلی برخی رسانهها و ورود شبکههای مجازی هم حالا حیات کار خبرنگاران را با چالشهای جدیدی مواجهه کرده است. چالشی که اگر هر کدام از ما به سهم خود در آن شراکت نکنیم؛ چراغ تحریریهها بزودی یکی پس از دیگری خاموش میشود. ما باید در توسعه آگاهی قدم برداریم. راهمان باید از تحریریهها بگذرد. کرونا بماند یا برود، کار سخت خبررسانی را نباید به سایتهای مجازی بیاعتبار محدود کنیم، منابع اطلاعرسانیمان را باید از معتبر ترینها درخواست کنیم. اگرچه انتظارمان خواندن مطالب حرفهای است. در زیر یادداشت اساتید و کارشناسان علوم ارتباطات را برای رونق تحریریهها میخوانید.
روزنامهنگاری و مسائل و مصائب جدید آن
دکتر هادی خانیکی
استاد علوم ارتباطات
روز خبرنگار را همچنان باید تبریک گفت؛ نه از باب آنکه آنچه بر روزنامهنگاران و خبرنگاران و شهروند -روزنامهنگاران و بطور کلی دستاندرکاران حوزه ارتباطات میگذرد و ایامی خوش و بیدغدغه را ترسیم میکند بلکه از اینرو که خبر، ارتباط و رسانندگان و به تصویر درآوردندگان خبر در یکی از حساسترین، خطیرترین و مؤثرترین دورههای حیات اجتماعی و فردی قرار گرفتهاند. کافی است تنها به همین وضعیتی از اکنون بشر بیندیشیم که ویروس نوپدید و عالمگیر کرونا همه روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی و هنری را در معرض تعطیل، تعلیق و یا حداقل تغییر قرار داده است و در این وضعیت محروم از ارتباطات و دسترسی به شبکهها و رسانهها مانده باشیم. چه کسی و یا چه سازوکارهایی این ارتباط را حتی در دشوارترین حالات آن شکل میدهد و دنیای محدود شده شهروندان را به جهانهای دیگر در کوتاهترین زمان و اثربخشترین صورت متصل میکند. روزنامهنگار و روزنامهنگاری در همه اشکال آن از نوشتاری تا صوتی و تصویری و از صورتبندی «جریان اصلی» تا «روزنامهنگاری جایگزین» به دنیای پیچیده و در هم تنیده ما چه دنیای کرونایی و چه بعد از آن حیات و معنا میبخشد و این یک تعارف و تجلیل رسمی از انبوه کسانی که یکی از سختترین پیشهها و حرفهها را برگزیدهاند، نیست. شناخت قدر و نقش خبرنگاران و روزنامهنگاران و درک ضرورت بقای رسانهها بویژه رسانههای مستقل و مؤثر و تلاش در جهت بالا بردن دامنههای جذابیت و اثربخشی و مرجعیت آنها امروز یک مسئولیت ملی است. اکنون که بیش از هر زمان دیگر غم نان، دغدغه آزادی، امنیت و اطمینان از آینده غالب روزنامهنگاران ما را فرا گرفته و محدودیتهای اقتصادی و شرایط دشوار برآمده از تحریم و کرونا و خبرهای ناگوار تعطیلی روزنامهها و نشریات حرفهای و تخصصی را بیشتر کرده است باید به جد به مسائل و مصائب روزنامهنگاران و روزنامهنگاری در سطوح مختلف حاکمیتی، مدنی و تخصصی اندیشید. نه خبر امروز پدیدهای اشرافی و گرانقیمت و نایاب است و نه میتوان مردم را در لحظه لحظه زندگیشان از آن دور کرد پس برای بالا بردن تابآوری جامعه، برای تقویت جامعه مدنی و برای توانمند کردن نهادهای رسمی و حاکمیتی نیاز به بازاندیشی در نقش و اثر خبرنگار و جامعه روزنامهنگاری و ارتباطی کشور است. روزنامهنگاران، روزنامهها، رسانهها و ارتباطات را دریابیم و به مسائل آنها به بهانه این روز و به هر بهانه دیگر بموقع بها دهیم.
تلاش برای ادامه حیات روزنامهنگاری مکتوب
قاضیزاده
استاد ارتباطات
در روز خبرنگار وظیفه خود میدانم به چند موضوع مهم از جمله تعطیلی مطبوعات در شرایط حاضر اشاره کنم. بحران مطبوعات در کشور ما تازه نیست، از سالهای بسیار دور شروع شده است و همچنان هم ادامه دارد، اما بحران جدی از سال ٩٦ آغاز شد، تحریمها فشار مضاعفی به بدنه نحیف مطبوعات وارد کرد و گرانی کاغذ دلیل محکمی برای تشدید این بحران شد، تا اینکه قرعه به اواخر سال ٩٨ افتاد و ویروسی به نام کرونا، اندازه تحریریههایمان را لاغر کرد، دورکاری عادت اجتنابناپذیر رسانهها شد، درحالیکه با جنس کار رسانه جور نبود، دورکاری از خانه روزنامهنگاری تعریف نمیشود، کار تحریریه کار میدان است، به اعتقاد من گرانی کاغذ البته بحران بزرگی برای مطبوعات بود، فضای مجازی هم نقش زیادی در کسادی بازار رسانههای کاغذی داشت، اما نمیتوان در روز خبرنگار از عامل مهمی که در این بیرونقی تأثیر زیادی داشته است، نام نبرد. حقیقت این است که ما روزنامهنگاران در سالهای اخیر آثار ارزنده و شاخصی برای مخاطب نداشتهایم، همه عواملی که اشاره شد، در تشدید بیمیلی به فضای مطبوعات تأثیرگذار بودند اما آن همتی که باید از سوی اهالی رسانه برای جذب مخاطب انجام میگرفت را کمتر دیدهایم، چراکه روزنامهنگاران ما به سمت کار حرفهای نرفتهاند و تلاشی در جهت ارتقای سطح روزنامهنگاری نکردهاند، یعنی به آنچه داشتند قناعت کردند و حاصل آن هم بیرغبتی مخاطبان به مطبوعات و رسانهها شد.
درحال حاضر مردم نقش و مسائل زندگیشان را در رسانههای ما پیدا نمیکنند، فکر میکنند رسانهها با مشکلات آنها بیگانهاند، در نتیجه از خواندن و پیگیری مطالب دست میکشند و به سراغ رسانهها نمیروند. به تبع نتیجه این بیرونقی به خطر افتادن حیات رسانههاست، خطری که امنیت شغلی روزنامهنگاران را در وهله اول تهدید میکند. کار روزنامهنگاری در سالهای دور در کشور ما یک کار داوطلبانه بود، کسی برای امرار معاش یا تأمین مخارج زندگی این شغل را انتخاب نمیکرد، اما در سالهای اخیر کسی که مدرکی میگیرد و نمیتواند شغلی پیدا کند به سراغ تحریریهها میآید، درحالیکه تحریریه جای باهوشترین، زرنگترین و منتقدترین افراد است، اما هماکنون عکس این موضوع را شاهد هستیم، بنابراین در حال حاضر بهترین فرصت است تا توصیهای برای ادامه حیات رسانهها داشته باشم، روزنامهنگاران و خبرنگاران ما باید تلاش کنند خودشان را بالا بکشند و اجازه ندهند چراغ تحریریهها در هر شرایطی ولو سختتر از امروز، خاموش شود، روزنامه نگاران باید همه توان خود را بهکار بگیرند تا این حرفه باقی بماند و بویژه فرهنگ روزنامهنگاری مکتوب از میان نرود، قناعت را سرلوحه کار خود قرار دهند و سختیهای زندگی را با قناعت پشت سر بگذارند، بهطور حتم هماکنون وظیفه سنگینتری برعهده دارند.
۵ معیار که رسانهها باید مدنظر داشته باشند
مجید رضاییان
استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم
١-برای اینکه روزنامهنگاری و خبرنگاری، به جایگاه واقعی خود دست پیدا کند، باید فضا و شرایط برای آزادی بیان جا بیفتد. در دنیایی که گردش آزاد اطلاعات وجود دارد، نمیتوان صحبت از فیلترینگ کرد. آزادی بیان، وقتی ایجاد میشود که هم قوانین اصلاح شوند و هم موانع از میان برداشته شوند.
٢-مسأله دیگری که در روزنامهنگاری باید مورد توجه قرار گیرد، پیگیری تحقق استانداردهای حرفهای در دو بخش ژورنالیسم و مدیاست. در این خصوص، در همه جای دنیا، استانداردهایی وجود دارد که توسط افراد رسانهای، نخبگان و دانشگاهیان تبیین میشوند. براین اساس در این حوزه فردی که میخواهد وارد رسانهای شود - و به عنوان مدیر و یا سردبیر مشغول به کار شود - باید استانداردهای مشخصی داشته باشد؛ استانداردهایی که نشاندهنده صلاحیت حضور وی در آن رسانه است. به عنوان نمونه، چنانچه فردی نتوانست مسئولیت اجرایی در کشور به دست بیاورد، اینگونه نیست که بخواهد تصمیم بگیرد وارد یک رسانه شود و به عنوان یک مدیر در آن مشغول به کار شود. کسی که تحصیلات و اطلاعات در این حوزه ندارد، نمیتواند جایگاه مناسبی نیز داشته باشد و به وظایف خود به درستی عمل کند. استاندارد شدن حضور افراد در تحریریه و اتاق خبررسانهها، یکی از مسائل اساسی است که باید مد نظر قرار بگیرد.
٣-اصل مهم دیگری که در خصوص روزنامهنگاری باید مدنظر قرار دهیم، بحث آموزش است. وقتی روزنامهنگاران، آموزش حرفهای و بر مبنای فرمهای مختلف روزنامهنگاری نبینند، تولید در رسانه رشد نخواهد کرد؛ بویژه آموزش ضمن کار. الان همه میدانیم که با ورود به وب ٣ و آمدن هوش مصنوعی و وب هوشمند، چالش روزنامهنگاران بیش از قبل خواهد شد.
٤-اقتصاد رسانه، نکته مهم دیگری است که در روزنامهنگاری اهمیت بالایی دارد. وقتی رسانهای وابسته اقتصادی - به دستگاههای رسمی - باشد؛ آن رسانه، نمیتواند در جهت «ارزشهای خبری» و «بویژه مخاطبان» حرکت کند و نمیتواند رویدادها را به لحاظ اهمیت، پوشش لازم و نیز، مدنظر قرار دهد و سرانجام مخاطب را در تعریف خود قرار نخواهد داد.
٥-نکته آخر و بااهمیت دیگر، «مصونیت حقوقی» است. قانون، در سراسر جهان به سه قشر مصونیت حقوقی میدهد. «دیپلماتها، قضات و روزنامهنگاران». اگر یک قاضی مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند رأی درستی بدهد؛ اگر یک دیپلمات، مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند در کشور دیگری به وظایف خود به درستی عمل کند؛ همچنین چنانچه یک روزنامهنگار مصونیت حقوقی نداشته باشد، نمیتواند به درستی کسب اطلاعات کرده و سپس آن را منتشر کند. در کشور ما، مسئولیت اجتماعی وجود دارد، اما روزنامهنگاران، مصونیت حقوقی ندارند. آزادی، باید از نوع آزادی بیان باشد، چیزی به نام آزادی مسئولیت وجود ندارد. اگر روزنامهنگار مصونیت حقوقی داشته باشد، به خودی خود مسئولیت داشته و پاسخگو خواهد بود. تمام مواردی که گفته شد، سبب میشود، یک رسانه بتواند بهدرستی به وظایف خود عمل کند، البته زیربنای موارد گفته شده، بحث اولی است که در این گفتار به آن اشاره شد. فرهنگسازی و آموزش را در کنار شفافسازی و اطلاعرسانی پیگیرانه و سوژه محور نباید فراموش کرد. در زمینه بحران کرونا که این روزها با آن درگیر هستیم، میتوان به این مورد اشاره کرد که در این بحران رسانهها، مانند پزشکان، امید مردم بودند و هستند و همیشه یک چشمشان به اخبار متقن و رسانههاست. باید بحث آموزش و فرهنگسازی در رسانهها در اوج قرار بگیرد تا بتواند در مهار کرونا موفقتر عمل کند. مسائلی مانند مسافرترفتنهای غیرضروری و یا تجمعات مختلف را میتوان با فرهنگسازی، بسیار محدود کرد. آنچه اهمیت دارد این است که باید آموزش را در اوج نگهداریم تا مبحث کرونا برای مردم عادیسازی نشود. تاکنون رسانهها با هیچ بحرانی بیشتر از یک ماه درگیر نبودند، اما حالا همه میدانیم که حداقل یک سال دیگر درگیر این بحران هستیم، پس باید مدیریت بحران یعنی توجه دادن مردم به سبک زندگی جدید با آموزش و فرهنگسازی انجام گیرد و این مدیریت امروز برعهده رسانههاست.
وابستگی خبرنگاران به سایتهای اینترنتی!
بهروز بهزادی
روزنامهنگار
این روزها باید به خبرنگاران بگویید که تحریریه را رها کنند و به سازمانها و خیابانها بروند. یکی از مشکلات امروز خبرنگاری این است که همه میخواهند از سایتهای اینترنتی خبر بگیرند، این در حالی است که پایگاههای خبری اینترنتی، تنها یک وسیله است. اگر بیرون نرویم. تماس نداشته باشیم. با مردم گفتوگو نکنیم و همچنین وضعیت جامعه را از نزدیک نبینیم، به هیچ وجه نمیتوانیم خبرنگار خوبی باشیم. با این شیوه و بهرهگیری از سایتهای اینترنتی، کار خبرنگاری به ناکجا آباد میرود.
خبرنگار باید سعی کند، محسوسات خود را از طریق فضای واقعی به دست بیاورد و خبررسانی کند نه اینکه تنها اخبار را از فضای مجازی جستوجو کند. با یک بار به خیابان رفتن، متوجه خواهید شد که سوژههای جدید زیادی را میبینید، این در حالی است که با مراجعه به سایتهای اینترنتی فقط سوژههای تکراری نصیبتان خواهد شد.
اگر مطبوعات، امروز تکراری شده به این دلیل است که خبرنگاران از یک دایره محدود و بسته استفاده میکنند، آن هم تنها دو تا سه سایت اینترنتی مورد توجه خبرنگاران است و با این حرکت آن سایتها پیشرفت خواهند کرد و خوراک مطبوعاتی رسانهها را تزریق میکنند. لذا به این دلیل است که این روزها کمتر مردم به روزنامهها و رسانهها مراجعه میکنند. اگر خبرنگار واقعاً از مسائل و مشکلات مردم بنویسد، اثری که تولید میکند مورد توجه مردم خواهد بود در واقع روزنامهنگاری موفق است که بتواند همراه با مردم باشد؛ با مردم بودن است که یک روزنامه را موفق میکند.
از طرفی، برخی از رسانهها، تنها به صحبت کردن با مسئولان بسنده میکنند، این در حالی است که تعداد مسئولان در برابر مردم بسیار اندک است. چند درصد از مردم را مسئولان تشکیل میدهند؟ این مردم هستند که آمار بالایی دارند. تنها برای اینکه بتوانیم حق مردم را ادا کنیم باید به دنبال مسئولان باشیم.
باید در کنار مردم باشیم تا بتوانیم یک دنیا خبر برای رسانه پیدا کنیم. البته در این میان رسانهها در پارهای موارد ناچار هستند، زشتیها را هم گزارش دهند. کرونا یکی از همان زشتیهاست که اگر اخبار آن بهخوبی منتقل شود، مردم بیشتر رعایت خواهند کرد و بیماری از میان برداشته خواهد شد.
متأسفانه این روزها دیدیم که افراد زیادی در همین تعطیلات چندروزه به مسافرت رفتند و این ویروس را به اقصی نقاط کشور منتقل کردند. انعکاس زشتیها هم وظیفه ماست؛ باید به مردم بگوییم که کرونا یک قاتل است و باید از آن دوری کرد. با استفاده از پروتکلهایی مانند ماسک زدن و رعایت فاصلهگذاری اجتماعی میتوان به تدریج بیماری را مهار کرد. کرونا دشمنی خود را با جامعه ثابت کرده و داخل زندگی مردم شده ما باید کاری کنیم تا با اطلاعرسانی و آگاهیرسانی درست آن را از زندگی مردم بیرون کنیم.
اخلاقیترین روزنامهنگار حرفهای
مینو بدیعی
روزنامهنگار
در یک صبح زیبای پائیزی، در روزهایی که دوران سرخوشی دبیرستانی بلافاصله به دوران پر تب و تاب و پرشور دانشکده ختم میشد، در یک روز که همه دانشجویان با چهرههای جوان و انگیزهای بسیار قوی در سالنی موسوم به ۱۰۰ در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی سابق گردهم آمده بودند، چهره یک جوان بلندقد سیهچرده و بسیار آرام در بین آن همه دانشجویان پر سر و صدا و پرهیاهو شاید گم بود اما هیچ کس تصور نمیکرد این جوان محجوب که از شهرستان یزد آمده بود، روزی و روزگاری به مدیریت و سرپرستی همین دانشکده پر سر و صدا منصوب شود.
آن جوان قدبلند آنقدر محجوب و آرام بود که شاید کمتر در جمع دانشجویان پسر پرسروصدا وارد میشد اما همه میدانستند که این جوان اندیشه و همت والایی دارد و راه سترگ روزنامهنگاری و در کنار علم و خلاقیت را بی وقفه میپیماید.
دخترهای دانشکده و همکلاس به این جوان احترام میگذاشتند و پسرهای دانشجو، او را انسانی عمیق و خودساخته میدانستند. او شخصیتی جز محمدمهدی فرقانی نبود که راههای پرفراز و نشیب کار خطیر روزنامهنگاری و دوران شاد اما بسیار جدی کلاسهای رشته علوم ارتباطات اجتماعی را در کنار او و سایر همکلاسیها و بعدها همکاران مطبوعاتی طی کردم. مهدی فرقانی، حسابش از همه جدا بود و این را دانشجویان تیزهوش روزنامهنگاری و روابط عمومی به فراست دریافته بودند و انگار از همان زمان میخواست تجربههای مدیریت عالی دانشگاهی را تجربه کند و یکروز... در کلاس درس تکنیکهای مصاحبه مطبوعاتی دکتر صدرالدین الهی، مهدی فرقانی کاری کرد کارستان و همه به عزم بالای این جوان محجوب و اخلاقمدار ایمان آوردند.
در کلاس درس تکنیکهای مصاحبه همواره روال بر این پایه بود که درس تئوریک را در یک جلسه استاد مطرح میکرد و در جلسه بعدی از دانشجویان میخواست در این مورد کار کلاسی خود را ارائه دهند اما کار کلاسی در حقیقت یک کار شسته و رفته حرفهای بود که اساساً میتوانست در همان زمان با کمی ویراستاری در روزنامه چاپ شود. در آن جلسه موعد استاد سوژه یک مصاحبه سیاسی را داده بود که آن هم مصاحبه با هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت امریکا بود که در سفری به ایران و در فرودگاه، دانشجویان روزنامهنگاری یعنی ما باید به سراغاش میرفتیم و با او مصاحبه میکردیم. در حقیقت این یک مصاحبه تخیلی بود اما آنقدر سؤالات و جوابها باید دقیق تنظیم میشد که به عنوان یک مصاحبه واقعی قابل چاپ در روزنامه به نظر میآمد.
بسیار کار سختی برای یک جوان ۱۹ یا ۲۰ ساله دانشجو بود چون اطلاعات وسیع و درست میخواست و در عین حال دقت در انجام مصاحبه را چه با شکل طرح پرسشها و چه با پاسخها ایجاب میکرد. در هر جلسه استاد کارهای کلاسی دانشجویان را تحویل میگرفت و در جلسه بعد با بررسی دقیق روی تک تک کارها آنها را میآورد و سر کلاس باردیگر کارهای انجام شده مورد نقد و بررسی خود دانشجویان قرار میگرفت. در چنین جلسهای بود که مهدی فرقانی آن جوان محجوب بهترین کار کلاسی را ارائه داد. استاد گفت این مصاحبه بی نظیر است و قابل چاپ در روزنامه. از آن به بعد بود که همه دانشجویان ، دختر و پسر به اختلاف خود با فرقانی پی بردند و دانستند که از این لحظه فرقانی یک روزنامهنگار حرفهای است.
بعد از آن، مهدی فرقانی با معرفی استادان به روزنامه پیوست اما من نوعی برای رسیدن به جایگاهی که مهدی فرقانی با هوش و درایت سرشار خود در کوتاهترین زمان کسب کرده بود، باید خیلی تلاش میکردم. دو سه سال بعد که من با دریافت مدرک لیسانس و گذشتن دوره سربازی و خدمت در سپاه بهداشت! به روزنامه آمده بودم مهدی فرقانی را در جایگاه معاون سرویس گزارش عریض و طویل کیهان دیدم و من به عنوان یک گزارشگر ساده، همکلاسی سابقم رئیسم شد و چه رئیس واقعاً سختگیر و اخلاقی و کوشندهای. یک کلمه اشتباهی من در گزارشها، واکنش مدیریتی و روزنامهنگاری او را برمیانگیخت و در مقابل اگر کار خوبی انجام میدادی، لبخند تحسین بر صورتش ظاهر میشد. او یک مدیر پایهای خیلی خوب رسانهای بود و اینکه در آغاز جوانی، سمت بالایی به خاطر ردهبندی سازمانی در تحریریه به دست آورده بود نه ناشی از پارتی بازیهای امروزه و زد و بندهای نادرست امروزی، بلکه ناشی از صلاحیت، دانش و تخصصش در رشته روزنامهنگاری بود. او بعد از تغییرات اساسی در تحریریه بعد از انقلاب در کیهان، دبیر سرویس گزارش روزنامه کیهان شد که در شرایط پر تب و تاپ آن روزها جایگاه بسیار سترگی بود و همان طور که گفتم، نسل ما در آن زمان در آغاز جوانی بود و آماده پذیرفتن مسئولیتهای مهم در مهمترین و پرتیراژترین روزنامه آن زمان کشور یعنی کیهان.
از آن به بعد سرویس گزارش روزنامه کیهان با درک بالای فرقانی در زمینه جایگاه ویژه و تخصصی «گزارشنویسی اجتماعی، تحقیقی» در مطبوعات به عنوان صفحه بسیار بارز مطبوعات کشور مطرح شد. نقش فرقانی به عنوان یک گزارشنویس و مصاحبهگر برجسته در ارتقای گزارشنویسی در مطبوعات کشور در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بسیار بارز است. مهدی فرقانی در عین حال همچنان به عنوان یک چهره آرام و متین و اخلاقمدار در مطبوعات کشور در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ تا زمانی که در روزنامه بود و همین طور سردبیری مجله تخصصی تدبیر را برعهده داشت، باقی ماند. فرقانی نه اهل زد و بند بود و نه رانتخواری مطبوعاتی به سبک امروزیها و مطبوعات آن زمان اصلاً جای این کارها نبود.
او حامی همه همکاران جوانش بود که به کار گزارشنویسی و روزنامهنگاری دلبسته بودند و هرگز از این اصول خویش تخطی نمیکرد. او در اواخر دهه ۶۰ به عنوان نماینده مطبوعات در طرح طبقهبندی مشاغل مطبوعاتی میتوان گفت از جان خویش مایه گذاشت. او در دهه طوفانی ۶۰ که جنگ خانمانسوز رژیم عراق علیه ایران، همه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود، در سنگر روزنامه با همه توان و قاطعیت خویش ایستاد.
ما نسلی بودیم که زیر بمبارانها و موشکبارانها و در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی، همه نوع ناهنجاریها را تحمل کردیم و مهدی فرقانی با همان چهره اخلاقمدار با تمامی جان و روح خود در خدمت اطلاعرسانی و آگاهیدهی به مردم جامعه بود. او عضو شورای تیتر بود و به عنوان یک متخصص مطبوعاتی بسیاری از تیترهای شایسته دهه ۶۰ را در روزنامه کیهان با همراهی همکاران دیگر مطبوعاتی نوشت.
او بعد از دهه ۶۰ با عشق و علاقه وافری که به بازگشایی و تداوم رشته علوم ارتباطات اجتماعی تا سطح دکترا داشت، توانست با یاری زنده یاد استاد گرانقدر دکتر کاظم معتمدنژاد این رشته را در سطح دکترا بازگشایی و احیا کند. او در بین همه دانشجویان دکتر معتمدنژاد بدون تردید شایستهترین بود و همواره از این رشته بسیار مهم و جایگاه والای آن در عرصه دانشگاهی حمایت کرده و میکند. مهدی فرقانی از انسانهای نوادر روزگار است و هیچ لکهای به حریم انسانیاش نمیچسبد. در طول نزدیک به ۲۰ سالی که میز کار من در کنار میز او قرار داشت و در طول تمام سالهایی که من معاون سرویس گزارش کیهان بودم، هرگز کلامی ناسره و خارج از اخلاق از او نشنیدم. دل و جان او به روزنامه و سپس به دانشکده وابسته بود و هست. من شرمندهام به خاطر رفتار همه آنانی که این چنین نابخردانه و میتوانم بگویم حسودانه علیه فرقانی گرامی سعایت میکنند. آنان باید بدانند:
برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه

بفرمایید ماسک نذری خدا قبول کند
مریم طالشی
گزارش نویس
مادربزرگم سالها نذر شیربرنج داشت. حالا چرا شیربرنج؟ قصهاش مال خوابی است که دیده بود. توی خواب یک آقای خیلی نورانی میآید سراغش و یک کاسه دستش میدهد که یک چیز سفیدی مثل شیر داخلش بوده که مادربزرگم بعداً یقین میکند که شیربرنج است. چون نزدیک محرم خواب دیده بود، پیش خودش نذر میکند آن سال شیربرنج درست کند و نذری بدهد. نذرش را سالها به همان منوال ادا میکند تا اینکه یک سال بچهها و نوهها به صرافت میافتند که بیا و بهجای شیربرنج، شله زرد بپز که هم خوشمزهتر است و هم مجلسیتر. مادربزرگ اما یکجوری روی ترش میکند که انگار امری نشدنی است و اصلاً چطور به خودشان جرأت دادهاند روی نذری مادربزرگ و آن خواب مهم حرف بزنند. بچهها اما ول کن نبودند. مادربزرگ آخرش میگوید باید از آقا بپرسم. آقا پیش نماز مسجد محل بود که مادربزرگ همیشه شکهایش را از او میپرسید. خلاصه که آقا به شرطی و شروطی میگوید که اشکالی ندارد و بههمان اندازه برنج استفاده کند و ... مادربزرگ آن سال شله زرد را میپزد اما دلش صاف نمیشود. سالهای بعد را هم بههمان روال ادامه داد اما هرسال میگفت که نذر من از اولش شیربرنج بود و اینها نگذاشتند.
ماجرای عوض کردن نذری برای خیلیها پیش آمده. مثلاً طرف تا یک سالی قیمه میداده و بعد قورمهسبزی میدهد. گرچه بعضیها هم دلشان راضی نمیشود و میگویند هرچه بوده، تا آخر همان باید باشد. این روزها اما قضیه فرق میکند. این ماه محرم پیش رو، شبیه باقی محرمهای گذشته نیست. کرونا بساطش را پهن کرده و انگار خیال ندارد به این راحتیها برود. ما هم تنها کاری که از دستمان برمیآید این است که برای سلامتی خودمان و دیگران، نکات بهداشتی را رعایت کنیم که میشود گفت بارزترینش ماسک است. چقدر شنیده و این ور و آن ور خواندهایم که ماسک بزن هموطن.
توی خیابان که راه میروم ناخودآگاه نگاهم به این است که چند نفر ماسک نزدهاند. خوشبختانه تعداد آنهایی که ماسک ندارند کمتر است و بیشتر هم به چشم میآیند. ماسکدارها در اکثریتاند. دلیل بعضیها برای ماسک نزدن البته لزوماً بیحوصلگی و ندانمکاری نیست. مثلاً بچههایی که تا کمر توی سطل زباله خم میشوند، کدامشان ماسک دارند؟
واقعیتش این است که ماسک دانهای 3 هزار تومان را خیلیها شاید توان خریدش بهطور منظم نداشته باشند. یک خانواده 4 نفره باید حداقل روزی 12 هزار تومان برای خرید ماسک هزینه کند و تازه این درصورتی است که هر نفر روزی یک ماسک مصرف کند.
با این شرایط شاید اگرامسال جای نذریهای مرسوم، ماسک نذری بدهیم کار پرثوابتری کردهایم.
شما حاضرید ماسک نذری بدهید؟ از سؤالم کمی جا میخورد. سکوتی برقرار میشود و معلوم است دارد فکر میکند. جواب میدهد: «چرا که نه. حالا که مردم گرفتارند، ما همه باید کمک کنیم دیگر.»
از کسبه بازار است و هرسال دهه محرم در خانهاش غذای نذری میپزد و پخش میکند. امسال اما بهنظرش با هرسال فرق دارد: «بخشی از نذری را توی محلات محروم پخش میکردیم و بخشی را در محل خودمان. امسال قصد دارم همه غذا را در بستهبندی بهداشتی در همان محلات حاشیهای قسمت کنم. دیگر جلوی در خانه غذا پخش نمیکنم چون ممکن است مردم جمع شوند و خطری برایشان ایجاد شود. الان که این نذر ماسک را گفتید، به فکرم رسید که با هر غذا یک ماسک هم بدهیم دست مردم.»
شاید باید از آدمهایی که محرم نذری میدهند پرسید که حاضرند امسال نذرشان را عوض کنند و ماسک و مواد ضدعفونیکننده نذری بدهند. البته که پرسیدنش از همه قطعاً امکانپذیر نیست ولی بهصورت تصادفی میشود از عابران توی خیابان پرسید.
شما محرم نذری میدهید؟ «بله اگر خدا قبول کند.» حاضرید نذرتان را عوض کنید و جای آن ماسک به افراد بیبضاعت بدهید؟
زن بلافاصله جواب میدهد: «بله، قطعاً. حاضرم امسال کل مبلغی را که سالهای پیش صرف خرید اقلام پخت نذری میکردم، ماسک بخرم و توزیع کنم. بههرحال هم وظیفه شهروندی ماست که به فکر همنوعمان باشیم و هم اینطوری به خودمان هم کمک میکنیم.»
اسم نذر ماسک به گوشتان خورده؟ مرد شانهها را بالا میاندازد: «نشنیدهام. میشود بیشتر توضیح بدهید؟» برایش درباره نذر ماسک توضیح میدهم. توجهش جلب میشود. «فکر خوبی است. من تا حالا نذری ندادهام اما امسال حتماً این کار را میکنم و ماسک نذری میدهم. بهنظرم فقط هم جنبه معنوی قضیه مطرح نیست و به نوعی فرهنگسازی هم هست.»
اعظم حاج یوسفی سالهاست در زمینه انجام کارهای خیرخواهانه برای کودکان کار فعال است. او پیش از این سابقه پخش نذری فرهنگی داشته است. سالهاست در ایام عزاداری بههمراه گروهی از کودکان، کتاب به مردم نذری میدهد و معتقد است بهجای اینکه فقط غذای جسم به دیگران برسانند، بهتر است غذای روح را هم به دیگران تقدیم کرد.
او از کسانی است که امسال و با توجه به شرایط ویژه همهگیری کرونا، درصدد است تا ماسکهای نذری را از نقاط مختلف جمعآوری و در مناطق محروم توزیع کند.
«ما بنا داریم امسال از کسانی که ماه محرم نذری میدهند بخواهیم اگر تمایل دارند جای هزینه نذرشان، کمک کنند برای ساخت مدرسه در مناطق محروم. ما خودمان بنا داریم هزینه ساخت یک مدرسه را جمعآوری کنیم. در کنار این کار، نذر ماسک را هم داریم که بسیار مهم است. ما میگوییم هرکسی در همان حدی که توان دارد، حتی شده یک ماسک بخرد و در این کار خداپسندانه شرکت کند. شرایط زندگی در حاشیه شهرها و مناطق محروم طوری نیست که مردم بتوانند اقلام بهداشتی تهیه کنند و وقتی آدم میرود و از نزدیک میبیند، تازه به عمق فاجعه پی میبرد. گاهی کوچکترین امکانات بهداشتی در این مناطق نیست و بچههایی را میبینیم که روزها دست و صورتشان حتی با آب خالی شسته نمیشود، چه برسد به اینکه دستهایشان مدام شسته و ضدعفونی شود. در حالی که طبق کنوانسیون حقوق کودک، برخورداری از بهداشت از حقوق اولیه کودکان است. ما باید همچنین کمک به همنوع را به کودکانمان هم آموزش دهیم و تربیت کودکان نیکوکار بخشی از کاری است که ما میکنیم. کودکان ما باید بدانند اگر شانس این را داشتهاند که در خانوادهای برخوردار دنیا آمدهاند، دوستانی هم دارند که به اندازه خودشان خوششانس نبودهاند و اگر همه با هم به آنها کمک کنیم، آنها هم میتوانند شرایط بهتری داشته باشند. الان هم که درگیر ویروس کرونا هستیم، باید همه در کنار هم باشیم. من کسانی را میشناسم که حتماً از این طرح استقبال میکنند و امیدوارم امسال محرم ما بیشتر از همیشه عرصه همدلی مردم باشد.»
دارم فکر میکنم این روزها اگر مادربزرگم زنده بود، شاید راضیاش میکردیم دوباره نذرش را عوض کند. میگفتم بیا جای شله زرد امسال، ماسک بخر نذری بدهیم. شاید میگفت از آقا سؤال کنم و باز دلش نرم میشد. اما نه، مطمئنم درجا قبول میکرد چون دعایش برای همه همیشه این بود که «الهی تنت سالم باشد.»

ادای احترام ارکستر ملی ایران به کادر درمانی
- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی : تاریخ جنگ را شاید بدون تاریخ پزشکی آن نتوان نوشت
ندا سیجانی
خبرنگار
قطعه «نوای آدمیت» به همت بنیاد رودکی و به پاس قدردانی از مدافعان سلامت و کادر درمان، پنجشنبه 16 مردادماه با حضور وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رونمایی شد. این اثر براساس تضمینی از اشعار سعدی سروده محمدرضا کاشف و به آهنگسازی و رهبری سهراب کاشف با همکاری ارکستر ملی ایران در تالار وحدت ضبط و اجرا شد. از ابتدای فروردین ماه تا به امروز ارکسترهای ملی ایران و سمفونیک تهران همسو با دیگر هنرمندان جامعه تلاش کردند در این روزهای پراسترس فضایی شاد و نشاط انگیز برای مردم ایجاد کنند که بازتابهای بسیار خوبی هم دریافت شده است. اما تازهترین اجرای ارکستر ملی ایران حال و هوای دیگری داشت از چیدمان نوازندگان ارکستر بر روی صندلیهای خالی از تماشاچی که نشان از شرایط حال حاضر امروز موسیقی داشت تا تصاویری از کادر درمان با استفاده از جلوههای ویژه که سازها را در مراکز درمانی به صدا درمیآورد حس عجیبی در این اثر موسیقایی بهوجود آورده بود. نکته دیگر اینکه گروه کر نیز در طبقات بالکن تالار وحدت یکصدا از بنیآدمی سخن میگفتند که از اعضای یک پیکرند و تأکید بر نگرش ایران و ایرانی به موضوع انسانیت از زبان سعدی داشتند.
نمیخواستیم نظارهگر باشیم
سهراب کاشف خالق این اثر در گفتوگو با «ایران» درباره ایده شکلگیری این کار گفت: «اوایل اسفندماه بود که بیماری کرونا گسترش پیدا کرد و همه مردم در قرنطینه خانگی به سر میبردند و تقریباً تمامی مراکز فرهنگی و هنری و کلیه اجراهای صحنهای تعطیل شد و همه مردم بهتزده اخبار تلخی را از تلویزیون دنبال میکردند که چه بر سر دنیا آمده است. در همان زمان تصنیفی براساس اشعار سعدی از سرودههای پدرم ذهنم را به خود مشغول کرده بود و براساس این شعر موسیقی در ذهنم شکل گرفت. طرح اصلی ساخت اثر را همان روز روی کاغذ آوردم و چند روزی تمرکزم فقط صرف اصلاحات اولیه و ارکستراسیون آن بود. تصور نمیکردم که اجرای این قطعه محال باشد اما با گذشت زمان مشخص شد مدت طولانیتری شرایط به این صورت خواهد بود و آرام آرام اجرای این اثر برایم به یک علامت سؤال تبدیل شد که آیا اصلاً میتوانیم این کار را در این شرایط اجرا کنیم یا خیر؟ چرا که اجرای این قطعه برای ارکستر سمفونیک و گروه کر نوشته شده بود یعنی حضور همه گروههای سازهای زهی بادی چوبی، بادی برنجی و کوبهای و گروه کر. بنابراین باید با تعداد زیادی نوازنده و خواننده انجام میگرفت که طبیعتاً با شرایط همهگیری کرونا امکانپذیر نبود. بعد از آن به این فکر افتادم که شاید بتوان آن را ضبط کرد ولی باز هم ضبط چنین کاری با این تعداد نوازنده و خواننده در این شرایط، کار پیچیدهای بود. دلم هم راضی نبود صداها تک به تک در استودیو ضبط شود چون به هر حال نتیجه ضبط آنسامبل و گروهی کیفیت متفاوتی دارد و نمیتوانستم و نمیخواستم کیفیت را به خاطر سختی نادیده بگیرم. از یک طرف مشاهده اتفاقات جامعه در تلویزیون احساس وظیفه را در ما ایجاد میکرد و نمیخواستیم فقط نظارهگر اتفاقات باشیم. بنابراین تنها راه با وجود دشواریها ضبط گروههای مختلف بهصورت جداگانه بود.»
ضبط کار با تدبیر ویژه
او درادامه درباره چیدمان ارکستر با رعایت دستورالعملهای بهداشتی گفت: «زمانی که ضبط کار آغاز شد موضوع تعداد نوازندهها و رعایت فاصله آنها مطرح بود که باید در شکل جدیدی به آن نگاه میشد. البته این فاصله پیچیدگیهایی در همنوازی و آنسامبل ایجاد میکرد. ازطرف دیگر این موضوع صدابرداری را تحت تأثیر قرار میداد و باید چارهاندیشی میشد. نکته دیگر اینکه با توجه به تغییرات تمپو و روباتوها برای نتیجهای مطلوب، باید با شکلی کاملاً هماهنگ، همه گروهها رهبری میشد که چالش پیچیدهای بود. در نگاه اول شاید انجام برخی مسائل اجرایی و تکنیکی ممکن نبود اما به دلیل تأثیرگذاری این موارد نمیخواستم از آن چشمپوشی کنم. نکته دیگر نگرانی از شرایط حاضر و بعد روانی این بیماری بود که این تعداد نوازنده و خواننده باید در کنار یکدیگر قرار میگرفتند. در نتیجه تصمیم برآن شد ضبط کار در زمان طولانی و با تدابیر خیلی خاص انجام شود. برای هماهنگی چند دقیقهای چند ماه کار دقیق و حسابشده صورت گرفت. فقط تقریباً دو روز تا نیمههای شب مشغول ضبط صداها در تالار رودکی بودیم. آنچه برای ما خیلی اهمیت داشت رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی بود چرا که به هیچ عنوان نمیخواستیم اولویت اصلی را که سلامتی گروه بود از نظر دور داشته باشیم. بعد از آن زمانی که به استودیو رفتیم با حجم بسیار گستردهای از برداشتها از گروههای مختلف روبهرو بودیم که باید شنیده میشد و این بخش با دقت و حوصله بسیاری انجام گرفت.»
پیچیدگیهای فراوان اما ساده
کاشف مراحل ضبط تصویری را هم از چالشهای دیگر این کار عنوان کرد که با توجه به شرایط بهوجود آمده پیچیدگیهای بسیاری داشته است. او دراینباره بیان کرد: در خصوص کارگردانی و ایدهپردازی و مراحل ضبط تصویری این کار با آقای علی نوری اسکویی کارگردان جوان و توانمند کشورمان این موضوع مطرح و بررسی و تبادلنظرهای بسیاری انجام گرفت و طرحهای مختلفی مرور شد. در مرحله تصویربرداری هم مشکلاتی وجود داشت چرا که در این شرایط امکان فیلمبرداری از یک بیمارستان وجود نداشت و باید در یک مکان متروکه و با استفاده از جلوههای ویژه و امکانات روزآمد سینمایی یک بیمارستان پر از پزشک، پرستار و بیمار طراحی و ساخته میشد و خوشبختانه نتیجه خوبی حاصل گردید. به منظور رعایت پروتکلهای بهداشتی و کاهش ریسک ابتلا و افزایش سرعت مراحل فیلمبرداری از چند دوربین سینمایی همزمان بهره گرفته شد و از ویافایکس و کارگردانی چندمرحلهای و غیرخطی بهره برده شد.
تشویق برای سرایندگان آدمیت
این آهنگساز درباره صندلیهای خالی از تماشاچی و تجربه متفاوت تولید یک کار موسیقایی گفت: برای کسی که کار صحنهای در سالنهای مختلف اجرا کرده وقتی در این روزها با سالنهای خالی از تماشاچی روبهرو میشود احساسی را تجربه میکند که در کلام قابل توصیف نیست. وقتی تالار وحدت را با صندلیهای خالی دیدم احساس عجیبی به من دست داد. کار ما اجرای روی صحنه با حضور مخاطب است. برای کارهای اجرایی مانند تئاتر یا اجرای زنده موسیقی مخاطب در یک زمان و مکان در کنار اجراکنندگان حضور دارد و این پیوند و رابطهای خاص بین مخاطب و اجرا کننده است که بدون آن اجرا کامل نیست. طبیعتاً درک این تعامل و مسئولیتی که شما روی صحنه در قبال آن دارید دغدغه هر کسی است که روی صحنه کار میکند.
تا آنجا که اطلاع دارم این کلیپ نمونه مشابهای ندارد و محصولی کاملاً ایرانی از بسیاری جهات در نوع خود پیشگام است. نوازندگان ارکستر در جایگاه تماشاچیان قرار دارند و کادر درمانی صحنه را در اختیار گرفتهاند و اینبار ما هستیم که برای «نوای آدمیت» دست میزنیم که در واقع آنها سراینده اصلیش هستند.
او افزود: «اگر قرار است کاری برای کادر درمانی و پزشکان و پرستاران انجام شود نیاز به دقتهای بسیاری است تا زحمتی به زحمات آنها اضافه نکنیم چرا که اگر قرار بود خدایی ناکرده تولید این کارها آماری به مبتلایان کرونا بیفزاید آنوقت این قدردانی ما باعث خستگی آنها بود. ما میخواستیم کار به نحوی انجام شود که هیچ بار اضافهای بر دوش آنها نباشد و با افتخار اعلام میدارم که با مدیریت و برنامهریزی دقیق در پروژهای با این ابعاد ابتلا به کرونا صفر بود.»
قدردانی از کادر درمانی
سهراب کاشف درباره مسئولیت اجتماعی هنرمندان و وظیفهشان در قبال جامعه بیان کرد: «در این خصوص فقط در مورد خودم میتوانم صحبت کنم. شاید توضیح آن در چند کلمه سخت باشد ولی درک شفاف از مسئولیت اجتماعی برایم مهم است و باور دارم این موضوع نقطه شروع مهمی برای بسیاری از اتفاقات بعدی است. امیدوارم و آرزو میکنم انجام این کار برای کادر درمان دلگرم کننده باشد تا بتوانیم قدری از خستگی هایشان را از تنشان بهدر کنیم.»
قطعه «نوای آدمیت» بهصورت سیدی آماده شده است که در مراسم روز پنجشنبه از آن رونمایی شد. این آهنگساز در پاسخ به این سؤال که آیا تصمیم دارید این کار به فروش برسد و عواید آن به بیماران کرونایی تعلق بگیرد، گفت: «این کار در فضای مجازی منتشر شده و بهصورت رایگان در اختیار همگان است و هدف ما این است که این قدردانی هرچه بیشتر صدایش به گوش کادر درمانی برسد. اتفاقاً خود مردم هم در این قدردانی ارکستر ملی سهیم بودند و بسیار یاریمان کردند و بعد از انتشار آن در فضای مجازی با این ویدئو در تشکر از کادر درمانی همراه شدند. همه مردم بخشی از این کار هستند چرا که این قطعه بازتابدهنده قدردانی قلبی همه انسانها از کادر درمان است که ارکستر ملی زبان آنها بود. همه ما در جامعه قدردان کادر درمان هستیم.»
او در پایان افزود: «عوامل بسیاری دست به دست داده تا این اتفاق خوب شکل بگیرد و تمام دقت و حساسیتهایمان را به کار گرفتیم تا نتیجه آن تا جایی که در این شرایط مقدور است درخور باشد. همه این کارها با عشق و خالصانه انجام گرفته و از دل برخاسته است. این پروژه به اندازه مجموع یک کار سینمایی و کنسرتی بزرگ پیچیدگیهای بسیاری داشت که حتی در شرایط عادی هم انرژی مضاعفی را میطلبد اما شرایط کنونی ما را وادار کرد از مسیرهایی عبور کنیم که غیرعادی هستند. البته همه این زحمات درقبال زحماتی که کادر درمانی در شرایط سخت متحمل شدهاند ناچیز است و امیدواریم با این نماهنگ پیام قدردانیمان به گوش همه پزشکان، پرستاران و کادر درمان برسد.»
برش
تاریخ جنگ را شاید بدون تاریخ پزشکی آن نتوان نوشت
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم رونمایی این اثر که به میزبانی وزارت بهداشت انجام گرفت، گفت: «حوزه درمان کشور در طول سالهای متمادی و تاریخ این کشور بویژه 40 سال گذشته همیشه در کنار مردم بوده است. ما در دوران هشتساله جنگ نیز شاهد همکاری و همیاری کادر پزشکی در کنار مدافعان وطن بودیم، این قشر تمام همت خود را برای تلفات کمتر در جنگ به کار گرفت.»
سید عباس صالحی تأکید کرد: «جریان درمان کشور در مقاطع مختلف تاریخ ما جایگاه خاصی داشته است. تاریخ جنگ را شاید بدون تاریخ پزشکی آن نتوان نوشت، در زمان بمباران شیمیایی، همانند امروز که درگیر ویروس کرونا هستیم هیچ شناختی از این ویروس نبود، اما انرژی، ایمان، پیگیری و توکل به خدا باعث شد کادر درمانی در مقابله با وضعیت بیماران شیمیایی پیروز و موفق بیرون بیاید، بنابراین در چهلمین سالگرد دفاع مقدس باید به قدرت و خدمات کادر درمانی در این دوران افتخارکنیم. ما در پنج ماه گذشته نیز شاهد تلاش بیوقفه کادر درمانی بودیم و در تاریخ کشور این زحمات ثبت خواهد شد، امروز کادر درمانی مدافع سلامت مردم هم شهدایی در این راه داشته است، کمکهایی که کادر درمان به توانیابی و توانسنجی جامعه کرده فراموشنشدنی است.
صالحی با اشاره به تلاشهای اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه در دوران شیوع ویروس کرونا تصریح کرد: حوزه فرهنگ و هنر نیز در این دوران به دنبال کادر درمان آمد و در این شش ماه جریان هنر کشور دوران پرافتخار خود را پشت سر گذاشت و مسئولیت اجتماعی خود را بهخوبی انجام داد. امیدواریم هدیه کوچک امروز عرصه هنر به روحیه کادر درمانی کشور بیش از پیش کمک کند.

ماجرای تلخ «سها» در جهان نما
از اعلام مفقودی تا کشف جسد ناشناس
گروه حوادث / جسد سها رضا نژاد دختر کوهنوردی که 28 روز پیش در منطقه حفاظت شده جهان نما در شهرستان کردکوی مفقود شده بود، در مناطق صعبالعبور کوهستانى این شهرستان توسط تیم جست وجوى هلالاحمر کشف شد.روز پنجشنبه ۱۹ تیرماه امسال یک تیم ۲۵ نفره گردشگری از استان تهران وارد ارتفاعات حفاظت شده «جهان نما» از توابع شهرستان کردکوی شدند که فردای آن روز یکی از اعضا «سها رضا نژاد» ۲۷ ساله که طبیعت گرد بود از محل چادر خود خارج شده و مفقود شد.
آغاز عملیات جستوجوی سها
محمد نصیری سخنگوی جمعیت هلال احمر با بیان اینکه امدادگران هلال احمر پس از دریافت خبر و تأییدیه حادثه از سوی نیروی انتظامی وارد عمل شدند، به ایسنا گفت: با اعلام حادثه به شعبه مربوطه، موضوع در دستور کار شعبه کردکوی جمعیت هلال احمر قرار گرفت و پس از فراخوان نیروهای جست وجو و امداد، دو تیم عملیاتی امداد کوهستان رأس ساعت ۱۳:۴۸ همان روز با توجه به بعد مسافت وارد منطقه حادثه شدند. پس از استقرار تیمهای کوهستان و تحلیل اطلاعات به دست آمده جست وجوی دو مسیر یعنی منطقه اماموردی و خط الرأس چکل آتشان و تخت میرزا با همکاری محیط بانان منابع طبیعی در دستور کار قرار گرفت. همچنین با توجه به حساسیت موضوع پس از گذشت چند ساعت از جستوجوی تیمهای عملیاتی در منطقه حادثه، جلسه ستاد مدیریت بحران شهرستان با حضور فرماندار در محل شهرستان تشکیل و مقرر شد از ظرفیت سایر دستگاههای امدادی علی الخصوص پهپاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین سگهای جست وجوگر زندهیاب هلال احمر استفاده شود.
روز یکشنبه ۲۲تیرماه ۹۹ نیز مقرر شد جست و جوها در سه مسیر تخت میرزا، اماموردی و پوشش گیاهی محل استقرار تیم گردشگری با تعداد نفرات و دقت بیشتر انجام شود. همچنین فراخوان دو تیم جست وجو از هیأت کوهنوردی شهرستان کردکوی انجام شد و حتی علیرغم بارش شدید باران در روز یکشنبه در منطقه، عملیات جستوجو متوقف نشد و تا 9 روز ادامه داشت و طی دو مرحله در تاریخهای 8 و ۱۷ مردادماه نیز عملیاتهای جست وجو و نجات میدانی انجام شد که حوالی ساعت ۱۲ روز جمعه ۱۷ مردادماه، عوامل جمعیت هلال احمر در مناطق صعب العبور منطقه بین چکل سر و یارعلی جهان نما، جسدی ناشناس را کشف کردند که بلافاصله موضوع به عوامل انتظامی و قضایی اطلاع داده و عملیات برای انتقال فرد متوفی به پایین دست و تحویل به مراجع ذیصلاح اجرا شد.سخنگوی جمعیت هلال احمر در ادامه افزود: اعلام نظر نهایی درخصوص این مطلب که آیا به طور حتم جسد پیدا شده متعلق به کوهنورد گمشده در منطقه جهان نماست، منوط به تأیید پزشکی قانونی است.
کاوه راد، وکیل پرونده سها رضانژاد نیز پس از اعلام خبر پیدا شدن پیکری که گفته میشود متعلق به سهاست، در توئیتر نوشت:«پیکری که پیدا شده است متأسفانه قابل شناسایی نیست و احراز هویت دقیق و تعیین زمان و علت مرگ، پس از بررسی در پزشکی قانونی امکانپذیر خواهد بود. این خبر که پیکر سالم است و یا آثار جراحت بر روی آن مشهود است، واقعیت ندارد.»
ابراهیم قدمنان فرماندار شهرستان کردکوی به تسنیم گفت: پیکر بی جان «سها رضانژاد» دختر گمشده در ارتفاعات جهان نما کردکوی پس از 28 روز پایین پرتگاهی با فاصله زیاد در غرب مکانی که توسط گروه شان کمپ زده شده بود، توسط نیروهای هلال احمر پیدا شد و پلیس آگاهی در حال بررسی روی جزئیات این حادثه است.
هادى هاشمیان رئیسکل دادگسترى گلستان نیز از کشف یک جسد در مناطق صعبالعبور کوهستانى شهرستان کردکوى خبر داد و گفت: در پى اعلام مفقود شدن خانمى به نام سها رضانژاد، در مناطق کوهستانى شهرستان کردکوى، دستورات قضایى براى جست وجو به منظور پیدا کردن نشانى از این فرد صادر شد. البته خانواده سها رضانژاد در شهرستان کردکوى مستقر هستند تا پس از انتقال جسد و انجام تشریفات قانونى، هویت جسد کشف شده مشخص شود. البته درباره هویت جسد کشف شده نمىتوان گمانهزنى کرد، چراکه محل کشف جسد، نسبت به محلى که خانم سها رضانژاد در آن کمپ زده بودند، فاصله دارد و احراز هویت و علت مرگ پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی امکانپذیر است.
سرهنگ مجتبی مروتی رییس پلیس آگاهی گلستان نیز در این باره گفت: در تحقیقات پلیس مشخص شده که این فرد تا ساعات بامدادی صبح روز حادثه بیدار بوده و برای استراحت قرص خواب مصرف کرده و چند ساعت بعد با اظهارات همراهانش برای قضای حاجت و مسواک زدن از چادر خارج شده است. وی متذکر شد: با توجه به خستگی ناشی از طی کردن مسیر، استفاده از قرص خواب، استراحت کم و تحقیقات و مستندات موجود از همان ساعات ابتدایی ما فرضیه جنایی بودن اعم از قتل و تجاوز را رد کرده و هم اکنون نیز تمام این فرضیهها را رد میکنیم.

ایمنی بازار سنتی اصفهان به مویی بند است
حمیرا حیدریان
خبرنگار
بازار تاریخی اصفهان از دیرباز علاوه بر فعالیتهای اقتصادی، محل پیوند و تبادلات فرهنگی اجتماعی هم بوده و نقش مهمی در تغییر و تحولات سیاسی کشور داشته است.
این بافت تاریخی 400 ساله، دارای سبک خاصی از معماری و هنرهای تزئینی است که باعث جذب مسافران و گردشگران میشود. این بازار علاوه بر اینکه مرکز خرید اصفهان به شمار میرود یکی از جاذبههای تاریخی شهر اصفهان محسوب میشود. این میراث مهم تاریخی و قلب فعالیتهای اقتصادی نصف جهان، امروز در معرض تهدیدهای بزرگی است که در دل بازار است. ناامنی در برابر حوادث. اگر احتمال دهیم بهدلیل نوع فعالیت بازار، آتشسوزی هر لحظه ممکن است در بازار اصفهان رخ دهد، باید گفت راه امدادرسانی و اطفای حریق در این بازار 8 کیلومتری کور شده است. حادثهای که سال گذشته در بازار تبریز رخ داد و افزون بر خسارات جبرانناپذیر، افسوس را بر دل و جان دوستداران و حامیان میراث فرهنگی این مرز و بوم گذاشت، هرلحظه ممکن است برای بازار اصفهان هم رخ دهد.
سد معبر؛ چالش مهم امدادرسانی
محسن گلابی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان در گفتوگو با خبرنگار «ایران» گفت: با توجه به شرایط بازار اصفهان که به لحاظ ایمنی و امدادرسانی با استانداردهای لازم بسیار فاصله دارد، سازمان آتشنشانی شهرداری اصفهان برای امنیت مردم، کسبه و اموال آنها در این بازار مدت دوسال است که پیگیرساماندهی وضعیت ایمنی در این بافت تاریخی است و بههمین منظور با تمامی دستگاههای مسئول از جمله میراث فرهنگی، مجمع امور صنفی و... وارد مذاکره شدهایم و از آنجایی که شرایط موجود بازار در زمان وقوع حادثه امدادرسانی را با شرایط سخت و حتی گاهی ناممکن میکند از آنها درخواست کردهایم تا با توجه به شرایط موجود بازار برای حفظ جان و مال مردم، با اختصاص هشت فضا در طول هشت کیلومتر بازار به سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان، مجوز برپایی ایستگاههای آتشنشانی داده شود، چرا که در حال حاضر این تنها راهی است که میتوانیم سریعتر به بخشهای مختلف بازار اصفهان خدماترسانی کنیم.وی با اشاره به اینکه این چالش نه تنها بازار اصفهان بلکه گریبانگیر تمامی بازارهای سنتی کشوراست، افزود: سد معبر در بازار اصفهان و پیشروی مغازههای آن بیداد میکند به طوری که حتی تردد عابران را با مشکل مواجه کرده است چه برسد در زمان وقوع حادثه که میتوان گفت حرکت خودروهای آتشنشانی در این محوطه تقریباً غیرممکن است. این در حالی است که برخی اصناف پرخطرمانند طلاسازی و زرگری و لوازم آرایشی که هر کدام با مواد قابل اشتعال سروکار دارند مانند یک بمب ساعتیاند که در این محوطه مشغول فعالیت هستند و میتوانند یک فاجعه جبرانناپذیر مانند بازار تبریز را رقم بزنند.
خانههای قدیمی انبار شدهاند
بهگفته مدیرعامل آتشنشانی اصفهان درصورتی که حادثهای در این محدوده رخ دهد کنترل آن فوقالعاده مشکل خواهد بود.
وی با بیان اینکه استفاده از خانههای مسکونی و قدیمی در محدوده اطراف بازار بزرگ اصفهان بهعنوان انبار نگهداری کالا خود یکی دیگر از عوامل رقم زدن حادثه در این بازار میتواند باشد، اظهار داشت: استفاده از یک فضای مسکونی بهعنوان انبار، آن هم در شرایطی که هیچ یک از مشخصات فنی و استانداردهای لازم مثل سیستم تهویه و دسترسی به وسایل اطفای حریق را ندارند بسیار پرخطر است. نگهداری هرگونه مواد و اجناس قابل اشتعال در این انبارهای خانگی و غیراستاندارد آن هم بهصورت انباشت بیش از حد و پر حجم و بدون توجه به نکات ایمنی از دیگر مشکلات و عوامل پرخطری است که در کمین این کسبه و شهروندان در حال تردد در این محوطه است.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان با بیان اینکه در محدوده بازار بزرگ اصفهان عرض گذرها بسیار کم است و ماشینهای سنگین آتشنشانی نمیتوانند عبور کنند، خاطرنشان کرد: ورودی و خروجی این بازاراستاندارد نیست ضمن اینکه گیتهایی که در این ورودیها وجود دارد دارای قفل و کلید است که آتشنشانی آنها را در اختیار ندارد و این نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که در هنگام حادثه امدادرسانی را با چالش روبهرو میکند.
وی به کمبود و نبود کپسول آتشنشانی در محوطه بازار اشاره کرده و فقدان آنها را به مثابه یک بمب دانست و تصریح کرد: حدود دو هزار کپسول اطفای حریق از سالهای قبل در سطح بازار اصفهان توزیع شده که در حال حاضراین تعداد شاید به کمتر از 200 عدد برسد متأسفانه بسیاری از آنها از محل نصب کنده شده و به سرقت رفته است و مابقی نیز دارای شارژ نیستند و کمتر کسی به این موضوع اهمیت میدهد. ضمن اینکه حتی روی شیرهای هیدرانت نیز پوشانده شده است و این بخشی از مشکلاتی است که ایمنی بازار را تحت تأثیر قرار میدهد.
این مسئول با انتقاد از شرایط موجود این بازار تاریخی و میراث فرهنگی کشور به یکی دیگر از عوامل خطرآفرین موجود در این بازار اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از عوامل خطرزا در این محوطه وجود توده سیمهای برق موجود درسقف بازار است که متأسفانه کسبه از یک سیم که برای روشن کردن تنها یک لامپ است چندین انشعاب بدون جعبه کلید برق گرفته و هیچ یک از نکات ایمنی را لحاظ نکرده اند که همین عامل میتواند در صورت بروز یک جرقه یک حادثه بزرگ را رقم بزند.
وی به همکاری دستگاههای مسئول برای رفع حفظ امنیت این محوطه باارزش اشاره کرد و افزود: به منظور افزایش سطح ایمنی این بازار برای فرماندهی عملیاتی آتشنشانی اصفهان بازدیدهای دورهای از این محوطه برگزار کردهایم ضمن اینکه جلساتی نیز با همکاری معاونت خدمات شهری با شهرداری منطقه 3 برای بررسی موارد لازم برای پیشگیری از حادثه برگزار کردیم. همچنین ارسال اخطار برای کسبه بازار از جمله دیگر تصمیمات گرفته شده در جلسات مشترک با معاونت خدمات شهری شهرداری است.
گلابی اضافه کرد: توصیه سازمان آتشنشانی این است که مجمع امور صنفی پیش از صدور پروانه کسب یا تمدید آن طبق قانون این مجمع آن واحد صنفی را ملزم به دریافت استعلام از این سازمان کند تا مأموران سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان از این واحد بازدید کرده و مواردی را که خطرآفرین است، به مالک ابلاغ کنند.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان تأکید کرد: بهدنبال این هستیم دوربینهایی را میراث فرهنگی یا ادارههای ذیربط در بازار اصفهان قرار دهند تا اگر در شب حادثهای رخ دهد، بتوانیم از طریق مرکز فرماندهی آن را رصد کنیم. نصب این دوربینها میتواند در هرچه زودتر باخبر شدن از حادثه برای اعزام نیروها مؤثر باشد. همچنین درخواست کردهایم تا اتحادیهها یا انجمن اسلامی بازار دورههای آموزشی برای کسبه برگزار کنند که پیگیریها در این ارتباط ادامه دارد.

غدیر در چند پرده
علی ربیعی
پرده اول: شادیهای خیلی دور، مناسک خیلی نزدیک
به گذشته که نگاه مـــــیکنیــــم، انــــگار زنــــــدگیمان مملـــو از بهانههای زیادی برای کنار هم بودن و شادی بود. یادش به خیر، کودکی ما، که همه اعیاد از نوروز تا اعیاد دینی و مذهبی از یک نیاز و متن جامعه برمیخاست و حال آدم ها را خوب میکرد. زندگی اجتماعی از سنتها، فرهنگ و آموزههای قومی و محلی رنگ میگرفت و جشنها چنان در دلمان مینشست که شیرینی فردی و آثار اجتماعی آن تا مدتها باقی میماند.عید غدیر پس از سر کشیدن چای شیرین و بلعیدن نان قندی در مسجد، سراغ خانه سادات خانم میرفتم و یک ریالی عیدی را با خوشحالی میگرفتم. در کوچه و خیابان و بازارچه کوچک جوادیه، همه جا غرق نور و چراغانی بود و طاق نصرتها خودنمایی میکردند.
کنار خیابانها تختهایی با فرشهای مندرس خانهها برپا میشد و هرکسی تئاتر، آواز و هر هنری که داشت با شادمانی به عرضه میپرداخت. مقایسه این جشنها با دهههای اخیر که هرچه به پیش رفتیم جشنها از نیاز اجتماعی، فرهنگی و مذهبی فاصله گرفت و به جشنهای تلویزیونی، از هیأتهای سراسری و غیرمحلی بزرگ با مداحان مبدل شد، به مرور در پی این تغییرات، شیرینکامی فردی کمرنگ شد و آثار اجتماعی آن روبهافول گذاشت. در صورتی که با حفظ تنوعها در شیوه بروز و عدمسختگیریها، بنیادهای محلی و حوزه عمومی شادیها حفظ میشد.
من فکر میکنم جشنها و عزاداریهایمان باید به متن اجتماعی و فرهنگی جامعه برگردد تا مقوم ماندگاری آثار آن شود.
در سنت ما، شعائر و مراسم در بخشی از سپهر عمومی جامعه قرار داشت در حوزه عمومی شکل میگرفت. ما به ترتیب طی سالها اعیادمان و حتی عزاداریهایی را که در حوزه عمومی با آموزش مذهبی هم همراه بوده به حوزه دولتی نزدیکتر کردیم. مشاهدات نشان میدهد هنوز در روستاها، شهرهای کوچک و محلات سنتی با فرهنگهای متنوع این مراسم در حوزه عمومی صورت میگیرد. غدیر و عاشورا و نیمه شعبانها در ایام پیشگفته در سطح حوزههای عمومی جامعه زیسته میشد دیگر به شکل سابق نمیتواند تولید شخصی و خودجوش جامعه محسوب شود.
شاید آثار اجتماعی کرونا فرصتی باشد که این مسأله به طور کامل به حوزه خصوصی منتقل شود و آداب و رسوم سنتی و مذهبی و انتقال نسلی آن به خانهها برده شود. فرصتی مناسب است تا خانواده را به محلی برای جمع شدنهای کوچک و مرور سنن و ارزشها تبدیل کنیم.
پرده دوم: جامعه و آموزههای غدیر
یکی از ویژگیهای یادآوری روزها و برپایی جشنها، بیتردید بازگشت به چیستی فرد یا ماجرایی است که پیرامون آن نامگذاری و نمادسازی صورت گرفته است. هرگاه مناسبتی با نام حضرت امیر(ع) شکل میگیرد، رمز جاودانگی و راز همبستگی جان و ذهن در فطرت انسانی با وی پدیدار میشود. با نگاهی ساده به آنچه از کودکی در مورد «امیر»مان شنیده یا خواندهایم اگر بنا را بر تمرین این آموزهها و نهادینه کردن آن در جان و دل بگذاریم، قطعاً جامعهای انسانیتر و بهتر خواهیم داشت.
از جمله این آموزههای ارزشمند میتوان به موارد زیر اشاره کرد: خانواده محوری و تثبیت بنیانهای آن، وفاداری مثال زدنی حضرت امیر(ع) به حضرت فاطمه(س) و حفظ انسجام خانواده که آن را تبدیل به خاستگاهی برای کنش اجتماعی و کانون اولیه تربیت و آموزش و حتی کنش سیاسی (با فاصلهای کوتاه از عادات دوران جاهلیت اعراب) به گونهای که سبب شد حضرت فاطمه(س) بتواند زن را به عنوان یک کنشگر اجتماعی و سیاسی
مطرح کند.
از خانواده که عبور کنیم، در اولین سطح اجتماعی دیدن اقشار فرودست اجتماعی و حس کردن وضعیت آنها و نیز اقدام عملی برای دستگیری و تلاش برای تغییر وضعیت آنها را مشاهده میکنیم. بنابراین فعالیت شخصی آن حضرت در حوزههای خیرجمعی به صورت پنهان و آشکار یکی از نیازهای بزرگ جامعه امروز ایران است. رفتار عادلانه با همه ادیان و قومیتها و احترام به قراردادهای اجتماعی چه در دوره حکومت و چه دوران انزوا، میتواند نمادی از رفتار انسانی و حقوق
برابری باشد.
تفکیک بین امور شخصی و امور حکومتی که نمونه آن را در خاموش کردن چراغ بیتالمال زمانی که طلحه و زبیر برای انجام کاری شخصی به دیدن امام علی(ع) آمدند میتوان یافت، برقراری عدالت در بهرهگیری از مواهب بیتالمال در ماجرای برادرش عقیل به یک درس بزرگ تاریخی تبدیل شده است. برای امام علی(ع) هیچگاه هدف، وسیله را توجیه نکرد؛ او معتقد بود حتی برای اهداف مقدس، مسیر باید سالم و عادلانه باشد. احترام به خرد جمعی در ماجرای بیعتها، سایهسار شدن برای رشد و بالندگی دیگران و تکیهگاه بودن برای آدمهای ضعیف جامعه از دیگر آموزههای حضرت امیر(ع) است. من در این نوشتار به بخشهای بسیار کوچکی از رفتارهایی که به یاد داشتم اشاره کردم. چه خوب است که در نماد غدیر آنچنانکه مولایمان زیست را
مرور کنیم.
بیشک زیست اخلاقی و انسانی جامعه در گرو مرور و نهادینه کردن فردی این آموزه هاست. در دوران سختیها که هر کسی میخواهد یا قانونشکنی کند یا گلیم خود را از آب بیرون بکشد، اعتمادهای فردی و اجتماعی فروریخته چقدر با همین آموزههای ساده از غدیر میتواند احیا شده و به زیست
بهتری بینجامد.
و اما پرده دیگر
بدون تردید غدیر به عنوان یک واقعه و نماد غدیر نمیتواند از آموزههای حکمرانی حضرت امیر دور باشد که مناسب است در هر غدیر مروری کنیم بر این شیوههای حکمرانی و آموزههای آن برای همه. عید غدیر بر همه انسانها و هممیهنان
مبارک باد.
پرده اول: شادیهای خیلی دور، مناسک خیلی نزدیک
به گذشته که نگاه مـــــیکنیــــم، انــــگار زنــــــدگیمان مملـــو از بهانههای زیادی برای کنار هم بودن و شادی بود. یادش به خیر، کودکی ما، که همه اعیاد از نوروز تا اعیاد دینی و مذهبی از یک نیاز و متن جامعه برمیخاست و حال آدم ها را خوب میکرد. زندگی اجتماعی از سنتها، فرهنگ و آموزههای قومی و محلی رنگ میگرفت و جشنها چنان در دلمان مینشست که شیرینی فردی و آثار اجتماعی آن تا مدتها باقی میماند.عید غدیر پس از سر کشیدن چای شیرین و بلعیدن نان قندی در مسجد، سراغ خانه سادات خانم میرفتم و یک ریالی عیدی را با خوشحالی میگرفتم. در کوچه و خیابان و بازارچه کوچک جوادیه، همه جا غرق نور و چراغانی بود و طاق نصرتها خودنمایی میکردند.
کنار خیابانها تختهایی با فرشهای مندرس خانهها برپا میشد و هرکسی تئاتر، آواز و هر هنری که داشت با شادمانی به عرضه میپرداخت. مقایسه این جشنها با دهههای اخیر که هرچه به پیش رفتیم جشنها از نیاز اجتماعی، فرهنگی و مذهبی فاصله گرفت و به جشنهای تلویزیونی، از هیأتهای سراسری و غیرمحلی بزرگ با مداحان مبدل شد، به مرور در پی این تغییرات، شیرینکامی فردی کمرنگ شد و آثار اجتماعی آن روبهافول گذاشت. در صورتی که با حفظ تنوعها در شیوه بروز و عدمسختگیریها، بنیادهای محلی و حوزه عمومی شادیها حفظ میشد.
من فکر میکنم جشنها و عزاداریهایمان باید به متن اجتماعی و فرهنگی جامعه برگردد تا مقوم ماندگاری آثار آن شود.
در سنت ما، شعائر و مراسم در بخشی از سپهر عمومی جامعه قرار داشت در حوزه عمومی شکل میگرفت. ما به ترتیب طی سالها اعیادمان و حتی عزاداریهایی را که در حوزه عمومی با آموزش مذهبی هم همراه بوده به حوزه دولتی نزدیکتر کردیم. مشاهدات نشان میدهد هنوز در روستاها، شهرهای کوچک و محلات سنتی با فرهنگهای متنوع این مراسم در حوزه عمومی صورت میگیرد. غدیر و عاشورا و نیمه شعبانها در ایام پیشگفته در سطح حوزههای عمومی جامعه زیسته میشد دیگر به شکل سابق نمیتواند تولید شخصی و خودجوش جامعه محسوب شود.
شاید آثار اجتماعی کرونا فرصتی باشد که این مسأله به طور کامل به حوزه خصوصی منتقل شود و آداب و رسوم سنتی و مذهبی و انتقال نسلی آن به خانهها برده شود. فرصتی مناسب است تا خانواده را به محلی برای جمع شدنهای کوچک و مرور سنن و ارزشها تبدیل کنیم.
پرده دوم: جامعه و آموزههای غدیر
یکی از ویژگیهای یادآوری روزها و برپایی جشنها، بیتردید بازگشت به چیستی فرد یا ماجرایی است که پیرامون آن نامگذاری و نمادسازی صورت گرفته است. هرگاه مناسبتی با نام حضرت امیر(ع) شکل میگیرد، رمز جاودانگی و راز همبستگی جان و ذهن در فطرت انسانی با وی پدیدار میشود. با نگاهی ساده به آنچه از کودکی در مورد «امیر»مان شنیده یا خواندهایم اگر بنا را بر تمرین این آموزهها و نهادینه کردن آن در جان و دل بگذاریم، قطعاً جامعهای انسانیتر و بهتر خواهیم داشت.
از جمله این آموزههای ارزشمند میتوان به موارد زیر اشاره کرد: خانواده محوری و تثبیت بنیانهای آن، وفاداری مثال زدنی حضرت امیر(ع) به حضرت فاطمه(س) و حفظ انسجام خانواده که آن را تبدیل به خاستگاهی برای کنش اجتماعی و کانون اولیه تربیت و آموزش و حتی کنش سیاسی (با فاصلهای کوتاه از عادات دوران جاهلیت اعراب) به گونهای که سبب شد حضرت فاطمه(س) بتواند زن را به عنوان یک کنشگر اجتماعی و سیاسی
مطرح کند.
از خانواده که عبور کنیم، در اولین سطح اجتماعی دیدن اقشار فرودست اجتماعی و حس کردن وضعیت آنها و نیز اقدام عملی برای دستگیری و تلاش برای تغییر وضعیت آنها را مشاهده میکنیم. بنابراین فعالیت شخصی آن حضرت در حوزههای خیرجمعی به صورت پنهان و آشکار یکی از نیازهای بزرگ جامعه امروز ایران است. رفتار عادلانه با همه ادیان و قومیتها و احترام به قراردادهای اجتماعی چه در دوره حکومت و چه دوران انزوا، میتواند نمادی از رفتار انسانی و حقوق
برابری باشد.
تفکیک بین امور شخصی و امور حکومتی که نمونه آن را در خاموش کردن چراغ بیتالمال زمانی که طلحه و زبیر برای انجام کاری شخصی به دیدن امام علی(ع) آمدند میتوان یافت، برقراری عدالت در بهرهگیری از مواهب بیتالمال در ماجرای برادرش عقیل به یک درس بزرگ تاریخی تبدیل شده است. برای امام علی(ع) هیچگاه هدف، وسیله را توجیه نکرد؛ او معتقد بود حتی برای اهداف مقدس، مسیر باید سالم و عادلانه باشد. احترام به خرد جمعی در ماجرای بیعتها، سایهسار شدن برای رشد و بالندگی دیگران و تکیهگاه بودن برای آدمهای ضعیف جامعه از دیگر آموزههای حضرت امیر(ع) است. من در این نوشتار به بخشهای بسیار کوچکی از رفتارهایی که به یاد داشتم اشاره کردم. چه خوب است که در نماد غدیر آنچنانکه مولایمان زیست را
مرور کنیم.
بیشک زیست اخلاقی و انسانی جامعه در گرو مرور و نهادینه کردن فردی این آموزه هاست. در دوران سختیها که هر کسی میخواهد یا قانونشکنی کند یا گلیم خود را از آب بیرون بکشد، اعتمادهای فردی و اجتماعی فروریخته چقدر با همین آموزههای ساده از غدیر میتواند احیا شده و به زیست
بهتری بینجامد.
و اما پرده دیگر
بدون تردید غدیر به عنوان یک واقعه و نماد غدیر نمیتواند از آموزههای حکمرانی حضرت امیر دور باشد که مناسب است در هر غدیر مروری کنیم بر این شیوههای حکمرانی و آموزههای آن برای همه. عید غدیر بر همه انسانها و هممیهنان
مبارک باد.

برگزار کردن یا نکردنکنکور؟ مسأله این نیست
محمد فاضلی
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برگزار شدن یا نشدن کنکور امسال مسأله مناقشه برانگیزی شده است. فکر میکنم اگر ماهیت مسأله را بشناسیم آن گاه بهتر بتوانیم دربارهاش بیندیشیم و به قضاوت برسیم. مسأله کنکور از آن دست مسائلی است که طرفهای بسیاری در آن دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و... کل جامعه). اینها علایق، منافع و عقاید متعارضی دارند. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیامدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از ذینفعان و طرفهای درگیر مطرح است.
مسأله این است که هر یک از طرفها، برگزار کردن یا نکردن کنکور را چقدر، به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیامدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» ترکیب منافع و ملاحظات متنوع طرفهای درگیر در مسأله کنکور با بعد حقوقی/اخلاقی هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن کنکور، پیچیدگی را افزایش میدهد. مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
والدینی را در نظر بگیرید که فرزند پسری دارند که اگر امسال در کنکور شرکت نکند یا قبول نشود باید به سربازی برود، یک سال هم تحت فشار درس خواندن بوده و احتمالاً برای کلاس آموزشی هم زیاد هزینه کرده است. گونه دیگری را لحاظ کنید که فرزندی دارند که یک سال دیگر فرصت دارد. این دو احتمالاً نظرات متفاوتی دارند. اگر کنکور برگزار شود و کرونا افزایش یابد، نظام بهداشت و درمان مشکل جدی پیدا میکند و اگر برگزار نشود و دانشگاههای علوم پزشکی ورودی جدید نداشته باشند، باز همان نظام بهداشت و درمان نوع دیگری از مشکل پیدا میکند. این وضعیتهای پر از پیچیدگی برای همه طرفهای دارای منافع مشروع در این قضیه مطرح است.
هیچ راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. فکر میکنم وقتی به مناقشهبرانگیز بودن این مسأله نگاه کنیم، ماهیت مسأله عوض میشود. مسأله اصلی این نیست که کنکور برگزار بشود یا نشود، بلکه آن است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟ بیایید به یک راهکار فرضی بیندیشیم. آیا حکمران میتواند در گام اول، شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد؟ این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند. این همان ماهیت بینابینی و رضایتبخشی (تقسیم منفعت و هزینه بین کنشگران) است.
حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرآیند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند. کلیت جامعه نیز یک طرف این گفتوگوست و اطمینان مییابد که بر اثر تعقیب منافع صاحبان نفع (شرکتکنندگان کنکور) خسارتی عمومی (فراگیرتر شدن بیماری) ایجاد نمیشود. حکمرانی در این میان تلاش میکند تا پیامدهای هر اقدام را نیز برای همه ذینفعان تشریح کرده و آمادگی لازم برای جلوگیری از هر پیامد بد و مواجهه با پیامدهای ناگزیر را نیز ایجاد کند. این بحث درباره راهکار فرضی را میتوان بسیار بیشتر ادامه داد، اما قصدم این است که نشان دهم ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست، پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد. حکمران هر یک از این دو گزینه را که در پیش بگیرد، با نقد تند طرف مقابل مواجه میشود و بیاعتبار خواهد شد و تا ابد باید پاسخگوی پیامدهای بدی باشد که بر هر گزینه مترتب است. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آن را خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیامدهای آن آماده شود. این راهکار رضایتبخش نیز در فرآیندی اجتماعی-گفتوگویی به دست میآید.
اگر از این زاویه به برگزار کردن یا نکردن کنکور امسال بنگریم، مسأله اکنون این است که حکمران قادر نیست صورت بندی دوقطبی نشدهای از کنکور ارائه کرده، جامعه و همه طرفهای درگیر را به گفتوگویی درباره آن فرا بخواند و به تأمل اجتماعی در راهحلهای گوناگون و ساختن راهکاری رضایتبخش وارد کند. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علایق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. شرایط متفاوت ذینفعان، جغرافیا، افق زمانی گوناگون طرفها در محاسبات حکمران جایی ندارند. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیامدهای آن تقلیل یافته است.
اینجاست که یکی از بزرگترین ناتوانیهای حکمرانی ما آشکار میشود. نظام حکمرانی که قبلاً آن را با «دستورزان گنگزبان» - فقط با دستانش کار میکند و زبان تعامل و گفتوگو ندارد - توصیف کردهام، نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی کند، نسبت به تحلیل آنها اقدام کرده، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند. حکمرانی گاه به عوض همه کارهایی که باید انجام دهد، دست به دامان عبارت هایی می شود که بیشتر پوششی برای ناتوانی سیاستگذار و حکمران در درک ماهیت مسأله و پرداختن به آن در قالبی فراتر از شیوههای آشنا و مألوف سیاستگذاری و حکمرانی است. مسأله این است که حکمرانی ماهیت مسأله را درک نمیکند و از گنگزبانی و لکنت در طرح مسأله با ذینفعان و فراهم کردن بستر اجتماعی رسیدن به راهکارهای بینابینی متقاعدکننده و جمعی عاجز است.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
برگزار شدن یا نشدن کنکور امسال مسأله مناقشه برانگیزی شده است. فکر میکنم اگر ماهیت مسأله را بشناسیم آن گاه بهتر بتوانیم دربارهاش بیندیشیم و به قضاوت برسیم. مسأله کنکور از آن دست مسائلی است که طرفهای بسیاری در آن دخیل هستند (دانشآموزان، والدین، دولت، مجلس، نظام بهداشت و درمان، دانشگاهها، مراکز آموزشی کنکور، نظام سربازی و... کل جامعه). اینها علایق، منافع و عقاید متعارضی دارند. پشت هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن، مجموعهای از پیامدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی خوابیده است. مسأله «درستی یا نادرستی» برگزار کردن یا نکردن کنکور نیست، بلکه «خوب یا بد بودن» هر دو گزینه برای هر یک از ذینفعان و طرفهای درگیر مطرح است.
مسأله این است که هر یک از طرفها، برگزار کردن یا نکردن کنکور را چقدر، به چه جهتی و در چه افق زمانی برای خود خوب یا بد ارزیابی میکنند. مسأله وزن دادن به پیامدهای متفاوت برای طرفهای متفاوت هم هست.
مسأله کنکور امسال از جنس حقوق شهروندی و اخلاق هم هست. آیا «حکمران حق دارد و اخلاقی است که شهروند را به انجام کاری (شرکت در کنکور) وادار کند که بر اثر آن جانش در خطر بیفتد؟» و آیا «حکمران حق دارد شهروند را از کاری باز دارد (ممانعت از شرکت در کنکور) که ممکن است به از دست رفتن فرصتی در زندگی، یک سال تأخیر در ورود به دانشگاه و اساساً تغییر احتمالی مسیر زندگی منجر شود؟» ترکیب منافع و ملاحظات متنوع طرفهای درگیر در مسأله کنکور با بعد حقوقی/اخلاقی هر دو گزینه برگزار کردن یا نکردن کنکور، پیچیدگی را افزایش میدهد. مسأله وقتی پیچیدهتر میشود که در نظر بگیریم شاید کرونا سال دیگر یا سالهای دیگر هم باشد و همین سؤالات در سالهای دیگر هم مطرح میشوند.
والدینی را در نظر بگیرید که فرزند پسری دارند که اگر امسال در کنکور شرکت نکند یا قبول نشود باید به سربازی برود، یک سال هم تحت فشار درس خواندن بوده و احتمالاً برای کلاس آموزشی هم زیاد هزینه کرده است. گونه دیگری را لحاظ کنید که فرزندی دارند که یک سال دیگر فرصت دارد. این دو احتمالاً نظرات متفاوتی دارند. اگر کنکور برگزار شود و کرونا افزایش یابد، نظام بهداشت و درمان مشکل جدی پیدا میکند و اگر برگزار نشود و دانشگاههای علوم پزشکی ورودی جدید نداشته باشند، باز همان نظام بهداشت و درمان نوع دیگری از مشکل پیدا میکند. این وضعیتهای پر از پیچیدگی برای همه طرفهای دارای منافع مشروع در این قضیه مطرح است.
هیچ راهحل قطعاً درست یا نادرستی برای مسأله برگزار کردن/نکردن کنکور وجود ندارد. فکر میکنم وقتی به مناقشهبرانگیز بودن این مسأله نگاه کنیم، ماهیت مسأله عوض میشود. مسأله اصلی این نیست که کنکور برگزار بشود یا نشود، بلکه آن است که «آیا همه طرفهای درگیر در مسأله میتوانند از مسیر گفتوگو بر اساس داده و شواهد معتبر، به راهکاری رضایتبخش/اطمینانبخش (نه درست/متقن) دست یابند؟» آیا حکمرانان (در این مورد با محوریت وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و وزارت بهداشت) قادرند گفتوگویی اجتماعی برای رسیدن به راهکاری رضایتبخش و متقاعدکننده را پیش بگیرند؟ بیایید به یک راهکار فرضی بیندیشیم. آیا حکمران میتواند در گام اول، شهروندان را برای مشارکت کردن یا نکردن در کنکور مخیر کند و به آنها که به دلیل بیم جان از شرکت در کنکور خودداری میکنند و از این بابت ممکن است فرصت شرکت در کنکور سال آینده را از دست بدهند (نظیر کسانی که سرباز میشوند)، یک سال دیگر فرصت شرکت کردن بدهد؟ این یعنی گزینه شرکت کردن یا نکردن را به انتخاب شهروند وابسته سازد و خود را از دوراهی اخلاقی-حقوقی تحمیل گزینهای بر شهروند برهاند. این بدان معناست که شهروند برای حفظ جانش از یک سال عمرش مایه میگذارد و حکمران هزینه انتخاب شهروند را میپذیرد اما هزینه نقصان در مشروعیت و اتهام بیتدبیری را از خود دور میکند. این همان ماهیت بینابینی و رضایتبخشی (تقسیم منفعت و هزینه بین کنشگران) است.
حکمران در گام دوم میتواند بر سر شرایط برگزاری کنکور با کسانی که انتخابشان مشارکت در کنکور است گفتوگو کرده و فرآیند اطمینانبخشی درخصوص رعایت حداکثری ملزومات بهداشتی برگزاری کنکور را طی کند. کلیت جامعه نیز یک طرف این گفتوگوست و اطمینان مییابد که بر اثر تعقیب منافع صاحبان نفع (شرکتکنندگان کنکور) خسارتی عمومی (فراگیرتر شدن بیماری) ایجاد نمیشود. حکمرانی در این میان تلاش میکند تا پیامدهای هر اقدام را نیز برای همه ذینفعان تشریح کرده و آمادگی لازم برای جلوگیری از هر پیامد بد و مواجهه با پیامدهای ناگزیر را نیز ایجاد کند. این بحث درباره راهکار فرضی را میتوان بسیار بیشتر ادامه داد، اما قصدم این است که نشان دهم ورود به مسأله از منظر راهکار درست یا نادرست، پیچیدگی، اجتماعی و گفتوگویی بودن مسأله را نادیده گرفته و در عمل جامعه را دوقطبی (مخالفان و موافقان) کرده و در نهایت اعتبار حکمران را مخدوش میسازد. حکمران هر یک از این دو گزینه را که در پیش بگیرد، با نقد تند طرف مقابل مواجه میشود و بیاعتبار خواهد شد و تا ابد باید پاسخگوی پیامدهای بدی باشد که بر هر گزینه مترتب است. حکمران باید بداند که در چنین مسائلی، گزینه درست وجود ندارد بلکه باید به راهکار رضایتبخشی برسد که تعداد هر چه بیشتری از جامعه آن را خوب تلقی کنند و کلیت جامعه برای رعایت ملزومات تعدیل مسأله در سطحی رضایتبخش و مواجهه با پیامدهای آن آماده شود. این راهکار رضایتبخش نیز در فرآیندی اجتماعی-گفتوگویی به دست میآید.
اگر از این زاویه به برگزار کردن یا نکردن کنکور امسال بنگریم، مسأله اکنون این است که حکمران قادر نیست صورت بندی دوقطبی نشدهای از کنکور ارائه کرده، جامعه و همه طرفهای درگیر را به گفتوگویی درباره آن فرا بخواند و به تأمل اجتماعی در راهحلهای گوناگون و ساختن راهکاری رضایتبخش وارد کند. حکمران گویی فقط دوگانه برگزار کردن یا نکردن کنکور را در اختیار دارد و قادر نیست به راهبردی نظیر «ساختن راهکاری بینابینی مبتنی بر علایق، انتخابها و شرایط متفاوت کنشگران درگیر در مسأله» بیندیشد. شرایط متفاوت ذینفعان، جغرافیا، افق زمانی گوناگون طرفها در محاسبات حکمران جایی ندارند. مسأله حکمران به عوض «ساختن راهکار بینابینی رضایتبخش» به «انتخاب کردن یکی از دو گزینه» و متقاعد کردن یا واداشتن طرفهای درگیر به پذیرش درستی انتخاب خود و تحمیل پیامدهای آن تقلیل یافته است.
اینجاست که یکی از بزرگترین ناتوانیهای حکمرانی ما آشکار میشود. نظام حکمرانی که قبلاً آن را با «دستورزان گنگزبان» - فقط با دستانش کار میکند و زبان تعامل و گفتوگو ندارد - توصیف کردهام، نمیتواند شواهد درباره مسأله را سازماندهی کند، نسبت به تحلیل آنها اقدام کرده، با ذینفعان و طرفهای درگیر در مسأله به اشتراک بگذارد، پذیرای روایتهای ایشان از مسأله بشود، همه روایتها را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و بپذیرد که بر سر «ساختن راهکار رضایتبخش و متقاعدکننده» و نه «واداشتن همه طرفها به پذیرش انتخاب حکمران» تعامل و گفتوگو کند. حکمرانی گاه به عوض همه کارهایی که باید انجام دهد، دست به دامان عبارت هایی می شود که بیشتر پوششی برای ناتوانی سیاستگذار و حکمران در درک ماهیت مسأله و پرداختن به آن در قالبی فراتر از شیوههای آشنا و مألوف سیاستگذاری و حکمرانی است. مسأله این است که حکمرانی ماهیت مسأله را درک نمیکند و از گنگزبانی و لکنت در طرح مسأله با ذینفعان و فراهم کردن بستر اجتماعی رسیدن به راهکارهای بینابینی متقاعدکننده و جمعی عاجز است.

ترکشهای جنگ داخلی
عباس عبدی
روزنامه نگار
انفجار بیروت را باید یک فاجعه تمامعیار دانست. خوشبختانه علیرغم بدبینیهای همیشگی زود معلوم شد که این انفجار یک اتفاق و ناشی از سهلانگاری و سوء مدیریت است. هر چند و در هر صورت احتمالاً از حیث نتیجه برای مردم لبنان و بیروت تفاوت چندانی نخواهد داشت. زیرا آنچه که مردم با آن دست به گریبان هستند، نداشتن شغل، درآمد و امنیت و آرامش است که با این اتفاقات از میان خواهد رفت. این انفجار ریشه در بیثباتی و حل نشدن مفهوم دولت ملی در لبنان و نیز جنگ داخلی آنجا دارد. دولت در لبنان بر اساس موازنه طائفی شکل گرفت و این موازنه در طول نیم قرن به علل گوناگون داخلی و خارجی تغییر کرد و نظام سیاسی ناپایداری را در آنجا ایحاد نمود و در نهایت منجر به جنگ داخلی شد.
هنگامی که جنگ داخلی لبنان در سال 1975 آغاز شد، شاید کمتر کسی انتظار داشت که 15 سال طول بکشد، ولی به علت تغییرات داخلی و منطقهای، موازنه قوای داخلی لبنان نیز دچار تغییر شد و نمیتوانست با ساختار سیاسی پیشین دوام یابد، در نتیجه کافی بود که جرقهای در این انبار باروت بیروت زده شود تا نائره جنگ داخلی شعلهور گردد و هنگامی که پس از ۱۵ سال و کشته شدن بیش از 120 هزار نفر همه طرفهای جنگ از ماجرای پیش آمده خسته شدند سعی کردند با توافقی جدید موازنهای مناسبتر ولی در همان چارچوب قبلی را شکل دهند و لبنان را به سوی صلح و آرامش رهنمون کنند. ولی بجز ایرادی که چارچوب کلی دارد یک نکته مهم دیگر هم بود که نباید فراموش میشد. 15 سال جنگ داخلی چنان تغییراتی را ایجاد کرده بود که حتی با توافق صلح اوضاع به گذشته برنمیگشت.
فرهنگی که در یک کشور درگیر جنگ داخلی ایجاد میشود، همچنین تغییرات مکانی و شغلی و جمعیتی که به وجود میآید، عمیقتر از آن است که ابتدا به ذهن میرسد. این تصور باطلی است که گمان کنیم جنگ و درگیری میتواند مشکلات یک جامعه را حل کند. نمونه دیگر آن در عراق است. عراق حتی در زمانی که طرفین به توافق میرسند و روی آرامش میبیند باز هم آبستن حوادثی است که هر لحظه میتواند اوج گیرد. حوادثی که ریشه آن در جریان جنگ بسته شده است و هر لحظه میتواند ظهور و بروز پیدا کند.
انفجار بیروت از یک حیث و به طور قطع ناشی از سوء مدیریت است، حتی اگر ثابت شود که آغاز آن عمدی بوده است. اینکه چند هزار تن نیترات آمونیوم در یک مکان داخل شهر انبار شود، حداقل خطایی است که باید به آن توجه داشت. بندری که در کنار مراکز اداری و مسکونی قرار دارد؛ وجود این حجم از مواد منفجره، ناشی از یک شلختگی مدیریتی در ساختار اداری و امنیتی آن است. این وضعیت میراث جنگ داخلی و غیبت یک دولت مقتدر و قوی محسوب میشود. اکنون 30 سال از پیمان طائف میگذرد ولی آن 15 سال جنگ داخلی اثرات ماندگارتری داشته است. برای کشور کوچکی چون لبنان کشته شدن 120 هزار نفر در جنگ داخلی بسیار زیاد است. 15 سال در بحران و ترس دایمی زندگی کردن، روح و روان یک جامعه را دچار بیماری میکند. حتی همان پیمان نیز با فشار نیروهای خارجی منعقد شد.
نیروهایی که به علل گوناگون میتوانستند نسبت به منافع مردم لبنان تغییر موضع دهند که دادند تا کل معادلات داخلی لبنان را به هم بریزند و یک نمونه کوچک آن احضار نخست وزیر لبنان به عربستان و برخورد با او بود. از سوی دیگر درست است که پیمان طائف در سال 1990 جنگ داخلی را پایان داد، ولی پایان جنگ به معنای ورود به صلح پایدار نیست. وجود یک دولت ملی شرط لازم یک صلح پایدار داخلی است. هنگامی که نخست وزیر این دولت در برابر عربستان سعودی بیاختیار باشد به طوری که احضار و حتی زندانی شود و صدایش نیز در نیاید، طبیعی است که بندر کشور خود را محل عبور یا انبار کردن مواد خطرناک و ممنوعه برای کشورهای دیگر قرار دهد. وضعیت لبنان برای همه نیروهای منطقه آموزنده و مهم است اگر درس بیاموزند. جنگ بویژه جنگ داخلی چنان ساختارها و فرهنگی را ایجاد میکند که تا چند نسل با روح و روان جامعه همراه و بر آن مسلط است.
روزنامه نگار
انفجار بیروت را باید یک فاجعه تمامعیار دانست. خوشبختانه علیرغم بدبینیهای همیشگی زود معلوم شد که این انفجار یک اتفاق و ناشی از سهلانگاری و سوء مدیریت است. هر چند و در هر صورت احتمالاً از حیث نتیجه برای مردم لبنان و بیروت تفاوت چندانی نخواهد داشت. زیرا آنچه که مردم با آن دست به گریبان هستند، نداشتن شغل، درآمد و امنیت و آرامش است که با این اتفاقات از میان خواهد رفت. این انفجار ریشه در بیثباتی و حل نشدن مفهوم دولت ملی در لبنان و نیز جنگ داخلی آنجا دارد. دولت در لبنان بر اساس موازنه طائفی شکل گرفت و این موازنه در طول نیم قرن به علل گوناگون داخلی و خارجی تغییر کرد و نظام سیاسی ناپایداری را در آنجا ایحاد نمود و در نهایت منجر به جنگ داخلی شد.
هنگامی که جنگ داخلی لبنان در سال 1975 آغاز شد، شاید کمتر کسی انتظار داشت که 15 سال طول بکشد، ولی به علت تغییرات داخلی و منطقهای، موازنه قوای داخلی لبنان نیز دچار تغییر شد و نمیتوانست با ساختار سیاسی پیشین دوام یابد، در نتیجه کافی بود که جرقهای در این انبار باروت بیروت زده شود تا نائره جنگ داخلی شعلهور گردد و هنگامی که پس از ۱۵ سال و کشته شدن بیش از 120 هزار نفر همه طرفهای جنگ از ماجرای پیش آمده خسته شدند سعی کردند با توافقی جدید موازنهای مناسبتر ولی در همان چارچوب قبلی را شکل دهند و لبنان را به سوی صلح و آرامش رهنمون کنند. ولی بجز ایرادی که چارچوب کلی دارد یک نکته مهم دیگر هم بود که نباید فراموش میشد. 15 سال جنگ داخلی چنان تغییراتی را ایجاد کرده بود که حتی با توافق صلح اوضاع به گذشته برنمیگشت.
فرهنگی که در یک کشور درگیر جنگ داخلی ایجاد میشود، همچنین تغییرات مکانی و شغلی و جمعیتی که به وجود میآید، عمیقتر از آن است که ابتدا به ذهن میرسد. این تصور باطلی است که گمان کنیم جنگ و درگیری میتواند مشکلات یک جامعه را حل کند. نمونه دیگر آن در عراق است. عراق حتی در زمانی که طرفین به توافق میرسند و روی آرامش میبیند باز هم آبستن حوادثی است که هر لحظه میتواند اوج گیرد. حوادثی که ریشه آن در جریان جنگ بسته شده است و هر لحظه میتواند ظهور و بروز پیدا کند.
انفجار بیروت از یک حیث و به طور قطع ناشی از سوء مدیریت است، حتی اگر ثابت شود که آغاز آن عمدی بوده است. اینکه چند هزار تن نیترات آمونیوم در یک مکان داخل شهر انبار شود، حداقل خطایی است که باید به آن توجه داشت. بندری که در کنار مراکز اداری و مسکونی قرار دارد؛ وجود این حجم از مواد منفجره، ناشی از یک شلختگی مدیریتی در ساختار اداری و امنیتی آن است. این وضعیت میراث جنگ داخلی و غیبت یک دولت مقتدر و قوی محسوب میشود. اکنون 30 سال از پیمان طائف میگذرد ولی آن 15 سال جنگ داخلی اثرات ماندگارتری داشته است. برای کشور کوچکی چون لبنان کشته شدن 120 هزار نفر در جنگ داخلی بسیار زیاد است. 15 سال در بحران و ترس دایمی زندگی کردن، روح و روان یک جامعه را دچار بیماری میکند. حتی همان پیمان نیز با فشار نیروهای خارجی منعقد شد.
نیروهایی که به علل گوناگون میتوانستند نسبت به منافع مردم لبنان تغییر موضع دهند که دادند تا کل معادلات داخلی لبنان را به هم بریزند و یک نمونه کوچک آن احضار نخست وزیر لبنان به عربستان و برخورد با او بود. از سوی دیگر درست است که پیمان طائف در سال 1990 جنگ داخلی را پایان داد، ولی پایان جنگ به معنای ورود به صلح پایدار نیست. وجود یک دولت ملی شرط لازم یک صلح پایدار داخلی است. هنگامی که نخست وزیر این دولت در برابر عربستان سعودی بیاختیار باشد به طوری که احضار و حتی زندانی شود و صدایش نیز در نیاید، طبیعی است که بندر کشور خود را محل عبور یا انبار کردن مواد خطرناک و ممنوعه برای کشورهای دیگر قرار دهد. وضعیت لبنان برای همه نیروهای منطقه آموزنده و مهم است اگر درس بیاموزند. جنگ بویژه جنگ داخلی چنان ساختارها و فرهنگی را ایجاد میکند که تا چند نسل با روح و روان جامعه همراه و بر آن مسلط است.

سلام ایران
هر روز با شما در اینجا خواهیم بود، صدای شما، حرف شما و پیشنهاد شما را می شنویم و می خوانیم و بازگو می کنیم. تلفن: 88769075 021 پیامک: 3000451213
جـوابیه
جوابیه مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت در پاسخ به پیام درج شده در تاریخ 28 اردیبهشت 99 با عنوان گاوداری در کنار منازل مسکونی/ با سلام، طی مکاتبهای که شبکه بهداشت و درمان شهرستان شاهینشهر و میمه با دادستانی این شهر داشته است، موارد ذیل جهت پیگرد قانونی به این دادستانی ارسال شده است: پیرو شکایت اهالی روستای مورچهخورت مبنی بر ایجاد بوی نامطبوع توسط واحد گاوداری واقع در مورچهخورت ابتدای جاده کلهرود بازرسی و بررسیهای لازم انجام پذیرفت. لذا با توجه به اینکه این واحد در فاصله قانونی هزار و 450 متری از منطقه مسکونی قرار گرفته ولی به دلیل قرار گرفتن در جهت مسیر وزش بادهای غالب محلی و عدم رعایت دستورالعملهای بهداشتی موجبات آزار و اذیت و اشاعه بوی نامطبوع و تهدید علیه بهداشت عمومی را فراهم آورده است. لذا موارد ذیل به دلیل ایجاد تخلفات بهداشتی تحت پیگرد قضایی قرار گیرد. 1- گاوداری فاقد سپتیک و سیستم جمعآوری و ایمنسازی دفع فاضلاب میباشد که این موضوع یکی از اساسیترین عوامل ایجاد بو و تأثیرات غیربهداشتی و زیست محیطی از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی و فرسایش خاک است. 2- گاوداری فاقد حصارکشی و یا حریم استحفاظی مشخص برای جلوگیری از ورود و تجمع حیوانات ناقل ولگرد و همچنین جلوگیری از پراکندگی ضایعات و زباله میباشد. 3- عدم تدوین برنامه منظم و مستند یا عقد قراردادی که مشخص نماید پاکسازی، بارگیری و حمل مستمر فضولات دامی (کمتر از یک هفته) جهت جلوگیری از لاروریزی و تکثیر حشرات و جلوگیری از تولید بوی نامطبوع در حال انجام است. 4- لزوم ایمنسازی ضایعات دارویی و دامی و مواد زائد قبل از خروج از محل دامداری.
دکتر کیانوش جهانپور / رئیس مرکز
جـوابیه
جوابیه مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت در پاسخ به پیام درج شده در تاریخ 28 اردیبهشت 99 با عنوان گاوداری در کنار منازل مسکونی/ با سلام، طی مکاتبهای که شبکه بهداشت و درمان شهرستان شاهینشهر و میمه با دادستانی این شهر داشته است، موارد ذیل جهت پیگرد قانونی به این دادستانی ارسال شده است: پیرو شکایت اهالی روستای مورچهخورت مبنی بر ایجاد بوی نامطبوع توسط واحد گاوداری واقع در مورچهخورت ابتدای جاده کلهرود بازرسی و بررسیهای لازم انجام پذیرفت. لذا با توجه به اینکه این واحد در فاصله قانونی هزار و 450 متری از منطقه مسکونی قرار گرفته ولی به دلیل قرار گرفتن در جهت مسیر وزش بادهای غالب محلی و عدم رعایت دستورالعملهای بهداشتی موجبات آزار و اذیت و اشاعه بوی نامطبوع و تهدید علیه بهداشت عمومی را فراهم آورده است. لذا موارد ذیل به دلیل ایجاد تخلفات بهداشتی تحت پیگرد قضایی قرار گیرد. 1- گاوداری فاقد سپتیک و سیستم جمعآوری و ایمنسازی دفع فاضلاب میباشد که این موضوع یکی از اساسیترین عوامل ایجاد بو و تأثیرات غیربهداشتی و زیست محیطی از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی و فرسایش خاک است. 2- گاوداری فاقد حصارکشی و یا حریم استحفاظی مشخص برای جلوگیری از ورود و تجمع حیوانات ناقل ولگرد و همچنین جلوگیری از پراکندگی ضایعات و زباله میباشد. 3- عدم تدوین برنامه منظم و مستند یا عقد قراردادی که مشخص نماید پاکسازی، بارگیری و حمل مستمر فضولات دامی (کمتر از یک هفته) جهت جلوگیری از لاروریزی و تکثیر حشرات و جلوگیری از تولید بوی نامطبوع در حال انجام است. 4- لزوم ایمنسازی ضایعات دارویی و دامی و مواد زائد قبل از خروج از محل دامداری.
دکتر کیانوش جهانپور / رئیس مرکز
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
# من - ماسک - میزنم
-
جهش بزرگ در صنعت پتروشیمی
-
ما میدانیم در بندر حیفا چه خبر است
-
سناریوهای بازگشایی مدارس
-
پراید به پیکان پیوست
-
یک جشن سوت و کور
-
<برایان هوک> قربانی شکست کارزار فشار حداکثری
-
دلار ۲۴ هزار تومانی غیرواقعی است
-
چراغ تحریریه را در هر شرایطی روشن نگه دارید
-
بفرمایید ماسک نذری خدا قبول کند
-
ادای احترام ارکستر ملی ایران به کادر درمانی
-
ماجرای تلخ «سها» در جهان نما
-
ایمنی بازار سنتی اصفهان به مویی بند است
-
صفحه ویژه ایران قرن
-
غدیر در چند پرده
-
برگزار کردن یا نکردنکنکور؟ مسأله این نیست
-
ترکشهای جنگ داخلی
-
سلام ایران

اخبارایران آنلاین